X
تبلیغات
اخبار و اطلاعات عمومی
روزنامه کیهان به بهانه ساختن فیلم"ماه وش" که در باره زندگی یکی از ستاره های سینمای قبل از انقلاب است ، به نقد آن پرداخته است.

کیهان نوشته است:
مهوش (ماه وش)، ستاره سینمای ایران پیش از انقلاب اسلامی است. او به علت تومور مغزی، در حال بازگشت به ایران است. مهوش، برای شناخته نشدنش،...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مانی در پنجشنبه بیست و نهم بهمن 1388 و ساعت 11:53 |
شیوع بالای سرطان در ایران و کاهش سن ابتلا به این بیماری سخت و پر هزینه باعث شده که برخی متخصصین سرطان شناسی از اصطلاح "سونامی سرطان" برای نشان دادن شدت خساراتهای جانی و مالی این بیماری در کشور استفاده کنند.

به گزارش مهر، سرطان انواع مختلفی...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مانی در چهارشنبه بیست و هشتم بهمن 1388 و ساعت 15:18 |
ايرنا: سرتيپ حميدرضا حسين آبادي گفت: در ملاقات با پليس کشورهاي همسايه هيچ گونه کراک در آنجا مشاهده نکرديم بطوري‌که کراک با هدايت کشورهاي غربي در افغانستان توليد و در کشور ما مصرف مي‌شود.   
رييس پليس مبارزه با مواد مخدر نيروي انتظامي اظهار داشت: هرويين فشرده و مخرب "کراک" و انواع افزودني خطرناک که به آن اضافه مي کنند که با خلوص 95 درصد به ايران وارد مي شود، در هيچ کشوري مصرف ندارد و فقط براي ايران توليد مي‌کنند.
وي با بيان اينکه اروپا خود توليد کننده پيش سازهاي مواد شيميايي مخدر است گفت: سالانه 13 هزار تن پيش ساز اسيد انيدريک و هيدروکلرايد اسيد به افغانستان ترانزيت مي شود در حالي که اگر اين پيش سازها به افغانستان نرود آنها نمي‌توانند کاري از پيش ببرند.
حسين آبادي افزود: اين پيش سازها کالاي استراتژيک است که فقط در اروپا توليد مي‌شود.
رييس پليس مبارزه با مواد مخدر ناجا تصريح کرد: الگوي مصرف مواد مخدر از کم خطر به پرخطر تغيير کرده و کشفيات 80 درصد هرويين پليس به کراک تبديل شده است.
حسين آبادي گفت: به نظر مي رسد کشورهاي غربي با حضور در افغانستان به نوعي در کشت و قاچاق مواد مخدر دخالت مستقيم دارند.
وي با بيان اينکه بخشي از هزينه‌هاي کشورهاي غربي در افغانستان توسط مافياي مواد مخدر تامين مي‌شود، افزود: گردش مالي 12 هزار تن ترياک و يک‌هزار تن هرويين يک مبلغ کلان است.
اين مقام انتظامي اظهار داشت:‌ به گفته مقامات سازمان ملل هر کيلو هرويين در افغانستان 2 هزار 180 دلار و در لندن 80 هزار دلار است (76 ميليون تومان سود يک کيلو هرويين) و اين ارزش افزوده سبب مي‌شود که کشورهاي غربي نتوانند از مبلغ هنگفت سود قاچاق اين مواد چشم پوشي کنند.
حسين آبادي خاطرنشان کرد: آمار سازمان ملل حاکيست که قيمت امسال ترياک سر مزرعه 48 دلار و خشک 68 دلار است در حالي‌که سه سال پيش ترياک در مزرعه 150 دلار قيمت داشت که اين موضوع قابل تامل است.
وي مصرف کراک را راهي بدون بازگشت اعلام کرد و گفت: کساني که به اين مواد اعتياد دارند قطعا عمر بسيار کوتاهي خواهند داشت
+ نوشته شده توسط مانی در سه شنبه بیست و هفتم بهمن 1388 و ساعت 15:7 |

در ميان رفتگان و ماندگان نام بلند" اسماعيل نواب صفا" در آسمان فرهنگ و ادب پارسي چون ستاره اي فروزان است . سال ها است نغمه هاي خنيا گران ترانه هاي دلنشين او در آسمان كشور عزيزمان گل افشاني مي كند و عطر كلام سحر انگيزش روح و جانمان را به عشق و معرفت صيقل مي دهد . "رفته" هاي "عمر گذشته" را چون" كبوتر بهشتي" به" ارمغان طبيعت" پيشكش مي كند . "گواه عشق" را در "روياي هستي" به "گيسوي شب" پيوند مي زند "صبح خندان "را با نغمه ي "پرستوي" خود در "گلشن هستي" دلربا مي كند . "نقش غم" را در "دنياي اشك" هر عاشقي "مهر آفرين" مي سازد . "نيلوفر" ، "تك درخت "، "جواني" گواه عشق اين" باغبان خسته" ي روزگار بود . فرجام عمرش "ساقي "را مي طلبيد تا "ساغر عمر رفته" را با ياران عزيزش نوش جان كند .افسوس كه يارانش" بي خبر"، "بار سفر بستند" و "ناله ي دل" او را به آسمان كشاندند . صبا ،خالقي ،عبادي ،يا حقي ،خالدي ، وفادار ،بنان ،قوامي ،رفيعي ، وزيري "گواه عشق" او بودند كه با رفتنشان پير مرد گوشه نشين را" هستي سوز" كردند اما" مستي عاشقانه" و "ناله ي شبگير" او نشان " گرمي عشق" جاودانه اش بود. تمام اين "آشفتگي" ها" بهانه "اي براي "زلف يار" گشت تا در غربت مرگ به يارانش بپيوندد. روانش شاد.

استاد ارجمند؛ زنده ياد اسماعيل نواب صفا محقق، نويسنده، شاعر و ترانه سراي نام آشنا، به تاريخ بيست و نهم اسفند ماه 1303 خورشيدي در كرمانشاه ديده به جهان گشود. خاندان پدري ايشان از "نواب" هاي مشهور اصفهان بودند. "نشاط اصفهاني" شاعر و دانشمند مشهور عصر قاجار ،دايي پدرش بود. پدر ايشان "سيد مرتضي" مردي عارف مسلك بود كه از طرف" ظهير الدوله" به لقب طريقت" نوابعلي" مفتخر گرديد. مادر ايشان مؤسس نخستين مدرسه ي ملي با نام" بصيرت" در كرمانشاه بود. خاطرات تلخ و شيرين و روزگار خوش كودكي اين شاعر در كرمانشاه سپري شد .در هفت سالگي از نعمت وجود پدر محروم گرديد. دوازده ساله بود كه به تشويق مادر نزد استاداني مشق ويولن گرفت . از آنجا كه خانواده ي وي با ادبيات و عرفان آشنا بودند بارقه ي عشق ودلبستگي به شعر و ادبيات ايران در كودكي بر وي عارض شد . به سال 1323 ،هنر شاعري خود را با ساختن مضامين فكاهي و سياسي در روزنامه ي "توفيق" به نمايش گذاشت. سال 1324 به ساختنتصنيف علاقه مند گرديد و نخستين تصنيف را بر روي يك ملودي كردي ساخت اين اثر كه با نام "موسم گل" و با صداي" روحبخش" ثبت گرديده ، نخستين تصنيفش در بيست سالگي است . با ساخت اين تصنيف به واسطه ي زنده ياد" پرويز خطيبي" به" برادران وفادار" معرفي شد. همچنين ساخت اين تصنيف آغازي جهت فعاليتش در راديو گرديد . در سال 1325 به عضويت بزرگترين كنگره ي شعرا و نويسندگان و به عنوان جوانترين عضو اين كنگره انتخاب گرديد . در سال 1326 به دعوت "اسماعيل مهر تاش" تصانيفي ساخت. پس از آن از طرف "حسينقلي مستعان" نويسنده و مترجم معروف به همكاري در راديو دعوت شد و به عنوان عضو شورا ي نويسندگان، قرار دادي با راديو امضا نمود . در اين زمان با استادان بزرگ موسيقي همچون موسي معروفي ،حسين يا حقي ، ابراهيم منصوري و جواد بديع زاده آشنا گرديد .با تغيير اداره ي كل انتشارت و تبليغات به وزارتخانه، از طرف آقاي" نصرت الله معينيان" مامور شد تا ناظر برنامه هاي راديو تهران و تصحيح و تصويب ترانه ها باشد و در اين مدت خود نيز ترانه ها و تصنيف هاي زيبايي خلق نمود.تصنيف هاي ماندگاري چون " تك درخت ، موج،آمد نوبهار ،جواني ،چه شبها ، نيلوفر ،بي خبر ، آشفته، پربسته ،روياي هستي ،رفتم و بار سفر بستم ،رفتي و باز آمدي ،بخت بيدار" و ده ها تصنيف زيبا و جاودانه ي ديگر حاصل كشش روحي و حالات دروني اين شاعر بوده است .از میان آهنگسازان برجسته ی موسیقی معاصر می توان به" مهدی خالدی، مرتضي خان محجوبي ، روح الله خالقی، حسین و پر ویز یاحقی، مجید وفادار، عباس شا پوری، علي تجويدي، حبیب الله بد یعی، انوشیروان روحانی، جواد لشکری، همایون خرم و اسدالله ملك"اشاره نمود که نواب صفا بر آهنگهایشان تصنيف ساخته است.

از میان خوانندگان مشهور و خوش آواز که این ترانه ها را اجرا نموده اند می توان بیشتر به آقایان" بنان، قوامی، عبدالعلي وزیری، داریوش رفیعی" ، و خانم ها "روحبخش، ملوك ضرابی، ملکه حکمت شعار، دلکش، مرضیه، الهه، پوران، پروین و ناهید" اشاره نمود. در این میان می بایست به سابقه ی دوستی وي با شاعران و ترانه سرایان و اديبانی چون "رهی معيری، پژمان بختیاری،کریم فکور،ابوا لحسن ورزی، معینی کرمانشاهی، پرویز خطیبی، بیژن ترقی، تورج نگهبان، بهادر یگانه و..." توجه داشت. در همان چند سال مسابقه های رادیو به هر شکل و صورتی زیر نظرنواب صفا اجرا می شد. از دیگر برنامه های رادیویی که به ابتکار و پیشهاد او به وجود آمد می توان به "هنر زندگی"، "درگوشه وکنار شهر" و "و در پیشگاه تا ریخ" اشاره نمود.

در سال 1340 برنامه ای با نام "قصه ی شمع"به وجود آورد که از رادیو پخش میگرد ید. دراین برنامه، ضمن صحبت در مورد چگونگی پدید آمدن یک ترانه، با شاعر ، آهنگساز و خواننده گفتگو می شد. به یاد چنین برنامه ای، کتابی با همین نام که مجموعه ی خاطرات هنری ایشان است در سال 1376 بهوسیله ی نشر البرز منتشر گرديد و چندين بار به وسيله ي نشر پيكان تجديد چاپ شده است که حاوی مطالب ارزنده و خواندنی است و می توان آن را در حکم مأخذی مفید جهت معرفی بهتر چهره های هنری و موسیقی ایران به دور از هرگونه اغراق و اغراضی دانست. همچنین مي توان به تحشیه و تعلیق کتاب "سفر نامه معتمدالدوله ،فرهاد میر زا"و تصحیح منشآت فرهاد میرزا و شرح حال او" و مقالاتي در باره ي شعر فارسی دری و شیوه مناظرات اشاره نمود. دیگر برنامه ای با نام" كاروان شعر"که مدت چهار سال زیر نام "نواب صفاعرضه مي دارد" از رادیو ایران انتشار یافت که نخستین مجموعه ی آن در سال 1342به وسیله ی انتشارات صفیعلیشاه منتشر شد. در اصفهان دو مجموعه ي تحقیقی به نام های "عصّارخانه های اصفهان " و "کبوترخانه های اصفهان" به چاپ رسانید. همچنین لازم است به مقالات مختلف و اشعار پراکنده که به مناسبت های خاص در برخی مجلات و مطبوعات معتبر سال های قبل و بعد از انقلاب منتشر شده و نیز به مشاغل دولتی و سیاسی ایشان همچون "عضویت شورای نویسندگان" از سال های 36تا 42،" ریاست اداره کل اطلاعات و رادیوی استان های سيستان و بلوچستان" و"گیلان" اشاره نمود. از سال 44 تا نیمه ی سال 47 مدیریت کل روابط عمومی شهرداری تهران را به عهده داشت. از سال 47 به مدیریت کل اداره اطلاعات و رادیوی استان آذر بایجان شرقی منصوب شد و پس از آن از سال 47 تا 57 به مدیریت کل اداره "اطلاعات و رادیو" و "اطلاعات و جهانگردی" استان اصفهان انتخاب گرد ید و در حین خدمت اداری در دانشگاه اصفهان به تحصیلات عالیه در رشته ی ادبی پرداخت و در خاتمه ی خدمت به نمایندگی مردم اصفهان در مجلس شورای ملی دوره بیست و چهارم برگزیده شد. وی در این انتصاب ها از اصل عدالت و انصاف و جاده حقیقت خارج نگردیدو وجدان و انضباط در کار را سرلوحه ی وظایف خود قرار داد .از وي سه فرزند (دو پسر و يك دختر ) به نامهای سامان، فرزان و هستی به يادگار است كه در خارج از ايران زندگي مي كنند. نواب صفا در سال 1331 با خانم اورانوس نادری فرزند احمد نادری از وکلای سرشناس شیراز که مدتی رئیس کانون وکلای فارس بود ازدواج کرد. مجددا در سال 1342 با خانم زهرا توسلی ازدواج نمود.

"نواب صفا" دهه ي پايان زندگي اش باقامت خمیده درگوشه ای از تهران بزرگ و پرهیاهو در کلبه ی محقر و همنام خودش با صفا به انزوا نشست و دوستان و دوستدارانش با دیدار وی مسرور مي گشتند واز محضر گرانقدرش کسب فیض می كردند. پيرمرد مهربان و مهمان نوازی که خوش محضر وخوش كلام بود . سر انجام به تاريخ نوزدهم فروردين 1384 خورشيدي آفتاب عمرش خاموش گشت و در قطعه ي هنرمندان بهشت زهرا آرام گرفت . او شعري را براي سنگ مزارش سروده بود كه بيت نخست آن چنين است :اين كه در سينه ي خاكش مأواست خاك پاي همه نواب صفاست يادش گرامي باد.

نویسنده: علی عبدلی

+ نوشته شده توسط مانی در سه شنبه بیست و هفتم بهمن 1388 و ساعت 12:8 |
گربه پالاس از گربه سانان بسيار زيباي كشورمان است؛ گربه اي با چشمان مسحور كننده و زيبا كه هر بيننده اي را به وجد مي آورد. پراكندگي اين گربه زيبا در شرق و شمال شرقي كشور است، يعني از سمنان و خراسان شمالي گرفته تا رشته كوه هاي استان تهران.
    سال ها پيش، گربه پالاس در كوه ها و دشت هاي اطراف شهرستان دماوند نيز زندگي مي كرده است، اما مدت هاي مديدي، ديگر محيط بانان و ساكنان محل اين گربه را مشاهده نكرده بودند. آمارها نشان مي دهد حدود 10 سال از وجود اين گربه خبري نبوده است و كارشناسان حيات وحش اظهار كرده بودند كه ديگر نسل گربه پالاس در منطقه دماوند منقرض شده است؛ اما چندي پيش، خبر عجيب و جالبي از رويت يك گربه پالاس زيبا در اطراف شهرستان دماوند توسط محيط بانان گزارش شد. با پيگيري هايي كه در اين خصوص انجام شد، مشخص گرديد گربه پالاس پس از حدود 10 سال دوباره به منطقه زيباي دماوند بازگشته است. مشاهده گربه پالاس غيرقابل تصور براي كارشناسان محيط زيست بوده است. محيط بانان و كارشناسان توانستند از اين گربه زيبا حتي عكسبرداري كنند. مشاهده اين گربه تاييد شده و توسط هيات كارشناسي استان به ثبت رسيده است. اين خبر باعث خوشحالي تمام دوستداران طبيعت و اهالي منطقه شده است.
    تحقيقات ما در خصوص يافتن گربه پالاس به آنجا رسيد كه به دعوت عباس ميرزا كريمي، سرپرست اداره حفاظت محيط زيست دماوند قرار شد بازديدي از منطقه دماوند داشته باشيم به اميد آن كه شايد بتوانيم اين گربه دوست داشتني را در دل دشت هاي دماوند ببينيم. متاسفانه چنين امكاني پيش نيامد. در عوض با انسان هاي بسيار طبيعت دوست و شريف آشنا شديم؛ انسان هايي كه با محيط باني از منطقه دماوند، حافظ طبيعت و حيات وحش اين مناطق اند.
    پس از بررسي هايي در خصوص منطقه و حيات وحش دماوند، به همراهي آقاي شيراوند به ديدن درياچه تار در شمال شهر دماوند رفتيم؛ درياچه اي بسيار زيبا كه ميان كوه ها، با شكوه آرميده است.
    رنگ آبي عجيب اين درياچه، چشم ها را خيره مي كند. در اطراف درياچه، رد پاهاي زيادي از انواع جانوران ديده مي شد. به گفته محيط بانان، اين جانوران صبح خيلي زود در هواي گرگ و ميش براي نوشيدن آب كنار درياچه تار مي آيند. در قسمتي از ساحل درياچه ردپاي تازه اي از يك گله بزكوهي ديده مي شد كه بسيار جالب توجه بود. ردپاي گرگ نيز جابه جا روي شنهاي نرم ساحل به چشم مي خورد.
    درياچه تار انگار آخر دنيا بود. سكوت و آرامش عجيبي در آنجا حكمفرما بود كه براي شهرنشينان اين سكوت غيرقابل باور است. اينجا راز طبيعت آشكار مي شود و اينجاست كه انسان هاي طبيعت دوست و حافظ طبيعت را همچون محيط بانان مي توان دريافت. طبيعت، انسان ها را نيز همچون تك تك اجزايش با صفا و مهربان مي كند.
    طبيعت دل ها را آرام و آنها را مجذوب خود مي كند. اين جذابيت، عشق مي آورد و عشق انسان عاشق را تا جايي مي كشاند كه ديگر هيچ چيز جلودارش نيست براي حفاظت از معشوقش، طبيعت؛ معشوقي كه هرگز به او پشت نمي كند و فقط به او مي آموزد درس زيستن و زيبا بودن را. درس عشق مي دهد اين معشوق باعظمت. عشق به معشوقي بزرگ و لايتناهي؛ خالق با شكوه و غيرقابل وصفي كه با آفرينش عظيم خود، انسان را در شگفتي مي برد و انسان ديگر عاشق نمي شود و مجنون اين عشق مي شود.
    
    مشاهده گربه پالاس
    عباس ميرزاكريمي درخصوص گربه پالاس اظهار كرد: براساس تحقيقي كه بنده داشتم در حدود 2 سال پيش از انقلاب، در منطقه اسفراين اين جانور مشاهده شده بود. زيستگاه اين گربه حاشيه كوير است. رشته كوه هاي استان تهران هم جزو زيستگاه هاي اين گربه بوده اند. متاسفانه در تشكيلات سازمان درخصوص اين موضوع، هيچ گاه تحقيقات درستي به عمل نيامده است و آمار دقيقي از تعداد گربه پالاس در اين مناطق در دسترس نيست. زيستگاه هاي گربه پالاس هم براساس نظر كارشناساني عنوان شده كه 30 - 20 سال پيش در اين خصوص تحقيق كرده بودند.
    گربه پالاس خال هاي سياهي روي پيشاني دارد. پاهاي آن به رنگ آجري است. گوش هاي آن هم از هم دور و دم پشمالو و زيبايي دارد. طول اين گربه حدود 85 سانتي متر است، غذاي آن هم پستانداران كوچك، پرندگان و حتي گاهي گياهان است.
    ميرزاكريمي افزود: متاسفانه از حدود 30 سال پيش ديگر كسي در اين مورد تحقيقي نكرد. بحث تحقيقات ما پس از انقلاب خيلي كم شده است؛ تحقيقاتي كه براي آن كارشناسان محيط زيست به منطقه بروند و در اين خصوص تحقيق كنند و آمار بگيرند. دليلش هم اين است كه اعتبارات تحقيقاتي براي كارشناساني كه در منطقه حضور داشته باشند، وجود ندارد. بر فرض ما بايد كارشناس ويژه تحقيقات در مناطقمان داشته باشيم؛ البته علاوه بر آن، كمبود نيروي انساني متخصص و امكانات هم هست. اعتبارات خيلي كم است و تناسبي با عملكرد و استعداد سازمان ما ندارد. در صورتي كه مناطق ما داراي تنوع زيستي و آب و هوايي بسيار جالب توجهي است.
    در مورد گربه پالاس هم، جانوري است كه مثل ديگر جانوران به آن توجهي نشده است. امكان دارد اين گربه در زيستگاه هاي پراكنده اي وجود داشته باشد، ولي تحقيقي در اين زمينه نشده است. اين يك خطاي انساني است و از بي توجهي تشكيلات سازماني به حيات وحش ناشي مي شود. اين مساله كه گربه پالاس پس از سال ها در منطقه ديده شده بسيار باعث خوشحالي ماست. شايد گربه پالاس در مناطق ديگر زيستگاهش تخريب شده و حالابه اينجا پناه آورده است.
    
    تنوع زيستي دماوند
    ميرزاكريمي، حيات وحش منطقه دماوند را بسيار متنوع خواند. آمارها نشان مي دهند در منطقه 4 قلاده پلنگ هم زندگي مي كند؛ البته زيستگاه پلنگ در اصل همين مناطق بوده است، ولي عوامل بسياري پلنگ، گربه پالاس و ديگر گونه ها را تهديد مي كند.
    در منطقه دماوند جانوراني همچون كل، بز، قوچ، ميش و پلنگ زندگي مي كنند؛ پرندگاني همچون كبك، تيهو، كبك دري و پرندگان شكاري مثل عقاب طلايي، قرقره و دليجه در اين مناطق پراكنده اند. حتي پرندگان نايابي چون بالابان، سجري و شاهين هم در مناطق دماوند مشاهده شده اند.
    شهر زيبا و تاريخي دماوند هم در دامنه كوه دماوند واقع شده است. اين منطقه تنوع آب و هوايي فوق العاده اي دارد؛ مثلادر شمال دماوند، منطقه بسيار سرد و خشك است و درياچه تار در آنجا قرار دارد. در جنوب آن هم يك اقليم كاملامتفاوت گرم و خشك وجود دارد كه به منطقه كويري گرمسار مي رسد. همين مساله هم باعث تنوع اكولوژيكي جانوري و گياهي منحصربه فردي شده است.
    
    آيا گربه پالاس حفظ مي شود؟
    ميرزا كريمي در اين مورد عنوان كرد: متاسفانه مساله اي كه در اين خصوص وجود دارد تخريب زيستگاه گربه پالاس و ديگر گونه هاي خاص منطقه است. ما در اينجا 2 كارشناس داريم، اما بحث كارشناسي و تحقيق در مورد گونه اي خاص چون گربه پالاس بسيار متفاوت است و به حمايت و كمك همه جانبه تشكيلات و سازمان نياز دارد.
    ما بايد اول درباره اين گربه تحقيق كنيم و زيستگاهش را بشناسيم. يعني يك طرح جامع از گربه پالاس داشته باشيم. همين طور كه نمي شود كاري كرد. ما پيشنهاد هايمان را به سازمان داده ايم. از استان هم اعتباراتش را خواسته ايم و اداره استان هم آن را مصوب كرده است. حال دنبال اعتباراتش هستيم. بايد اول طرح جامعي داشته باشيم و بعد آن را عملي كنيم.
    الان مهم ترين اقدام براي حفظ نسل و بقاي اين گربه زيبا، جلوگيري از تخريب زيستگاه آن است. در اين مناطق متاسفانه معادن سنگ معدن لاشه هاي كل منطقه و اكوسيستم آن را به هم مي ريزد، اما كسي گوشش بدهكار اين حرف ها نيست. چند بار در اين مورد تذكر داده ايم و كارشناسي كرده ايم، ولي معادن سنگ لاشه اي تعطيل نمي شوند.
    هميشه ما مي ايستيم و فقط انقراض گونه اي را نظاره مي كنيم. وقتي گونه اي در معرض خطر افتاد يا منقرض شد، دنبال راهكارش مي رويم. اگر الان برويم و به مراجع قضايي يا به مسوولان صنايع و معادن بگوييم آقا مي خواهيم فلان معدن را تعطيل كنيم به خاطر زيستگاه گربه پالاس، با تعجب مي گويند گربه پالاس ديگر چيست؟!
    حفظ گربه پالاس و ديگر گونه هايمان وقتي اتفاق مي افتد كه همه بيايند و به فكر باشند. اگر همه به ما كمك كنند گربه پالاس زنده مي ماند و مي تواند در اين منطقه توليد نسل داشته باشد و جمعيتي پيدا كند. الان كه پيدايش شده، آن هم پس از اين همه سال بايد قدرش را بدانيم. تمام اين سال ها همه حسرت چنين روزي را مي خوردند، حالاكه آمده و به ما پناه آورده هيچ كس عين خيالش نيست.
    ميرزاكريمي درخصوص زيستگاه ها و مناطق شكار ممنوع منطقه دماوند حرف هاي جديد و مفصلي داشت بخصوص در مورد تخريب زيستگاه هاي منطقه كه توسط معادن سنگ لاشه اي صورت مي گيرد و جان هزاران گونه را به خطر انداخته است. بحث در اين مورد را به قسمت بعدي گزارش از منطقه زيباي دماوند اختصاص داديم. شايد صداي اين حافظان طبيعت و ما دوستداران طبيعت به گوش مسوولان برسد و كسي به فكر گربه پالاس و گونه هاي با ارزشمان باشد و به داد آنها برسد.
    
+ نوشته شده توسط مانی در یکشنبه بیست و پنجم بهمن 1388 و ساعت 14:1 |
اندلس چگونه سقوط کرد


دکتر عبدالله ناصري طاهري


اندلس يا بخش اسلامي شبه جزيره ايبري در هشت سده حاکميت مسلمين فراز و نشيب طولاني داشته و از همان اوان با شکل گيري هسته هاي مقاومت مسيحي همراه بود. از اواخر قرن پنجم هجري/ يازدهم ميلادي بخش هاي وسيعي از قلمرو اندلس اسلامي به دست آنها (مسيحيان) افتاد. اين سقوط که روزگار پاياني آن بسيار خونبار و دلخراش است در يک پروسه طولاني فراهم آمد. علاوه بر آنکه مسيحيان با اتکال به حافظه تاريخي خود درباره مناسبات اسلام و مسيحيت و با انگيزه اين هدف را دنبال کردند، محيط اجتماعي مسلمانان و درگيري هاي قبيلگي آنها از آغاز استقرار مسلمين، شدت بخش روند سقوط بود.

شبه جزيره ايبري که در اواخر نخستين سده هجرت به جغرافياي مسلمين پيوست، هشت قرن را با فراز و نشيب سپري کرد و نهايتاً در اواخر قرن نهم با سقوط آخرين دولت مسلمان

- بنو نصر يا بنو احمر (897- 629 ق/ 1492- 1232م)- از جغرافياي اسلامي حذف شده، به قلمرو مسيحيت ملحق شد. در اين نوشتار برآنيم تا ضمن گزارش رخدادهاي پاياني اندلس علل آن را بررسي کرده، ببينيم آيا مطابق رويکرد ابن خلدون بايد عقب ماندگي فرهنگي، علمي و صنعتي را عامل زوال دولت اسلامي در اندلس دانست، يا زمينه هاي اجتماعي ديرينه تر در آن سرزمين باعث شد تا در يک پروسه طولاني پرچم اسلامي از فراز خاک اندلس برداشته شود؟ يا آن گونه که ابن اثير معتقد است زمينه سقوط مسلمين در اندلس همچون حمله مسيحيان به شام در اواخر قرن پنجم هجري يک نبرد صليبي و از يک جنس و ماهيت برخوردار بوده است.

صحنه هاي تامل برانگيز روزگار پاياني

زماني پلايو (و در منابع عربي بلاي) يکي از فرماندهان مسيحي اهل اشتورياس جنبش بازپس گيري اسپانيا را از صخره يي به نام خود آغاز کرد. پس از آن در قرن پنجم هجري/ يازدهم ميلادي فرناندوي اول، پادشاه قشتاله و ليون اين جنبش را تقويت کرد و فرزندش آلفونسوي ششم داعيه پدر را پي گرفت. اما اين نهضت با سقوط طليطله در صفر 478 ق/ 1085 م وارد مرحله جديدي شد و از آن پس تعادل قوا در اندلس به هم ريخت. هر چند دولت صنهاجي مرابطين (541- 454 ق / 1147- 1062 م) به کمک مسلمين اندلس آمده و بخش هايي از سرزمين هاي اشغال شده را به قلمرو اسلامي برگرداند، اما اتحاد دولت هاي مسيحي در اسپانيا کارساز شد و با سقوط غرناطه در سال 897 ق / 1492 م سلطه اسلامي در شبه جزيره ايبري محو شد. تنها منبعي که مقارن روزهاي واپسين سيادت مسلمين در اندلس نوشته شده و از آن روزگار گزارش زنده ارائه مي دهد «نبذه العصر في اخبار ملوک بني نصرب» نويسنده يي ناشناخته است. نويسنده آنچه را در دوران سه پادشاه آخرين بنو نصر يعني ابوالحسن علي بن سعد، فرزندش ابوعبدالله صغير و برادرش محمدبن سعد معروف به ابوعبدالله زغل که در فاصله 868 تا 897 ق /1492- 1464 م حکومت کرده اند، ديده به تصوير کشيده است.

محاصره و کشتار مسلمانان غرناطه

طبق اين گزارش پادشاه قشتاله يعني فرناندو که با ملکه ارغون به نام ايزابل ازدواج کرده و دولت واحدي را تشکيل داده بود در دوازدهم جمادي الثاني سال 896 ق آهنگ غرناطه کرد و پس از محاصره اين آخرين سنگر مسلمانان، با بناي پايگاهي براي نظاميانش به نام شنتفي که با نام سانتافه در تاريخ اسپانيا ماندگار است، در مدت هفت ماه جمع زيادي از مسلمانان را کشت. با تسليم شهر غرناطه در اوايل سال 897 ق/ 1492 م معاهده يي در بيش از 60 بند ميان دو طرف امضا شد. طبق اين معاهده، مسلمانان ضمن برخورداري از امنيت کامل جاني و مالي و آزادي در تجارت و دادوستد، بر دين خود باقي مانده و مطابق با شريعت اسلامي زندگي مي کردند. اما مسيحيان پس از چندي برخلاف تعهدات خود بر مسلمانان سخت گرفتند «ثم بعد ذلک دعا هم الي نصرانيه». آخرين پادشاه بنو احمر هم که از مسيحيان تعهد گرفته بود در پناه دولت قشتاله باشد، با امضاي سند جديدي خود را خادم پادشاه و ملکه مسيحي خوانده، در سال 898 ق با گريه يي زنانه آخرين فغان را برداشت. هرچند طبق معاهده يي که به امضا رسيده بود، به مسلمين آزادي در دين، سنن و زبان اعطا شده بود اما مسيحيان با ورود به غرناطه، ميراث مکتوب مسلمين را سوزاندند. مالکان مسلمان تحت سلطه اشراف و نجباي مسيحي درآمدند و به مرور مسلمين در کمپ ها و مکان هاي مشخص سکونت داده شدند. ادامه اين فشارها عکس العمل هاي شديدي از جانب مسلمين در پي داشت.

واکنش مسلمانان

نخستين عکس العمل آنها، قيام «حي البيٌازين» در 904 ق بود. اين قيام در واکنش به يک واقعه روي داد. از سوي پليس مسيحي شهر ونيز يکي از خادمان کاردينال خيمنس، به دختري مسلمان بي حرمتي شد. انقلابيون به خادم کليسا دست نيافتند، ولي مرد پليس را کشتند و نهايتاً با وساطت حاکم مسيحي غرناطه رام و آرام شد. در همين زمان بود که دادگاه تفتيش عقايد در غرناطه تاسيس شد. و اين سرآغاز مهاجرت به شمال آفريقا يا پذيرش تدريجي و اجباري آيين مسيحيت (تنصير) بود. دومين قيام دو سال بعد در بشرات در جنوب غرناطه آغاز شد. اين قيام با هجوم گسترده مسيحيان عليه مسلمانان بي سلاح و غيرنظامي از جمله زنان و کودکان سرکوب شد. مسلمانان اندلس پس از اين سرکوب، از هم دينان خود در مشرق يعني دو دولت مماليک و عثماني مدد جستند، اما جوابي نيافتند. «کسي که از غرناطه براي درخواست کمک به قاهره رفت، محقق مشهور «ابن ازرق» بود. وي زماني به عنوان قاضي القضات در غرناطه به کار قضاوت اشتغال داشت و در حقيقت در اواخر عمر نيز در ميان مالکي هاي بيت المقدس همين سمت را به عهده داشت. در مورد سالي که وي تلاشش را براي جلب دوستاني در شرق آغاز کرد نوعي ترديد وجود دارد. هرچند با توجه به اظهارنظر المقري مبني بر اينکه آن سال «بعد از پيروزي دشمن در اندلس» بوده، به نظر مي رسد زمان آن بعد از 897ق/ 1492م بوده باشد. گفته مي شود پادشاه مملوک که او را به حضور پذيرفت قايت باي بود که در 901 ق / 1496 م درگذشت. آنچه ابن ازرق از قايت باي مي خواست «احياي اندلس» بود. اين درخواست درست همان چيزي بود که «کاملاً دست نيافتني» تلقي مي شد. بنابر آنچه المقري اظهار مي دارد به خوبي درمي يابيم که اين ماموريت کاملاً به شکست منجر شد.» درد دل مردم مسلمان اندلس و مدد جستن آنها از سلطان بايزيد عثماني نيز سودي نبخشيد زيرا در اين ايام دو دولت عثماني و مماليک با يکديگر درگير بودند. به استناد سند ديگري 40 سال بعد مردم اندلس دوباره نامه يي به اسلامبول براي سليمان قانوني فرستادند و از او همراهي خواستند.

قيام مسلمانان عليه قانون اجباري

بزرگ ترين قيام مسلمانان اندلس در سال 976 ق و عصر فيليپ دوم پادشاه اسپانيا رخ نمود. او که برخلاف پدرش

- شارل کن- بسيار متعصب و خشن بود، در سال 975ق قانون تحريم زبان و لباس عربي را که نيم قرن قبل وضع شده، ولي اجراي آن به تعويق افتاده بود مجدداً ابلاغ کرد. اين قانون بر اساس آداب و سنن مسلمانان لغو شد. ابلاغ آن فرمان در اندلس در سالروز سقوط غرناطه بود، تا از آن پس به عنوان روز ملي و يکي از اعياد مسيحي تکريم شود. اين حادثه خشم مسلمين اندلس (موريسک ها) را برانگيخت. در بشرات فردي به نام فرج که ظاهراً از بازماندگان خاندان عرب نژاد بنوسراج در عصر بنو احمر بود قيام خود را در سال 976ق آغاز کرد و از آنجا به غرناطه آمد. به علت همراهي نکردن مسلمانان غرناطه با او دوباره از شهر به منطقه البشرات رفت. اين انقلاب بزرگ که پايان حرکت هاي فراگير ضدحکومتي بود بيش از دو سال طول کشيد و رهبر بعدي آن فرناندوقرطبي که به اعتبار اصالت عربي اش محمدبن اميه خوانده مي شد فداکاري ها کرد و پس از او پسر عم و جانشينش «ديگولوپث» که «ابن عبو» خوانده مي شد با نام «مولاي عبدالله محمد» راه او را ادامه داد. اما پس از مقاومت هاي مردانه مخفيگاهش لو رفت و سر بريده اش در غرناطه بر فراز دکلي قرار گرفت. اين قيام آنچنان براي اسپانيا گران آمد که فيليپ دوم در سال 978 ق/ 1570 م فرمان اخراج همه مسلمانان از غرناطه و مصادره اموال شان را صادر کرد. در پس آن و با احتساب اخراج مسلمين غرناطه توسط دن خوان اتريشي برادر غيرشرعي فيليپ که مامور مقابله با قيام مسلمانان بود نزديک به 50 هزار نفر از غرناطه به ساير نقاط کوچانده شدند. در سال 1018 ق/ 1609 م قانون تبعيد نهايي مسلمانان موريسک توسط لرما نخست وزير اسپانيا صادر شد. مسلمين اندلس در فاصله سقوط غرناطه تا تبعيد نهايي، وفاداري خود به اسلام و خويشتن عربي را مورد توجه داشتند. دکتر لويس کاردياک در رساله دانشگاهي خود مصاديقي از اين اهتمام را ذکر مي کند. مثلاً آندره لوپز يک مسلمان موريسک که بعد از انقلاب بشرات تبعيد شده بود در برابر دادگاه تفتيش عقايد آرزو مي کند قبل از مرگش به هويت عربي اش بازگردد. يا زني عربي الاصل در مادريد وقتي مورد سرزنش قرار مي گيرد به عربيت خود افتخار مي کند. همچنين در سال 981 ق وقتي جواني را که از اعراب طليطله است سنگ باران مي کنند مي گويد «من تا نخاع استخوانم عربي ام.» پس از مدتي اين اخراج و تبعيد خاتمه يافت. اخراجي که به قول يک کاردينال فرانسوي «از نظر جسارت و توحش سخت ترين حادثه يي است که تاريخ ضبط کرده است» اما اوراق سياهي در تاريخ سياسي اجتماعي مسيحيت برجاي ماند.

چرا اينچنين شد

نگارنده بر آن نيست تا مشخصات فرهنگي و اخلاقي جامعه اسلامي اندلس در عصر ملوک الطوايف يا اواخر عصر اموي را ناديده بگيرد و مثلاً به آنچه خليفه زاده اموي در قرن پنجم هجري مي سرايد بي توجه باشد. سروده يي که بيانگر انحطاط اخلاقي و اجتماعي است يا سروده دختر يکي از پادشاهان ملوک الطوايف بنوصمادح (484- 403/ 1091- 1013 م ) که دلداده خدمتگزار قصر پدرش بوده است. اين «پست اخلاقي» واقعيتي است که مانند ابن حزم به علت دلدادگي به خاندان اموي آن را با مبالغه و اغراق تصوير مي کنند، اما بايد بپذيريم اين عوامل فرهنگي با آنچه بايد زمينه اجتماعي و تاريخي اش خواند در سقوط اندلس قابل مقايسه نيست. کمي به عقب برگرديم. اعراب که نخستين گروه آنها به همراه سپاه طارق بن زياد به اندلس آمده بودند، با حضور «طالعه موسي بن نصير» در 93 ق و طالعه بلج بن بشر قشيري در سال 123 ق تقويت شده و از آن پس اثرگذارترين گروه اجتماعي در اندلس به شمار مي آمدند. قدرت طلبي دو جريان تاريخي قيسي و يماني و منازعات ديرينه آنها با يکديگر در اندلس هم همانند مشرق اسلامي بروز پيدا کرد.

سرکوب قيام بربرهاعبدالملک بن قطن فهري والي يماني اندلس

(116- 114 و 124- 121 ق ) که شاهدي بازمانده از واقعه حره واقم بود، با کينه کهنه يي که از شاميان و قيسيان داشت از ابن حبحاب والي قيسي قيروان جدا شده و اعلان استقلال کرد و رفتار تند و خشن او با بربرها باعث شد «بربرهاي اندلس به تبعيت از قيام بربرزناته در شمال آفريقا که غزوه الاشراف را پي نهاده بودند، در سراسر اندلس قيام کنند.» عبدالملک فهري مجبور شد براي فرونشاندن قيام بربرها، از شاميان عرب آن سوي آب به رهبري بلج بن بشير قشيري کمک بخواهد. وحدت مصلحتي اعراب قيسي و يماني که براي برخورد با بربرهاي قيامگر شکل گرفته بود، با کشتار بي رحمانه بربرها در سال 123 ق پايان گرفت. اين کشتار بربرها، باعث شد بربرهاي مناطق شمالي شبه جزيره، مقر خود را ترک کرده به سرزمين اصلي يعني شمال آفريقا بازگردند. در نتيجه آلفونس اول يا آلفونس کاتوليکي داماد پلايو که پس از فرزند پلايو به قدرت رسيده بود، اين مناطق تخليه شده را ضميمه دولت خود در اشتورياس کرد.

اين نخستين شکاف بين عرب و بربر اندلس را بايد شکافي تاريخي قلمداد کرد و همين بود که سينه بربر بازمانده اندلس را در تمام دوران پس از آن از کينه نسبت به عرب پر کرد. البته نبايد تاثيرپذيري بربرها از انديشه خوارج را که منادي مساوات اجتماعي و عدالت بودند در روند مبارزات ضدعربي آنها ناديده گرفت. البته کساني مانند رينهات دوزي مستشرق هلندي معتقدند علت اصلي خصومت عرب و بربر در اندلس استقرار عرب ها در مناطق حاصلخيز اندلس و بالطبع بهره مندي بيشتر آنها بود که نمي توان پذيرفت. زيرا بخشي از بربرها در مناطق حاصلخيز مانند جزيره الخضراء ساکن بودند.

پس از قتل عبدالملک بن قطن فهري، پسرانش- اميه و قطن- به سرقسطه در شمال رفته وبا همدستي گروهي از اعراب ضدشامي و بربر با بلج بن بشر مقابله کردند. پيکار در شوال سال 124 ق در شمال شرقي قرطبه رخ داد.

تنش هاي بعد از آرامش

با مرگ بلج بن بشر در همان ايام، شامي ها که پيروز ميدان جنگ بودند، امور اندلس را به شامي ديگر- ثعلبه بن سلامه عاملي- که کمتر از يک سال حکومت داشت سپردند. با حضور ابوالخطار حسام بن ضرار کلبي در سال 125 ق، چند ماهي آرامش و همزيستي قبايل عرب با يکديگر و با بربرها هويدا بود. به طوري که او و نظاميانش به سپاه عافيت (عسکرالعافيه) معروف شدند. اما پس از مدتي کوتاه، او هم گرايشات يماني خود را بروز داد. بحران قبيلگي اعراب مقيم شبه جزيره تا حضور عبدالرحمن الداخل نواده هشام بن عبدالملک که توانست وحدت سياسي را با بنيان دولت جديد به ارمغان آورد، ادامه داشت.

همچنين در سال هاي پاياني عصر واليان و کمي پيش از شکل گيري اميرنشين اموي اندلس، گرسنگي و استمرار جنگ هاي داخلي موجب شد تا مسلمانان، مناطق شمالي از جمله اشتورقه را ترک کرده و تعداد زيادي از آنها به شمال آفريقا پناه بردند. آن گونه که نويسنده اخبار مجموعه نوشته است در نتيجه اين بحران؛ «فخف سکان الاندلس»، در اين سال ها آنچه محقق شد کاهش قواي مسلمين در اندلس و تقويت پايگاه هاي مسيحيان در شمال اسپانيا بود. در اين روزگار از تمامي شهرهاي شمال ايبري فقط اربونه در دست مسلمين مانده بود که آن هم در سال 142 ق سقوط کرد. حتي در دوران حکومت امويان اندلس که تا حدود زيادي وحدت سياسي مشهود بود، خصومت قبيلگي اعراب با يکديگر و آنها با بربرها، جنگ هاي امويان با دولت هاي مسيحي شمال را تحت الشعاع قرار مي داد و نتيجه مستقيم آن تضعيف مسلمين، کاهش قلمرو سياسي آنها و تقويت مسيحيان اسپانيا بود.

از همان آغاز عصر امويان که عبدالرحمن الداخل جبهه متحد قيسي يوسف فهري و صميل بن حاتم را درهم شکست، يک يماني مقيم باجه عليه دولت اموي در سال 143 ق / 763 م قيام کرد. وي که علاء بن مغيث يحصبي بود با همراهي يماني ها خود را امير خلافت عباسي خواند.

شش سال بعد يماني ديگري به نام سعيد يحصبي معروف به مطري در لبله در غرب اشبيليه قيام کرد و کشته شد. مثلث متحد يماني هم به رهبري عبدالغافر يحصبي، حيوه بن ملامس و عمربن طالوت که خيل عظيمي از بربرهاي ضداموي را در غرب اندلس بسيج کرد با قتل بسياري از اعراب و بربرها فرو پاشيد.

دستگاه خلافت عباسي که فروپاشي دولت اموي اندلس را تمايل داشت عبدالرحمن بن حبيب فهري معروف به صقلبي (اسلاوي) را که يماني بود در سال 158 ق/ 769 م به اندلس فرستاد تا به کمک دو يماني ديگر يعني سليمان بن يقظان کلبي حاکم شهر برشلونه و حسين بن يحيي انصاري والي سرقسطه آرزوي خليفه عباسي را محقق کنند. اين جبهه يماني که خود به علت اختلافات دروني انشعاب کرده بود، طرفي نبست و يکي يکي در برابر عبدالرحمن اموي ساقط شدند. آنچه در اين همه قيام ها و جنگ ها ثابت بود کشتار و حذف بخش قابل توجهي از مردم مهاجر عرب و بربر در شبه جزيره ايبري بود. در کنار منازعات حکومت اموي اندلس با يماني ها و قيسي ها، بربرها نيز حرکت هايي چند ضدحکومت اموي شکل دادند و از عصر حکم بن هشام سومين امير اموي مولدين يعني نسل دوم اسلام آورندگان عصر فتوح (اسالمه) به جمع آنها پيوستند. قيام معروف آنها در 202 ق / 808 م در اطراف قرطبه که به نام «انقلاب ربض» در تاريخ ثبت است به مهاجرت برگشت ناپذير گروهي بزرگ از مسلمانان قرطبه به شمال آفريقا و اسکندريه منجر شد. در عصر عبدالرحمن دوم که تا حدودي تسامح و مدارا با مسيحيان اندلس بيشتر بود پديده استعراب يا عرب گرايي که مبين اقبال مسيحيان ذمي اندلس به زبان عربي و فرهنگ مسلمانان بود قابل توجه است، که در نهايت زمينه گرايش به اسلام را در ميان آنها رواج مي داد. اين اقبال و رويکرد خشم مسيحيان متعصب را برانگيخت و جمع ديگري از همين مستعربين به تحريک کليسا برخاسته، خواستار مقابله جدي با مسلمين و دولت اسلامي شدند. مولدين پيش گفته که در بسياري از مناطق اکثريت داشتند با اصرار بر حفظ قوميت اسپانيايي خود، در صورت رفتار عرب گرايانه دولت هاي اسلامي اندلس، از خود گرايش هاي قومي شديد نشان داده و در حرکت هاي ضددولتي شرکت پيدا کرده يا خود بنيانگذار آن مي شدند. طليطله بزرگ ترين مرکز تجمع مولدين و کانون حرکت هاي ضددولتي شاهد جنبش هايي بود که بعضاً با حمايت مسيحيان رخ مي داد. در سال 214 ق يک پيشه ور اندلسي به نام هاشم ضراب در اين شهر شورش کرد و اعراب و بربر منطقه را مورد هجوم قرار داد و پس از دو سال سرکوب شد. عبدالرحمن جليقي در نيمه قرن سوم جنبش ضددولتي ديگري را از مولدين شکل داد و با کمک پادشاهان مسيحي اشتورقه قريب 20 سال قواي امويان را صرف خود کرد و به تعبير ابن قوطيه رهبر مولدين غرب اندلس شد.

مهم ترين شورش مولدين در دوره اسلامي اندلس، جنبش عمر بن حفصون عليه دولت قرطبه بود. او توانست از جيان در شرق تا استجه در غرب را قلمرو خود کند. اين شورشگر اندلسي در عصر عبدالله بن محمد امير اموي

(300- 275 هـ) تا نزديک قرطبه آمد و بر دژپولاي در جنوب شرقي پايتخت مسلط شد و در سال 286 ق به مسيحيت گرويد. همکاري مسيحيان معاهد يا مستعربان با اين مولدين و دولت هاي مسيحي از نکات برجسته در مبارزه مسيحيان عليه مسلمين اندلس است. مولدين با حمايت و مساعدت آنها توانستند قلعه منت شاقر يا مندخار در شمال شرقي غرناطه را اشغال کرده و جمعي از اعراب را سر ببرند. آنها در محاصره و اشغال قلمريه در سال 456 ق پادشاه قشتاله را ياري کردند. اين شهر شمالي پرتغال را منصور بن ابي عاصر در 375 ق فتح کرده بود. به قول پيدال تاريخ نگار غربي، آنها خدمات مهمي به مساله رهايي مسيحيان کردند. جنگ ها و منازعات دولت هاي عصر ملوک الطوايف با يکديگر و سودجويي مسيحيان در اين ميان از عوامل عمده سقوط مسلمين بود. همان طور که سسنندو (ششنند) يکي از مستعربان معاهد و مشاور آلفونس ششم مي گويد و عبدالله بن بلقين زيري امير غرناطه آن را در خاطرات خود به نام التبيان براي ما بازگو کرده است؛ «مقصود- يعني آزادسازي اسپانيا- وقتي حاصل مي آيد که مهاجمان (مسلمانان) ناتوان و ناتوان تر شوند و ديگر براي ايشان نه اموالي مانده باشد و نه مردان جنگجو. آنگاه ما آن سرزمين را بي هيچ رنجي بازپس خواهيم گرفت.» فرزند منصور بن ابي عامر به نام عبدالرحمن که از جانب مادر به گارسياي دوم يا سانچو پادشاه نبره مي رسيد و خود به شنجول ملقب شده بود و در سر هواي خلافت داشت در عصر هشام دوم خليفه اموي (399-366 هـ) با لقب مامون اعلان ولايتعهدي کرد. اما اين اقدام ناشايست او خشم خاندان اموي را برانگيخت و موجب شد محمدبن هشام بن عبدالجباربن عبدالرحمن سوم با همدستي اعراب قيسي و بربرها زماني که عبدالرحمن به جنگ با مسيحيان رفته بود، واقعه بزرگي موسوم به الفتنه البربريه را در سال 399 ق خلق کند. اين حادثه شورش ها و جنبش هاي ديگري را در پي داشت. ضمن آنکه قتل عبدالرحمن عامري در همان سال، مسيحيان را به سمت جنوب پيش برد و زماني که هشام دوم براي دومين بار به خلافت رسيد (403- 400 ق) بحران هاي پي در پي بربرها، او و مردم قرطبه را نااميد و مجبورشان کرد به مسيحيان پناه ببرند. مسيحيان نيز به ازاي بازپس گيري بيش از 200 دژ از دژهاي آزاد شده عصر عامري به خليفه اموي و مردم قرطبه کمک کردند. با انقراض کامل دولت اموي اندلس که به قول ابن خطيب غرناطي «لا يبقي احد بقرطبه من بني اميه و لا يکنفهم احدا» هر منطقه از اندلس که هويت اجتماعي خاص خود را داشت، هواي استقلال در سر داشت و اين خود زمينه مناسبي براي تجزيه و برون رفت مسلمين از اندلس بود. با فروپاشي امويان و پيشروي مسيحيان پس از فروپاشي دولت اموي و ظهور عصر ملوک الطوايف وحدت سرزميني کاملاً آسيب ديد و بحران هاي اجتماعي بربرها، متعالبه و حتي اعراب شدت گرفت و مسيحيان به راحتي پيش رفتند و در اين مسير از دشمني ملوک الطوايف با يکديگر بهره گرفتند. توصيف ابن کردبوس از اين دوره «واشتعلت بکل مکان النار» و سروده فقيه ابن عسال بهترين تصوير از اين دوره است؛

باتت قلوب المسلمين برعبهم فحماتنا في حربهم جبناء

جنگ بنوعباد با بربرهاي بنوزيري به خاطر غرناطه که با جانبداري آلفونس ششم از بنوعباد صورت گرفت و اراضي غرناطه و دژهايي در جنوب غربي جيان به مسيحيان واگذار شد يا نبرد بنو هود با بنوذوالنون در سال 436 ق با حمايت دولت هاي مسيحي و جدال بنو تجيب امراي سرقسطه با بربرهاي بنوزيري که با حمايت دولت هاي مسيحي شمال اسپانيا مثل برشلونه و ليون شکل گرفت و مردم سرقسطه امير دولت متبوع خود را به خيانت متهم کردند از آن نمونه است. وقتي ابوالعلي المامون خليفه موحدي به قصد تصاحب تخت خلافت از اندلس به مراکش آمد، از فرناندوي سوم پادشاه قشتاله خواست او را عليه مخالفانش کمک کند. فرناندو علاوه بر گرفتن چند دژ در اندلس، اجازه ساخت کليسا در مراکش را هم از موحدين گرفت. متعاقب آن پاپ اينوسان چهارم جانشين و فرزند مامون را به کيش مسيحيت دعوت کرد. اگرچه او نپذيرفت، اما در دوره پاياني موحدين، مسيحيان امتيازات ويژه يي در اندلس و مغرب الاقصي کسب کردند. از سوي ديگر ذهنيت مسيحيان از مسلمين، چه به علت برخوردهاي پيشين آنها و چه به خاطر تصوير تاريخي از اسلام انگيزه قوت بخشي بود تا دولت هاي مسيحي اسپانيا متحداً و با حمايت کليساي پاپ با تعقيب و خشونت نسبت به حذف مسلمانان اقدام کنند. از شکست سنگين اروپا در جنگ هاي صليبي به رغم دو قرن حضور در صفحات شرقي مديترانه چيزي نگذشته بود. اگرچه در ميان متفکران مسيحي بودند کساني مانند راجر بيکن که ترويج منطقي و مسالمت آميز تعاليم مسيحي را راه غلبه بر اسلام و مسلمين مي دانستند، اما آنچه بيشتر در حافظه تاريخي مسيحيان نقش بسته بود دکترين جهانگرد ايرلندي سيمون سيمرونيس در قرن 14 ميلادي بود که از مسلمين با اهانت ياد مي کرد يا نگاه شاعر انگليسي همان دوران به نام ويليام لنگلند که پيامبر اسلام را با جسارت و گستاخي نام مي برد. همانند نگاه ويليام صوري در کتاب تاريخ جنگ هاي صليبي اش که به رغم حضور زندگي در مشرق اسلامي و آشنايي نزديک با مسلمانان ناجوانمردانه از اسلام و مسلمين مي نويسد. اين نگرش ضداسلامي قرون وسطايي آنچنان گسترده و غالب بود که حتي زماني که اسقف مشهور اسپانيا به نام جان سگوويايي تصميم گرفت براي بررسي ماهيت الهي و آسماني به کمک يک اسپانيايي مسلمان ترجمه دقيقي از قرآن ارائه دهد، پس از مرگش در سال 1458 م و کمي پيش از سقوط اندلس، آن ترجمه به طور مرموزي ناپديد شد و اين خردمند سگوويايي نتوانست «مکتب مسالمت جويي» خود را در غرب مسيحي نهادينه کرده، شاگرداني اثرگذار بر جاي گذارد. بي شک فتح قسطنطنيه نگرش منفي حاکم بر غرب را تقويت کرد. پاپ «آئناس سيلويوس» که مقارن سقوط پايتخت روم شرقي بر اريکه کليساي بزرگ تکيه زده بود و ارشادات جان سگوويايي درباره ضرورت همزيستي مسالمت آميز اسلام و مسيحيت در او اثر نکرده بود، در نامه يي به سلطان فاتح عثماني او را به غسل تعميد و بازگشت به آيين عشاي رباني فرامي خواند تا با گروش به مسيحيت به بزرگ ترين مرد زمانه تبديل شود. اين نگاه قرون وسطايي حتي پس از رنسانس هم آنچنان اثر گذاشت که مارتين لوتر کشيش تجديدنظرطلب مغرب زمين هم با ترجمه يکي از بزرگ ترين آثار ضداسلامي در قرن 13ميلادي که در رد قرآن بود همان مسير را دنبال کرد. اهريمن پنداري مسلمين و ترکان عثماني آتش خشونت مسيحيان را شعله ور کرد. حاکمان مسيحي اسپانيا بي توجه به بخشي ديگر از واقعيت هاي تاريخي گذشته مانند همزيستي مسالمت جويانه مسيحيان در قلمرو اسلامي غرناطه يا حضور اجتماعي فعال آنان در دولت هاي اسلامي و انصاف و مروت مسلمين با آنها که برگرفته از آموزه هاي قرآني بوده، با حافظه تاريخي پرخطاي خود سلوک خصمانه اتخاذ کرده و حتي پس از اشغال کامل اندلس اجازه حيات به مسلمانان آن ديار ندادند.
*استاديار گروه تاريخ تمدن و ملل اسلامي دانشگاه الزهرا

ارجاعات در دفتر روزنامه موجود است.

منابع؛------------------------------

1- قرآن کريم

2- ابن اثير؛ الکامل في التاريخ، تحقيق علي شيري، بيروت، داراحياء التراث العربي، 1408 هـ

3- اخبار مجموعه ( مولف ناشناخته )، تحقيق ابراهيم الابياري، قاهره (دارالکتاب المصري) و بيروت (دارالکتاب اللبناني )، 1410 ق

4- ابن خطيب غرناطي، الاحاطه في اخبار غرناطه، تحقيق محمد عبدالله عنان، قاهره، 1973 م.

5- اعمال الاعلام فيمن بويع قبل الاحلام، تحقيق لوي پروونسال، بيروت، 1956 م

6- ابن خلدون، مقدمه، ترجمه محمد پروين گنابادي، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1359 ش

7- ابن عذاري، البيان المغرب في اخبار الاندلس و المغرب، تحقيق لوي پروونسال و سي کولان، بيروت، دارالثقافه، 1983 م

8- ابن قوطيه، تاريخ افتتاح الاندلس، تحقيق ابراهيم الابياري، قاهره (دارالکتاب المصري ) و بيروت (دارالکتاب اللبناني )، 1402 ق.

9- بشتاوي عادل سعيد، الاندلسيون الموارکه دراسه في تاريخ الاندليسين بعد سقوط غرناطه، دمشق دار اسامه للنشر و التوزيع والطباعه، 1985 م

10- بيضون، ابراهيم الدوله العربيه في اسبانيه، بيروت، دارالنهضه العربيه، 1980 م

11- جيوسي، سلمي خضرا، الحضاره العربيه الاسلاميه في الاندلس، بيروت، مرکز دراسات الوحده العربيه، 1999 م (ج 2) و ترجمه فارسي آن، مشهد، بنياد پژوهش هاي آستان قدس رضوي 1380 ش با عنوان «ميراث اسپانياي مسلمان»

12- حتامله، محمد عبده، التنصير القسري المسلمي الاندلس في عهد الملکين الکاثوليکين، عمان، 1980 م

13- حومد، اسعد، محنه العرب في الاندلس، بيروت، 1980 م

14- ذنون طه، عبدالواحد، حرکه المقاومه العربيه الاسلاميه في الاندلس بعد سقوط غرناطه، بيروت، دارالمدارالاسلامي، 2004 م

15- تاريخ العرب و حضارتهم في الاندلس، بيروت، دارالمدار الاسلامي، 2004 م

16- در اسارت اندلسيه، بيروت، دارالمدار الاسلامي، 2004 م

17- زيري، امير عبدالله، کتاب التبيان، به اهتمام لوي پروونسال، قاهره، 1955 م

18- ژاندرون، ژولي سادا، تساهل در انديشه غرب، ترجمه عباس باقري، تهران، نشر ني، 1378 ش

19- ساسان پور، شهرزاد، فصلنامه تاريخ اسلام، قم، موسسه آموزش عالي باقرالعلوم، تابستان، 1384 ش، شماره 22

20- سالم، السيدعبدالعزيز، تاريخ المسلمين و آثار هم في الاندلس، بيروت، 1962 م

21- صميمي، مينو، محمد(ص) در اروپا، ترجمه عباس مهرپويا، تهران، انتشارات اطلاعات، 1382 ش

22- عنان، محمد عبدالله، تاريخ دولت اسلامي در اندلس، ترجمه عبدالمحمد آيتي، تهران، انتشارات کيهان

23- فرحات، يوسف شکري، غرناطه في ظل بني الاحمر، بيروت، 1402 ق

24- قرطبي، ابوالعباس، حوار الاديان في الاندلس، تحقيق احمد حجازي السقا، قاهره، مدبولي، بي تا

25- کاردياک، لويس، الموريسيکون الاندلسيون و المسيحيون، تعريب عبدالجليل التميمي، تونس، 1983 م

26- مسعد، ساميه مصطفي، التکوين العنصري للشعب الاندلسي و اثره علي سقوط الاندلس، قاهره، 1424 ه

27- المقري، احمدبن محمود، نفح الطيب من غصن الاندلس الرطيب، تحقيق احسان عباس و محمد محي الدين عبدالحميد، بيروت، دار صادر، 1986 م

28- مونرو، ت؛ جيمس. وثيقه اندلسيه عن سقوط غرناطه، ترجمه محمد عبدالله الشرقاوي بيروت، دارالهدايه

29- النشار، محمد محمود؛ دراسات في تاريخ الحروب الصليبيه في الاندلس، قاهره، 1424 هـ

30- نبذه العصر في اخبار ملوک بني نصر، تحقيق محمد رضوان الدايه، دمشق، دارالفکر، 1423 ق

31- نعنعي، عبدالحميد، دولت امويان در اندلس، ترجمه محمد سپهري، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1380 ش

32- يحياوي، جمال، سقوط غرناطه و ماساه الاندليسين 1610- 1492 م، الجزيره، دارهومه، 2004

33- Dozy. R: Spanish Islam. Trans by F.G. Stokes. London. 1913
+ نوشته شده توسط مانی در چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1388 و ساعت 15:3 |

دولت ایران امروز(۲۱ بهمن ماه) تعدادی از بهاییان ساکن تهران را بازداشت کرد.

به گفته دیان علایی، نماینده جامعه بهایی در سازمان ملل، ماموران امنیتی از ساعات اولیه صبح به خانه این افراد مراجعه کرده و آنها را بازداشت کرده اند.

خانم علایی در گفتگو ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مانی در چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1388 و ساعت 12:10 |
پس از خودروي تندر‌90 كه با ماه‌ها تأخير به مشتريانش واگذار شد، اين بار اين اتفاق براي خودروي مينياتور افتاده است.

 حدود 12‌هزار نفر براي اين خودرو ثبت‌نام كرده‌اند اما با اينكه ماه‌ها از  موعد تحويل اين خودروهاي ثبت‌نام‌شده گذشته، هنوز خبري از تحويل اين خودرو نيست. اين مشتريان در شرايطي كه سال گذشته مي‌توانستند خودروي ديگري را پيش‌خريد كنند و صاحب خودرو شوند نسبت به پيش‌خريد خودروي مينياتور اقدام كردند اما اكنون به آنها گفته مي‌شود بهتر است به جاي مينياتور، پرايد تحويل بگيرند.

در سال گذشته با تبليغات گسترده و با توجه به قيمت زير 10‌ميليون توماني خودروي مينياتور، بسياري از مشتريان، در بازار كم‌رقيب خودروهاي طبقه متوسط ايراني از ميان چند انتخاب محدود يعني تندر‌90- E0، پرايد و پژو آردي، خودرو جديدي را انتخاب كردند كه عنوان ملي را يدك كشيده و مينياتور نام گرفته بود. اين پيش‌فروش در حالي صورت مي‌گرفت كه هنوز نه خط توليد خودروي مذكور راه‌اندازي شده بود و نه اين خودرو استانداردهاي لازم براي توليد انبوه را پشت سر گذاشته بود  اما اين خودرو پيش‌فروش شد تا شايد بخشي از هزينه‌هاي توليد آن تأمين شود.

همزمان با جدي‌تر شدن مباحث توليد خودروي رانا در شركت ايران‌خودرو، مسئولان شركت سايپا نيز از توليد خودروي مينياتور در نيمه نخست امسال خبر مي‌دادند اما اين وعده به پاييز و سپس به زمستان موكول شد. اين اخبار در حالي مطرح مي‌شد كه در كشور‌هاي صاحب كارخانه خودروسازي، پس از آنكه خودرو به نزديكي مرحله توليد رسيده و در تمام خطوط توليد مي‌شود، فعاليت‌هاي خبري و تبليغاتي آغاز و سپس خودروي مورد نظر پيش فروش و در زمان مقرر خودرو به مشتريان تحويل داده مي‌شود.

در اين كشور‌ها، خودرو‌ساز موظف است تا بابت هر روز تأخير يا خودرو مناسب در اختيار مشتري قرار داده و يا اينكه خسارات ناشي از اين تأخير را جبران كند اما سال گذشته سايپا با وجود پيش‌فروش 12 هزار دستگاه خودروي مينياتور و تنها به‌دليل عدم‌توليد به موقع خودروي مذكور، به خريداران پيشنهاد كرده كه به جاي مينياتور، خودروي پرايد دريافت كنند. اين تأخير در تحويل در شرايطي صورت مي‌گيرد كه برخي كارشناسان طرفدار صنعت خودروي ايران معتقدند با توجه به مختصات و شرايط خاص صنايع خودروسازي ايران، بايد به مسئولان شركت سايپا حق داد كه نتوانند به وعده خود براي توليد و تحويل به موقع مينياتور عمل كنند. اما برخي ديگر معتقدند نبود برنامه‌ريزي درست در توليد خودرو و تأمين منابع توليد از طريق پيش‌فروش اين خودرو به مردم اقدام درستي نبوده  چرا كه مشتريان، متقاضي خودروي مينياتور و نه پرايد بوده‌اند.

تا‌كنون 12‌هزار دستگاه از اين خودرو طي 3‌مرحله توسط سايپا پيش فروش شده كه قرار بود حدود 8هزار خودروي مذكور در پاييز و زمستان امسال و 4‌هزار دستگاه نيز در بهار سال آينده تحويل مشتريان شود. اين در حالي است كه حتي با وجود تأخير چند ماهه در موعد تحويل اين خودرو، هنوز خط توليد مينياتور در كاشان به بهره‌برداري نرسيده و طبق اعلام مسئولان سايپا در نمايشگاه اصفهان، قرار است خط توليد اين خودرو در سايت ساميار به‌عنوان پنجمين كارخانه سايپا در كشور و تا يك ماه آينده راه‌اندازي شود، با وجود اين مشخص نيست طي 10‌روز چند دستگاه مينياتور توليد خواهد شد؟!

حال با توجه به اين تأخير و تمايل خريداران به خريد اين خودرو، اين پرسش مطرح است كه مينياتور چگونه متولد شده،  چرا توليد اين خودرو با چنين تأخيري مواجه است؟ آيا اين محصول ارزش خريد دارد؛ خودرويي كه مديران سايپا ادعا مي‌كنند دومين خودروي ملي ايراني است.

مينياتور ايراني؟!

درباره ايراني بودن يا نبودن مينياتور فرضيات زيادي مطرح شده اما مصاحبه با مدير مركز تحقيقات سايپا در زمان طراحي خودرو بيشتر موضوع را روشن مي‌كند. مجيد زارعي، در پاسخ به اين سؤال كه چه اصراري داريد اين خودرو را كه هر تكه‌اش متعلق به يك خودرو بوده و در طراحي آن مهندسان آلماني و ايتاليايي مشاركت داشته‌اند را ايراني و ملي بخوانيد؟ مي‌گويد: اصلاً اينگونه نيست. اين خودرو كاملاً ملي است و به‌عنوان يك ايراني و استاد دانشگاه به اين خودرو كه جوانان اين وطن ساخته‌اند، افتخار مي‌كنم.

رئيس مركز تحقيقات سايپا در اين زمينه كه خودروي مذكور همان S81 است كه ايتاليايي‌ها طراحي كرده‌اند؟ مي‌افزايد: اين اطلاعات كامل نيست، S81 را در سال 75 ابتدا يك گروه ايراني روي پايه پرايد طراحي كرد اما به‌دليل استفاده از پايه پرايد، اين خودرو با ورود محصولات جديد شكست خورده بود. اين طرح توسط يك تيم ايتاليايي اصلاح و كامل شد براي طراحي مينياتور اين خودرو را اصلاح كرديم و بايد بگويم قسمت عقب اين خودرو با آن طراحي قبلي ايتاليايي تفاوت دارد.

البته وي درباره اينكه گفته مي‌شود موتور و گيربكس اين خودرو نيز متعلق به پرايد است،  موضوع را تأييد نمي‌كند اما وقتي با اين سؤال مواجه مي‌شود كه موتور پرايد با كمك مشاوران آلماني افزايش حجم يافته است؟ موضوع را پذيرفته و مي‌گويد درست است اما با اين ترتيب موتور جديدي خلق شده است.

زارعي در پاسخ به اين پرسش كه گيربكس خودرو نيز همان گيربكس پرايد  است كه ضريب دنده آن تغيير يافته؟ تأكيد مي‌كند، با تغيير ضريب دنده گيربكس جديدي به‌وجود آمده است.
وي در مورد اين پرسش كه با اين روند در ترمز نيز با بزرگ‌شدن بوستر پرايد حتماً با سيستم ترمز جديدي روبه‌رو هستيم، تصريح مي‌كند: درست است با تغييراتي كه داده شد ما با سيستم جديدي روبه‌رو هستيم.

زارعي در زمينه اينكه اكسل خودرو مذكور نيز متعلق به ريو است، مي‌گويد: ببينيد ما با ظرفيت موجود در كارخانه، قطعات خودروهاي مختلف را كري‌اور (انتقال دادن) داده‌ايم و با تركيب آنها با هم و مطابقت دادن و تكميل و بهينه‌سازي‌شان سيستم‌هاي جديد خلق كرده‌ايم، فراموش نكنيد بسياري از قطعات از نو طراحي و توليد شده‌اند. به غير از مدير مركز تحقيقات،  بقيه مديران سايپا نيز حتي با وجود استفاده قطعات خودروهاي ديگر در مينياتور، اين خودرو را ايراني دانسته و از آن به‌عنوان يكي از بزرگترين طرح‌هاي صنعتي چند سال اخير نام مي‌برند.

طراحي خودرو از چه زماني آغاز شد

 كار روي اين خودرو ابتدا در حدود سال‌75 با نام S81 توسط يك تيم در سايپا روي پايه پرايد آغاز و سپس طراحي آن توسط يك تيم طراحي ايتاليايي تكميل شد اما اين پروژه در سال‌83 كنار گذاشته شده و دوباره از حدود سال‌1385 آغاز شد. يك كارشناس طراحي خودرو درباره اين خودرو معتقد است، طراحي اين خودرو بي‌شباهت به بسياري از خودروهاي چيني نيست،  عليرضا محمد‌زاده، مي‌افزايد: تيم ايتاليايي قسمت جلو خودرو را بسيار خوب طراحي كرده اما قسمت عقب چندان چنگي به دل نمي‌زند. در قسمت تزئينات داخلي نيز به راحتي مي‌توان ردپاي تندر‌90 و پرايد و ريو را ديد، گويي طراحان قسمت‌هاي مختلف اين چند خودرو را با هم مخلوط كرده‌اند،  با وجود اين در بيشتر نقاط خودرو مي‌توان ردپاي طراحان خارجي را ديد.

البته استفاده از مشاوران و طراحان خارجي به همين‌جا ختم نمي‌شود بلكه در موتور نيز تيم طراحي آلماني از دانشگاه آخن آلمان موتور پرايد را افزايش حجم داده‌اند و با رساندن حجم اين موتور به 1500‌سي‌سي و افزايش ضريب تراكم موتور به عدد 7/9 قدرت اين موتور را به 80 اسب بخار رسانده‌اند. براساس اعلام شركت مگاموتور، سازنده قواي محركه سايپا،  اين موتور 8درصد مصرف كمتري نسبت به پرايد دا‌شته و حدود 30‌ميليون دلار نيز هزينه آن شده است.گرچه برخي كارشناسان موتور در اين زمينه معتقدند كه همان كاري كه ايران‌خودرو در بهينه‌سازي موتور پيكان روي پژو آردي انجام داد، اين بار سايپا روي موتور پرايد صورت داده است.

مگاموتور با كمك شركت آلماني FEV وابسته به دانشگاه آخن آلمان حجم موتور را افزايش داده و ضريب تراكم موتور را براي افزايش قدرت موتور به عدد 7/9رسانده است.(عدد قبلي حدود 5/8بوده است) درباره گيربكس نيز يكي از مهندسان مركز تحقيقات سايپا، توضيح مي‌دهد؛ نسبت دنده‌هاي گيربكس پرايد براساس خودرو و موتور جديد تغيير داده شده است؛ موضوعي كه زارعي معتقد است اين تغيير در ضريب دنده سبب خلق يك جعبه دنده جديد شده است. با وجود اين در انجام همه اين تغييرات كه روي موتور و گيربكس پرايد با فناوري متعلق به30 ‌سال قبل انجام شده، متخصصان خارجي نظارت داشته‌اند. از سوي ديگر براساس گفته مهرداد بذرپاش (مديرعامل قبلي سايپا) هزينه طراحي اين خودرو حدود 120‌ميليون دلار بوده است اما استفاده از بسياري از قطعات پرايد كه در ايران توليد مي‌شود و در اين خودرو هم استفاده خواهد شد، سبب كاهش قيمت آن مي‌شود.

 ابهام در قيمت

به گفته احمد قلعه‌باني (مديرعامل سابق سازمان گسترش و نوسازي صنايع ايران)  قيمت تمام شده خودروي مينياتور7/5‌ميليون تومان است. شايد به همين خاطر در آذر‌87 يعني زمان رونمايي خودرو، قيمت اين خودرو زير 10‌ميليون تومان عنوان شده بود؛ قيمتي كه مي‌‌تواند اين خودرو را جايگزيني براي محصولي مانند پرايد كند به‌نحوي كه مدير فروش سايپا بازار اين خودرو را بين پرايد و ريو پيش‌بيني كرد. با اين حال بسياري از مديران اين شركت در توليد اين محصول با قيمت مذكور ترديد داشته و بسياري اين شك را از دلايل تأخير در تحويل اين خودرو مي‌دانند.

آماده نبودن خط توليد از اصلي‌ترين عوامل مؤثر در اين تأخير عنوان شده و جالب است زماني كه مينياتور رونمايي و در مدت زمان كوتاهي پيش فروش شد، خط توليد آن هنوز مراحل اوليه ساخت را طي مي‌كرد و از اين خودرو نيز تنها چند نمونه آزمايشي آن هم به‌صورت كار‌گاهي توليد شده بود به همين دليل هم معلوم نيست آيا موعدي كه مديران سايپا براي توليد و تحويل اين خودرو (‌پايان سال88) اعلام كرده‌‌اند، محقق خواهد شد؟ همچنين درصورت محقق شدن اين وعده نيز، معلوم نيست اين خودرو در سال‌89 قيمتي زير 10‌ميليون تومان داشته باشد.

+ نوشته شده توسط مانی در چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1388 و ساعت 9:43 |
در حال حاضر ۸۰۰ متخصص ترميمي در سطح كشور به عمل زيبايي مي‌پردازند در حالي كه، تعداد جراحان فوق‌تخصص جراحي پلاستيك در ايران ۱۴۰نفر است.

عبدالجليل كلانتر هرمز رئيس انجمن جراحان پلاستيك كشورافزود: در سال ۳ تا ۴ مورد جراحي زيبايي منجر به فوت داريم كه اين جراحي‌ها توسط جراحان غيرپلاستيك صورت مي‌گيرد.

به گفته وي، ۹۰ درصد پرونده‌هاي جراحي زيبايي مربوط به جراحان غيرپلاستيك است. براساس مدارك موجود در ۶ سال اخير بيش از ۲۰۰ پرونده درباره شكايت افراد از پزشكان جراح پلاستيك در سازمان نظام پزشكي تشكيل شده كه بيشتر اين شكايت‌ها به جراحي‌هاي چاقي، لاغري و افزايش قد مربوط مي‌شود.

اين گزارش حاكي است، جراحي‌هاي زيبايي دو نوع عوارض زودرس و ديررس دارد كه عوارض زودرس،‌ همان فوت در اتاق عمل بوده و عوارض ديررس آن، عفونت جاي عمل، آمبولي ريه و سوراخ ‌شدن پرده‌بيني است.

دكتر غلامحسين نيك‌نژاد معاون انتظامي سازمان نظام پزشكي كشور مي‌گويد: با توجه به آمار بالاي شكايتها، جراح يا پزشك عمومي كه اقدام به جراحي زيبايي كند، ۶ ماه تا يكسال از فعاليت پزشكي محروم و درصورت ادامه اين روند، پروانه پزشكي وي لغو مي‌شود.

دكتر ايرج خسرونيا رئيس جامعه متخصصان داخلي ايران در‌اين‌باره معتقد است، تعداد كساني كه به اسم متخصص عمل مي‌كنند ۱۰برابر بيشتر از جراحان پلاستيك واقعي است و تعداد جراحان متخصص پلاستيك به‌مراتب پايين‌تر از جراحاني است كه اقدام به جراحي‌هاي زيبايي مي‌كنند.

او مي‌افزايد: علت اينكه آمار دقيقي از قربانيان عمل زيبايي وجود ندارد اين است كه در جراحي‌هاي پلاستيك، بيمار را به اسم ديگري به اتاق عمل مي‌برند؛ به‌طوري‌كه متقاضي عمل ليپوساكشن (برداشتن چربي‌هاي زائد) به اسم عمل ريه پذيرفته مي‌شود.

ليپوساكشن و بيرون كشيدن چربي‌هاي بدن تنها جنبه زيبايي داشته و در كاهش خطر بيماري‌هاي ناشي از افزايش وزن تأثيري ندارد و بيماري‌هاي قلبي، كبدي و ديابت همواره فرد چاق را تهديد مي‌كند.

خسرونيا، رئيس جامعه متخصصان داخلي ايران  مي‌گويد: روزانه بيش از 50عمل ليپوساكشن (برداشتن چربي‌هاي اضافه با جراحي) در بين افراد 30 تا 50 ساله انجام مي‌شود و حداقل هفته‌اي يك تا 2 نفر بر اثر انجام چنين عملي جان خود را از دست مي‌دهند و 5درصد اين افراد نيز معمولاً يكسال پس از عمل مي‌ميرند.

هيچ نظارتي نيست!

اين در حالي است كه هيچ نظارتي از سوي وزارت بهداشت و نظام‌پزشكي بر كار برخي از مراكز درماني كه اقدام به اين كار مي‌كنند، نيست. 

وي مي‌افزايد: روزانه بين 30 تا 50 نفر براي انجام چنين عملي به كلينيك‌ها و مطب‌ها مراجعه مي‌كنند و اين امر باعث شده تا پزشكان به‌دليل اينكه در ساير رشته‌هاي پزشكي درآمد چنداني وجود ندارد، براي بالابردن سطح درآمد خود اقدام به انجام چنين عمل‌هايي بكنند.

فرد مبتلا به اضافه وزن كه عمل ليپوساكشن را انجام داده، همان‌قدر در معرض خطر بيماري‌هايي چون قلب و ديابت است كه پيش از انجام عمل ليپوساكشن در معرض آن بوده است.

خسرونيا مي‌گويد: اگرچه ليپوساكشن سلامت افراد چاق را از طريق كاهش چربي خون آنها بهبود مي‌بخشد، اما خطر بيماري‌هايي را كه افراد چاق در معرض آن هستند، كاهش نمي‌دهد.

يكي از دلايل اين موضوع آن است كه ليپوساكشن، چربي را فقط از زيرپوست بيرون مي‌كشد، در حالي كه رژيم غذايي لاغري به همراه ورزش، لايه‌هاي عميق چربي را آب مي‌كند.

از سوي ديگر در حالي كه ليپوساكشن بعضي سلول‌هاي چربي را از بين مي‌برد اما ميلياردها سلول باقيمانده را دست نخورده باقي مي‌گذارد و اين در حالي است كه رژيم غذايي لاغري، تعداد زيادي سلول چربي را مي‌شكند و از بين مي‌برد؛

به‌طور مثال، كبد چرب غيرالكلي يك التهاب كبدي است كه در اثر تجمع بيش از اندازه چربي در بافت كبد ايجاد مي‌شود.

در اين بيماري تجمع بيش از حد چربي در كبد، گاه باعث اختلال در فعاليت طبيعي بافت كبد مي‌شود كه مي‌تواند سير پيش‌رونده پيدا كند و باعث نارسايي كبد و يا سيروز كبدي گردد.
وي مي‌افزايد: سازمان بازرسي وزارت بهداشت متولي نظارت بر اين‌گونه قضاياست و با اتكا بر قوانين قبلي مبني بر اينكه هر پزشك مي‌تواند در حيطه علم پزشكي خود اقدام به فعاليت كند، مي‌تواند پيش از وصول شكايت به اين موارد رسيدگي كند.

تعداد زيادي از ليپوساكشن‌ها توسط افراد غيرمتخصص انجام مي‌شود و متأسفانه عوارض شديدي به‌دنبال دارد؛ البته عوارض در اينگونه عمل‌هاي جراحي اگر متخصص هم باشد وجود دارد كه يكي از خطرناك‌ترين آنها، ايجاد آمبولي ريه است كه باعث مرگ فوري بيمار مي‌شود و بيهوشي و عفونت شكم نيز از جمله ديگر عوارض است.

خسرونيا با تأكيد بر اينكه هر نوع عمل جراحي بايد در بيمارستان انجام شود، مي‌گويد: گاهي حين عمل، بيمار نياز به دستگاه‌هاي تنفسي و تجهيزات ديگر پيدا مي‌كند كه در مطب موجود نيست.

عمل‌ در كلينيك

رئيس جامعه متخصصان داخلي ايران تأكيد مي‌كند: متقاضيان عمل زيبايي بايد در كلينيك‌هايي عمل شوند كه بخش ICU و CCU داشته و متخصصان قلب و ريه در آن حضور داشته باشند.

دكتر كلانتر هرمز تعداد كلينيك‌هاي تخصصي زيبايي را ۲۰ واحد اعلام كرده در حالي‌كه خود او معتقد است بيش از ۱۰۰ واحد و مطب به عمل زيبايي در تهران مي‌پردازند كه از نظر انجمن، فعاليت‌هاي آنها غيرقانوني است.

دكتر محسن نراقي، عضو آكادمي جراحان پلاستيك صورت اروپا با اشاره به عامل فوت متقاضيان زيبايي در ايران مي‌گويد: بيشتر فوت‌ها در جراحي‌هاي زيبايي به‌علت حساسيت‌هاي بيهوشي است.

او مي‌افزايد: ماده بيهوشي هالوتان كه چند سالي است در آمريكا و اروپا از رده خارج شده، هنوز در جراحي‌هاي زيبايي در كشور ما مورد استفاده قرار مي‌گيرد. هر چند وزارت بهداشت موارد استفاده آن را محدود كرده است. 

ظاهراً  قرار است قانوني به مجلس ارائه شود كه  براساس آن متقاضيان عمل زيبايي قبل از جراحي به روانپزشك مراجعه كنند.به اعتقاد متخصصان، جراحي زيبايي بيني در سن بالا منجر به افتادگي تيپ بيني و بلندتر به‌نظر رسيدن بيني مي‌شود و افتادگي تيپ بيني، تنگي زاويه و مشكلات تنفسي ناشي از آن را به‌دنبال دارد.

جراحي زيبايي بيني در سن بالا به‌دليل ويژگي آناتوميك بدن با مشكلاتي روبه‌روست و به‌علت ويژگي‌هاي سني و رواني، افراد مسن كمتر براي رينوپلاستي مناسب هستند ولي با انتخاب مناسب بيمار، نتايج بسيار رضايت بخشي به دست مي‌آيد. با  وجود اين،  باور مرسوم به امتناع از جراحي زيبايي بيني در سنين بالا نياز به تجديد نظر دارد.

جراحي پلاستيك بيني در دختران در سنين بعد از عادت ماهانه و پسران در سنين بعد از بلوغ مجاز است و درصورتي كه در سن پايين بيني مشكل عملكردي داشته باشد، مي‌توان با انجام عمل جراحي محدود مشكل را برطرف و حالت بيني را نيز اصلاح كرد.

نقش جراح و تجربه وي در انتخاب مناسب بيمار، به كارگرفتن تكنيك‌هاي مناسب جراحي و در نظر گرفتن عوارض احتمالي ناشي از جراحي است. نكته مهم در جراحي بيني حفظ عملكرد بيني پس از جراحي است.

بيني بايد به‌عنوان عضوي كه گذرگاه هواي تنفسي است، در نظر گرفته شود و خس‌خس بيني يكي از عوارض احتمالي جراحي بيني است.

تحقيقات نشان مي‌دهد كه ميزان اكسيژن خون افرادي كه تنفس دهاني دارند نسبت به كساني كه از راه بيني تنفس مي‌كنند، كمتر است و خس‌خس بيني تا چند هفته بعد از عمل به‌علت تورم و گرفتگي بيني طبيعي است اما درصورتي كه بيشتر از اين مدت باشد،

بايد مورد بررسي قرار گرفته و اقدامات لازم انجام شود. ممكن است علت خس‌خس چسبندگي بيني يا تنگي بيني به‌دليل اشكالات حين عمل باشد.

+ نوشته شده توسط مانی در چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1388 و ساعت 9:41 |
ایران اکونومیست: مديرعامل شركت ساماندهي مشاغل‌ و صنايع مزاحم شهر تهران با تاكيد بر اين كه تهران از كيوسك‌هاي مطبوعاتي كاملا اشباع شده است، گفت: هيچ كيوسك جديدي به پايتخت اضافه نخواهد شد.

عليپور در گفت‌وگو با خبرنگار «شهري» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با بيان اين كه در قالب ماده 55 قانون صنايع آلاينده تمهيداتي قانوني و اجرايي انديشيده شده است، گفت: برخي از تمهيدات در راستاي پيشنهاد راهكارهاي جديد و هدايت شهروندان است و برخي ديگر پس از شكايات مردمي و اعتراض آن‌ها به تعطيلي كيوسك منجر مي‌شود.
مديرعامل شركت ساماندهي مشاغل‌ و صنايع مزاحم شهر تهران توضيح داد: يك‌هزار و 200 كيوسك مطبوعاتي براي رفع نياز مطبوعات شهر تهران كافي است و بايد توزيع مناسبي را در مورد آن‌ها داشته باشيم.
وي همچنين از قرار گرفتن كيوسك‌هاي جديد با ظاهري مناسب در داخل محدوده سراي‌محلات، فرهنگسراها، فروشگاه‌هاي شهروند و ميادين ميوه و تره بار خبر داد و گفت: پس از بررسي ابعاد قرار گرفتن اين كيوسك‌ها در محل‌هاي جديد نسبت به نصب آن‌ها اقدام خواهيم كرد، اما در حال حاضر هيچ كيوسك جديد مطبوعاتي به شهر تهران اضافه نمي‌شود.
مدير عامل شركت ساماندهي مشاغل و صنايع مزاحم شهر تهران خاطر نشان كرد: در حال حاضر تقاضاي زيادي براي دريافت اين كيوسك‌ها ارائه مي‌شود، اما در مورد افزايش آن‌ها به هيچ شكلي موافقت نخواهد شد.
وي در پاسخ به سرنوشت طرح ساماندهي كيوسك‌هاي مطبوعاتي تهران و تغيير نما و سازه كيوسك‌هاي فعلي، گفت: اين طرح مورد موافقت نهايي قرار نگرفت، لذا اجراي آن متوقف شده است.
عليپور با اشاره به جلسات متعددي كه با اتحاديه كيوسك‌داران مطبوعاتي و سازمان بازرگاني شهر تهران داشته‌اند، تصريح كرد: تغيير شكل ظاهري اين كيوسك‌ها و تاكيد بر زيبايي ظاهري آن‌ها قطعا انجام مي‌شود، اما شهرداري تهران و سازمان بازرگاني با فروش اقلام ديگري غير از انواع مطبوعه در اين كيوسك‌ها مخالف است.
وي ادامه داد: در حال حاضر 30 درصد كيوسك‌هاي فعلي شهر تهران از لحاظ ظاهري ساماندهي و رفع مشكل شده‌اند و مابقي آن‌ها نيز به مرور ساماندهي خواهند شد.
مدير عامل شركت ساماندهي مشاغل و صنايع مزاحم شهر تهران خاطر نشان كرد: قطعا تا پايان سال جاري و در قالب طرح استقبال از بهار كيوسك‌هاي مطبوعاتي رنگ‌آميزي شده و ظاهر مناسبي را پيدا خواهند كرد.
وي بيان كرد: شكل جديدي از كيوسك‌هاي چندمنظوره كه يكي از كاربري‌هاي آن فروش مطبوعه است، در ميادين ميوه و تره بار طراحي شده و به زودي نصب خواهد شد.
عليپور همچنين در بخش ديگري از سخنان خود، عنوان كرد: سد معبر در نظام قانوني ما جرم تلقي نمي‌شود و براي برخورد با اين افراد كه عموما افرادي محروم هستند،‌ بايد راه‌حل‌هاي قانوني و اجرايي انديشيده شود.
وي با تاكيد بر اين كه طبق ماده 100 قانون شهرداري‌ها، شهرداري تهران نمي‌تواند به جز اخطار برخورد ديگري با افرادي كه سد معبر مي‌كنند داشته باشند، بيان كرد: اما شهرداري تصميم دارد نسبت به ساماندهي اين افراد به صورت اجرايي و كاربردي همراه با ساير دستگاه‌هاي اجرايي اقدام كند كه اين امر نياز به همراهي ساير دستگاه‌ها را دارد، چرا كه اين افراد از اين راه ارتزاق مي‌كنند و نمي‌توان به سادگي با آن‌ها برخورد كرد.
+ نوشته شده توسط مانی در سه شنبه بیستم بهمن 1388 و ساعت 18:56 |

«در سال 1866 ميلادي، داروسازي به نام هانري نستله در شهر ويوي سوييس، با استفاده از ترکيب شير گاو، آرد و شکر، غذاي جايگزيني را براي نوزاداني که از شير مادر محروم بودند، فراهم کرد. او توليد اين محصول جديد را با نام «لاکتوز فارينا نستله» در سال 1867 شروع کرد.امروزه نستله، شرکتي چند مليتي و از بزرگ ترين توليدکنندگان مواد غذايي و آشاميدني در جهان است; و دفتر مرکزي شرکت نستله در ويوي سوييس قرار دارد.»نستله ايران در تاريخ 9 اسفند 73 (28 فوريه 1995) نزد اداره ثبت شرکتها و موسسات غير تجاري به ثبت رسيد و در تاريخ 2001/9/9 موفق به اخذ مجوز هيئت وزيران شد و سرمايه گذاري 42/500/000 دلاري آن در دو مرحله زير انجام پذيرفت. (به نقل از سايت نستله ايران)شرکت نستله ايران نماينده فروش انحصاري نستله سوئيس ( اس - آ) و ادارات فروش و توزيع محصولات نستله را نيز بر عهده دارد. نستله سوئيس مالک اعظم سهام نستله ايران بوده و مديريت اين شرکت را نيز برعهده داشته و همچنين تعيين کننده بازارهاي هدف و ميزان صادرات براي نستله ايران مي باشد. تيم نستله ايران متشکل از 180 نفر پرسنل حرفه  اي آموزش ديده است. محصولات شرکت نستله درايران نسکافه، کافي ميت،  شير خشک بچه ، سرلاک و مگي مي باشد. که دراين ميان مگي به سفارش نستله ايران در شرکت نستله ترکيه توليد مي شود.طبق اعلام پايگاه اينترنتي نستله ايران، امور مشتريان نستله با 5000 نفر از خانم هاي ايراني ارتباط نزديک داشته و به آن ها آموزش مي دهد. اين شرکت سرمايه گذاري در فلسطين اشغالي را در سال 1995با خريد ?10 سهام شرکت توليد محصولات غذايي در اسرائيل (Osem) آغاز کرد. دو سال بعد سهام خود را با هزينه 140 ميليون دلار از %10 به %1.50 افزايش داد. در سال 2002 طي قراردادي، مشمول معافيت مالياتي رژيم غاصب صهيونيستي شد. همچنين اين شرکت در سال 2000 مليون ها دلار جهت توسعه مراکز تحقيقات (RD) خود در اسرائيل سرمايه گذاري کرده است. شرکت اوسم در سال 2001 حدود 460 ميليون دلار فروش داشته است که 15 درصد آن از صادرات بوده است.شرکت اصلي نستله اکنون در سرزمين هاي اشغالي در شهرک سديروت است. شهرکي که در شمال غزه ساخته شده است. نيمي از يهوديان اين شهرک ظرف 10 سال اخير به اين منطقه مهاجرت کرده اند. نستله در شهرک سديروت شرکتي به مساحت 700 مترمربع احداث کرده و قرار است مرکز تحقيقاتي با زيربناي 1700 مترمربع در همانجا تاسيس نمايد. به طور کلي اين شرکت در مناطق اشغالي 4000 پرسنل داشته و در مناطق مختلف اسرائيل 11 شعبه دارد که همگي در مناطق اشغال شده قرار دارد.همچنين شرکت نستله در سال 2000 ميلادي مبلغ 14/6 ميليون دلار به صندوق غرامت هولوکاست واريز کرده است. لازم به يادآوري نيست که اين صندوق که مبتني بر افسانه اي دروغين است يکي از منابع تامين مالي رژيم صهيونيستي براي ادامه حيات خود است.به اعلام اتاق بازرگاني سوييس، يکي از مهمترين شيوه هاي موفقيت که توسط نستله ارائه شده، اين است که مصلحت هر شرکتي در دنيا در اين است که به تجارت و بهره برداري در اسرائيل بپردازد. تلاش هاي اين شرکت و صادرات محصولات توليدي آن در سرزمين هاي اقتصادي در اوج زمان انتفاضه، رژيم جنايتکار صهيونيستي را از محاصره اقتصادي نجات داد. علاوه بر اين اين شرکت با انجام اقدامات خيريه براي شهرک نشينان اشغالگر يهودي، باعث ايجاد حس زندگي بهتر براي آنان گرديده است. لذا آنان را به ماندن در سرزمين هاي اشغالي اميدوار کرده است."در سال 1977 بود که نستله به خاطر توزيع گمراه کننده شير خشک به جاي شير مادر، در معرض تحريم جهاني قرار گرفت; دليل آن واضح بود. شير خشک موجب بيماري شيرخوار مي شد چراکه مواد مختلف طبيعي را که در شير مادر يافت مي شود دارا نبود، ونيز بخاطر قيمت بالاي آن، مادران ناگزير آن را با آب بيش از اندازه مخلوط مي کردند، که اين امر سبب سو»تغذيه طفل شيرخوار مي گرديد.به گزارش پايگاه اينترنتي خبرگزاري فرانسه گروه طرفدار محيط زيست "صلح سبز" از شرکت غذايي نستله خواسته است از حق ثبت يک نوع قهوه تراريخته و ساير مواد غذايي اصلاح شده ژنتيکي صرف نظر کند. بر طبق اين گزارش، اين گروه طرفدار محيط زيست در آستانه نشست عمومي سالانه شرکت نستله، با انتشار بيانيه اي اين درخواست را داشته است. در اين بيانيه خطر چنين پروانه هاي ثبتي بر اقتصاد، بوم شناسي (اکولوژي) و سلامت، غير قابل قبول بيان شده است.صلح سبز افزوده است: با اين حال پروانه ثبت نشان مي دهد نستله، همچنان به دلايل اقتصادي به دنبال مهندسي ژنتيک است و در تلاش است کنترل کامل توليد غذا را بدست گيرد."بر اساس گزارشي که نشريه فوربس در ارديبهشت1383 به نقل از سازمان جهاني کار منتشر کرد، نستله براي توليد شکلات از کارگران خردسال استفاده ميکند. در بررسي هاي بعدي مشخص شد بيش از دويست و پنجاه هزار کودک افريقايي در مزارع اين شرکت در غرب آفريقا کار مي کنند.همچنين برخي نشريات خبري را منتشر کردند که: "هزاران کودک چيني بر اثر مصرف شير خشک «نستله» بيمار شده اند. نام شرکت نستله به دليل اين ارتباط وثيق اقتصادي با رژيم صهيونيستي در ليست معتبرترين نهادهاي بين المللي تحريم اسرائيل موجود است; و تاکنون در نقاط مختلف جهان، اين شرکت توسط گروه هاي مختلف مسلمان و غير مسلمان، به دليل کمک به رژيم صهيونيستي تحريم شده است.از جمله نهادهاي معتبر جهاني که اين شرکت را در محکوميت جنايات رژيم صهيونيستي تحريم کرده اند، يکي از بزرگ ترين اتحاديه هاي تجاري اروپا (UNSION) و يک نهاد مسيحي عمده به نام (Aib Christian) هستند که هر دو غير مسلمانند. گروه ها و نهادهاي اسلامي مختلف نيز از چند سال پيش (پس از آغاز انتفاضه دوم) نستله را در ليست تحريم خود قرار داده اند.
سخن آخر
امام خميني (ره): " مسلمين بايد از استعمال کالاهاي اسرائيلي خودداري کنند و رابطه با اسرائيل و عمال آن، چه رابطه ي تجاري، چه رابطه ي سياسي حرام و مخالفت با اسلام است."
مقام معظم رهبري(مدظله العالي): "خريد هر گونه کالايي که موجب تقويت صهيونيسم شود، جايز نيست." (پاسخ به استفتاي دفتر نمايندگي ايران در آلمان، 25 ارديبهشت1380)
"بايد از معاملاتي که به نفع دولت غاصب اسرائيل-که دشمن اسلام و مسلمين است-خودداري شود و واردکردن و ترويج کالاهاي آنان که از ساخت و فروش آن سود مي برند، براي هيچ کس جايز نيست. هم چنين خريد آن کالاها از سوي مسلمانان، به خاطر مفاسد وضررهايي که براي اسلام و مسلمين دارد، جايز نيست."

+ نوشته شده توسط مانی در سه شنبه بیستم بهمن 1388 و ساعت 18:55 |
 

گروه اجتماعي - مسير توسعه شمالي خط يک متروي تهران حد فاصل ايستگاه هاي قلهک تا قيطريه صبح  ديروز با حضور شهردار تهران به بهره برداري رسيد. ايستگاه قيطريه در تقاطع خيابان دکتر شريعتي و پل رومي قرار دارد، ساخت اين ايستگاه با اتمام ساخت سکو، سالن تهيه بليط، نازک کاري، نصب تاسيسات و تکميل سازه هاي جانبي به طور همزمان تکميل شده است. ايستگاه قيطريه به دليل طرح مجتمع ايستگاهي عظيم مجاور آن و همچنين طرح ويژه پدافند غير عامل از اهميت بسياري برخوردار است که راه اندازي کامل آن نه تنها دسترسي مناسبي براي اهالي شميران به شبکه مترو و نقاط مختلف شهر ايجاد خواهد کرد بلکه از جهت ايجاد پناهگاه در شرايط بحراني و نيز دسترسي به مراکز خريد و اداري تاثير حياتي خواهد داشت.همچنين سالن فروش بليط در اين ايستگاه روي سکوي مسافران قرار نگرفته و در کنار آن احداث شده است.در جوار اين ايستگاه نيز يک پارکينگ طبقاتي زير زميني در حال احداث است که پس از تکميل، روي آن به فضاي سبز تبديل خواهد شد.ايستگاه قيطريه، عميقترين ايستگاه در ميان ايستگاه هاي يک طبقه خطوط مترو است و طول سکوي مسافري آن 140 متر و سطح زيربنا حدود 12 هزار متر مربع است.در حال حاضر 8 دستگاه پله برقي در اين ايستگاه نصب شده و مورد بهره برداري قرار گرفته است که دو دستگاه سطح خيابان را به سالن فروش بليط متصل مي کند، سه دستگاه نيز در سکوي غربي و سه دستگاه در سکوي شرقي نصب شده است.براساس برنامه زمان بندي، پروژه توسعه شمالي خط يک در سه فاز برنامه ريزي شده که هم اکنون فاز يک آن از ايستگاه شهيد حقاني تا قلهک در حال سرويس دهي، فاز 2 حد فاصل قلهک تا قيطريه را شامل مي شود که از آذرماه جاري به طور آزمايشي مورد بهره برداري قرار گرفته است و فاز 3 شامل قيطريه تا ميدان تجريش است که در حال حاضر 70 درصد آن به اتمام رسيده است. باقي مانده مسير تا ايستگاه ميدان تجريش به طول حدود 2 کيلومتر با يک ايستگاه نيز اواخر سال 89 بهره برداري خواهد شد.
قاليباف: اگر دولت همراهي کند ساليانه 30 کيلومتر خط مترو احداث مي کنيم
اگر دولت با ما همراهي کند ظرفيت احداث ساليانه 30 کيلومتر خط مترو در تهران را داريم. اميدوارم بتوانيم در سال آينده و تا قبل از آغاز سال تحصيلي جديد به طور کامل بحث مربوط کمبود قطار، ساخت و ساز در مترو و کاهش سرفاصله حرکت قطارها را حل کنيم.محمد باقر قاليباف شهردار تهران با بيان اين مطلب در مراسم بهره برداري رسمي از مسير توسعه شمالي خط يک متروي تهران حدفاصل ايستگاه هاي قلهک تا قيطريه ضمن تبريک دهه فجر و همچنين قدرداني از همه پرسنل شهرداري خصوصا متروي تهران گفت: مشکلات در بحث توسعه مترو وجود دارد اما همانطور که به مردم قول داديم کار خود را انجام مي دهيم. همانطور که در آغاز حضورم در مجموعه شهرداري اعلام کرده ام، توسعه مترو از اساسي ترين برنامه هاي ما در حوزه مديريت شهري است. در سال هاي گذشته ساليانه به طور متوسط 2/5 کيلومتر خط مترو در تهران احداث شده است که اين رقم هم اکنون به 15 کيلومتر در سال رسيده است و قابليت افزايش بيشتر را نيز داراست. هم اکنون بهترين کارخانه واگن سازي در تهران احداث شده که اين کارخانه مي تواند به شهرهاي ديگر کشور نيز سرويس دهد. متخصصان و امکانات خوبي در اختيار داريم و تجهيزات جديدي نيز خريداري شده که مشکلات گمرک آن را حل خواهيم کرد و جاي هيچ نگراني وجود ندارد.قاليباف با بيان اينکه تمامي مشکلات قابل حل است، گفت: اگر دولت با ما همراهي کند سرعت کارها بيشتر خواهد شد و به جاي 15 يا 18 کيلومتر احداث در سال، ظرفيت احداث ساليانه 30 کيلومتر خط مترو در تهران را داريم.وي در ادامه خطاب به مسولان متروي تهران گفت: توقع من اين است که ادامه خط يک متروي تهران تا تجريش اول پاييز سال 89 عملياتي شود تا مردم در شمال شهر با خودروهاي شخصي از منازل خود بيرون نيايند و بتوانيم بار ترافيکي خيابان هاي ولي عصر (عج)، شريعتي و بزرگراه مدرس را کاهش دهيم. تا قبل از 15 فروردين سال آينده همه کارهاي کارگاهي در خيابان شريعتي از ايستگاه قلهک به سمت پايين به اتمام رسيده و برچيده مي شود و به حالت عادي خود بر مي گردد و شهروندان بعد از 15 فروردين خيابان شريعتي را به همان زيبايي گذشته مشاهده خواهند کرد.شهردار تهران همچنين در پايان از کسبه و شهروندان ساکن خيابان شريعتي عذر خواهي کرد و گفت: آنقدر به مردم زحمت داديم که خجالت زده آنها هستيم.

هشدار مديرعامل شرکت متروي تهران:
 400کارگر به دليل پرداخت نشدن بدهکاري دولت بيکار شدند
  مديرعامل شرکت متروي تهران در مراسم افتتاح رسمي مسير توسعه شمالي خط يک از ايستگاه قلهک تا قيطريه که با حضور قاليباف شهردار تهران و حسن بيادي نايب رئيس شوراي شهر تهران در ايستگاه قيطريه برگزار شد، با اشاره به روند ساخت ايستگاه قيطريه در مسير توسعه شمالي خط يک مترو ضمن گلايه از نامهرباني هاي دولت در مورد عدم تخصيص بودجه مصوب براي مترو گفت: عمده فعاليت ساخت ايستگاه قيطريه از سال 84 شروع شد که اين ايستگاه از جمله ايستگاه هايي بود که با فاينانس هاي خارجي و منابع مالي شهرداري اقدام به ساخت آن شد که در وضعيتي هستيم که عمده خطوط مسير شمالي خط يک مترو با فاينانس هاي خارجي تامين مالي شده است. وي با اشاره به اينکه در حال حاضر در ساخت خطوط متروي شهر تهران از فناوري به روز دنيا استفاده مي شود گفت: با تجهيز چهار دستگاه PBN سرعت ساخت هر تونل به 60 متر و 30 کيلومتر در سال مي رسد که قطعا باعث حل مشکل ترافيک در شهر تهران مي شود. هم اکنون مسافرين و شهروندان تهراني پاي کار هستند و منتظر ايستگاه ها و واگن هاي جديد هستند اما هنوز واگن ها در گمرک خاک مي خورد و به دست ما نرسيده است. وي با انتقاد از نامهرباني هاي دولت در تخصيص بودجه هاي مصوب مترو خطاب به قاليباف گفت: سال 84 خود شما دستور داديد که مشکل واگن ها را حل کنيد و الان قرارداد ساخت کارخانه هاي واگن سازي در سه منطقه کشور بسته شده و فعال است که اگر بودجه برسد مشکلي نداريم و هم اکنون تنها مشکل ما اين است که کالاها رسيده است اما در گمرک بندرعباس مانده و اگر پول برسد آنها را ترخيص مي کنيم. بيش از 29 ميليارد تومان به گمرک بدهکار هستيم. نامهرباني هاي دولت در بخش يارانه ها هم به چشم مي آيد و 48 ميلياردي که بايد هم به اتوبوس و مترو اختصاص يابد تنها 14 ميليارد آن اختصاص يافته است و علي رغم نامهرباني هايي که با آن مواجه هستيم پروژه ها در حال انجام است. هم اکنون در آخرين روزهاي بهمن به سر مي بريم اما بودجه مصوب خود را دريافت نکرده ايم. بعضي اوقات در رسانه ها مطرح مي کنيم که بودجه هنوز به دست ما نرسيده است اما دوستان گله مند مي شوند که چرا اين مسائل را در رسانه ها مطرح کرده ايد که واقعا نمي دانم اسم اين موضوع را چه مي توان گذاشت. بيش از 400 نفر در کارخانه هاي واگن سازي کار مي کنند و چون تجهيزات و قطعات نرسيده است اکنون بيکار شده اند.

+ نوشته شده توسط مانی در سه شنبه بیستم بهمن 1388 و ساعت 18:52 |
اعدام جنايتكار حلبچه
خليج‌فارس- علي‌حسن عبدالمجيد تكريتي معروف به علي شيميايي روز25‌ژانويه2009 در بغداد به دار آويخته شد و جسدش را شبانه در مقبره رهبران نظام سابق عراق كنار جسد طه ياسين‌رمضان، معاون اول صدام‌حسين دفن كردند.

 علي شيميايي پسرعمو و همچنين داماد (شوهرخواهر) صدام‌حسين بود كه مدتي سمت وزارت دفاع عراق را به عهده داشت. او سال1979 زماني كه صدام‌حسين قدرت را در دست گرفت، نقش مهمي در تغييرات ايجاد شده در حزب بعث ايفا كرد و مثل ديگر مقامات ارشد عراقي، به دليل نسبت خويشاوندي با ديكتاتور عراق در جمع نزديك‌ترين ياران صدام قرار گرفت. او همچنين عضو شوراي فرماندهي انقلابي اين كشور بود كه در تصميم‌گيري‌هاي مهم دولتي نقش داشت و مأمور سركوب شورش‌هاي منطقه‌اي بود. علي شيميايي، آگوست سال2003 توسط نيروهاي آمريكايي دستگير شد.

اولين فعاليت‌هاي نظامي علي‌حسن عبدالمجيد

علي‌حسن عبدالمجيد مثل صدام در خانواده‌اي فقير متولد شده و تحصيلات پاييني داشت. او در ارتش عراق نقش پيغام‌رسان موتوري و راننده را ايفا مي‌كرد تا اينكه حزب بعث در سال1968 قدرت را در دست گرفت. او خيلي زود يكي از نزديكان نظامي صدام‌حسين نام گرفت و به سمت رئيس سرويس‌هاي امنيتي عراق و پليس مخفي عراق كه استخبارات نام دارد، انتخاب شد. به دنبال يك حمله نافرجام به صدام‌حسين در سال1983 در يكي از شهرهاي شمالي عراق، او مسئوليت حمله به مهاجمان را برعهده گرفت كه در جريان اين حمله چندين نفر كشته شدند و هزاران نفر از مردم، بي‌خانمان شده و سراسر شهر ويران شد. در سال1987 از سوي صدام، ديكتاتور معدوم سابق به عنوان مسئول حزب بعث در منطقه كردستان عراق تعيين شد و دستور حمله نظامي به كردها را در فاصله زماني فوريه تا آگوست1988 صادر كرد.

عمليات انفال

در زمان آخرين مرحله از جنگ عراق و ايران، علي عبدالمجيد به سمت دبيركل نيروهاي شمالي دفتر حزب بعث برگزيده شد كه در فاصله بين 1987تا1989 اين سمت را برعهده داشت. بعد از آن به حكم صدام به سمت مسئول كنترل بخش‌هاي كردنشين عراق انتخاب شد. علي شيميايي كه به قساوت و سنگدلي بيش از اندازه مشهور بود، دستور قتل‌عام كردهاي حلبچه را صادر كرد. با مقاومت كردهاي اين منطقه، علي عبدالمجيد تصميم گرفت تا سركوب آنها را خاموش كند و مردم كرد اين منطقه را از بين ببرد.

او همه نيروي خود را براي كشتار دسته‌جمعي و ويراني و تخريب مردم و انتقال‌دادن اجباري آنها به سرزمين‌هاي ديگر بسيج كرده بود. او در سال1987 لايحه‌اي را به تصويب رساند كه بر طبق آن نيروهاي نظامي مي‌بايست هر انسان يا حيواني را كه در اين منطقه حضور مي‌يافتند، با شليك گلوله مورد هدف قرار مي‌دادند. در سال1988، 4هزار دهكده اين شهر ويران شد و 180هزار كرد كشته  و بيش از  5/1ميليون نفر از آنها آواره شدند. بعد از اين قتل‌عام ساكنان اين منطقه او را به خاطر نقشي كه در اين عمليات خونين برعهده داشت، علي شيميايي نام نهادند.

يك عمر جنايت و نسل‌كشي بي‌وقفه

علي شيميايي 67ساله كه در شهر تكريت عراق (زادگاه صدام‌حسين) متولد شده بود، در فاصله سال‌هاي 1990 و 1991 به مدت چند ماه به سمت فرماندار كويت كه به اشغال نيروهاي عراقي درآمده بود، منصوب شد. در سال 1991 تا 1995 بر امور وزارت دفاع نظارت مي‌كرد. پيش از آن در فاصله سال‌هاي 1987 تا 1990  به عنوان رئيس برنامه توسعه وزارت صنعت و صنعت نظامي انتخاب شده بود.

در مارس2003 مسئول نظامي محور جنوب عراق شد. حداقل 2بار در جريان اولين مرحله از حمله نيروهاي آمريكايي و بريتانيايي به عراق در سال2003 زماني كه مخفيگاه او و سپس محل اخفايش در بصره بمباران شد، خبر كشته‌شدن او را اعلام كردند. سرانجام در 21آگوست سال2003 او در شمال عراق دستگير شد. علي شيميايي علناً به صادركردن دستور خود مبني بر استفاده از گاز شيميايي مقابل شهروندان كرد اعتراف كرده ولي گفته بود كه هرگز مرتكب اشتباه نشده است.

جنايات علي شيميايي اما به همين چند مورد ختم نشدند؛ نسل‌كشي كردهاي عراق كه بخشي از آن به قتل و زنده‌به‌گور كردن 182هزار كرد عراقي در 100روز منجر شد را به او نسبت داده‌اند. صرف‌نظر از سركوب شورش شيعيان عراق در پي حمله ارتش بعث به كويت و شركت در كشتار و آواره‌كردن شيعيان  وكشتار 5هزار كرد در حلبچه به وسيله سلاح‌هاي شيميايي، قتل 426 اسير ايراني و دستور بمباران شيميايي شهر  سردشت در سال1987 هم در پرونده سياه كشتارهاي او ثبت شده‌اند.

علي شيميايي نخستين‌بار ژانويه 2007 در پرونده انفال (كشتار كردها) به عنوان مسئول حمله شيميايي به حلبچه با كوكتلي مرگبار از گاز خردل، گاز مخرب اعصاب، سارين و تابون كه به كشته‌شدن 5هزار نفر انجاميد، به اعدام محكوم شد. او 2بار ديگر در دسامبر 2008 و مارس2009 به اتهام سركوب قيام شيعيان پس از حمله عراق به كويت در سال1991 كه در جريان آن بين 20تا 100هزار نفر به قتل رسيدند و شركت در كشتار و آواره‌كردن شيعيان در سال1999و همچنين دست‌داشتن در ترور آيت‌الله محمدصادق صدر، پدر مقتدي‌صدر و 2 فرزندش توسط سازمان امنيت عراق، به اعدام با چوبه دار محكوم شد و سرانجام ژانويه2009 علي‌حسن عبدالمجيد براي چهارمين بار با همين حكم روبه‌رو شد.

با وجود گذشت چند سال از صدور حكم اعدام علي شيميايي و ديگر سران رژيم بعثي سابق عراق، دادگاه عالي جنايي اين كشور نتوانسته بود به دليل اختلاف هيأت رياست جمهوري و دولت عراق حكم صادره در مورد او را اجرا كند.

جشن كردها بعد از اعدام علي شيميايي

خبر اعدام علي شيميايي كه سنگدل‌ترين يار صدام‌حسين، ديكتاتور سابق عراق نامگذاري شده، موجي از شادي و سرور در ميان مردم حلبچه به وجود آورد. مساجد اين شهر پس از خبر اعدام او اذان و سرود مذهبي پخش كردند و مردم زير بارش باران شديد با پخش شيريني به يكديگر تبريك گفتند. علي شيميايي در بمباران حلبچه در مارس1988 حدود 5هزار نفر از شهروندان اين منطقه را قتل‌عام كرده بود. هواپيماهاي عراقي ابتدا اين شهر را بمباران كردند و ساكنان شهر مجبور شدند به پناهگاه‌هاي زيرزميني بروند.

پس از آن، نوبت سلاح‌هاي شيميايي بود كه حلبچه را هدف قرار دهند. در اين بمباران همچنين حدود 10هزار نفر زخمي و مفقودالاثر شدند و هنوز بعد از گذشت بيش از 2دهه آثار مخرب اين بمباران شيميايي بر بازماندگان اين فاجعه باقي مانده است. دولت اقليم كردستان عراق هم از اجراي حكم اعدام علي شيميايي استقبال و اعلام كرد: اعدام علي‌حسن عبدالمجيد نبايد مانع از اطلاق نام نسل‌كشي در حلبچه شود. ابعاد اين قضيه بسيار گسترده است و هنوز متهمان ديگري هستند كه بايد به خاطر جرائم خود محاكمه شوند. حمله به حلبچه يكي از مرگبارترين اقدامات سركوبگرانه رژيم صدام‌حسين عليه ملت خود بود. 2 روز قبل از حمله رژيم عراق به حلبچه در نزديكي مرز ايران، ارتش ايران و چريك‌هاي كرد عراقي در اين شهر كوچك حضور يافته بودند.

اعدام، پايان فاجعه بود؟

علي شيميايي بدون ترديد يكي از بزرگ‌ترين جنايتكاران تاريخ نام داشت كه مستحق مجازات بود. ولي سؤالي كه بعد از اعدام او در جوامع بين‌المللي مطرح شده اين است كه آيا صرفا با به دار آويختن علي‌حسن عبدالمجيد، قتل عامي كه باعث شد هنوز قريب به 7هزار نفر از بازماندگان آن فاجعه معلول و فلج باشند، به دست فراموشي سپرده مي‌شود؟ سؤالي كه البته شايد در بين رسانه‌هاي اروپايي و به خصوص آمريكايي جواب مشخصي پيدا نكند. در ايالات متحده حتي عده‌اي بابت اعدام او نفس راحت كشيدند. شايد به خاطر اينكه اين عده فراموش كرده‌اند يكي از اتهامات 4 بار حكم اعدام علي شيميايي، بمباران شيميايي حلبچه و قتل‌عام 5هزار كرد در سال1988 بود. آن روزها صدام‌حسين، هنوز هيتلر عصر جديد نام نگرفته بود و اتفاقا يكي از همپيمانان اصلي ايالات متحده به شمار مي‌رفت.

+ نوشته شده توسط مانی در سه شنبه بیستم بهمن 1388 و ساعت 18:29 |
 
تاریخچه وسیر تحولات بانکداری
           تشکیل بانک مرکزی
 
           صرافی           
           بانکداری
           تشکیل بانک مرکزی         
 
          
  
 
  بانکداری در جهان زمانی آغاز شد که داد و ستد و مبادله کالا( غیر از مبادلات جنس به جنس ) بین مردم شروع و حتی با گسترش تجارت پیش از آنکه پول به مفهوم جدید مورد استفاده قرار گیرد نیاز به خدمت موسسات بانکی محسوس تر گشت و احتیاج به یک وسیله پرداخت سنجش ارزش ها و به ویژه وصول مطالبات از مشتریان دور و نزدیک با وجود خطرات ناشی از نقل و انتقال پول ایجاب می کرد که این فعل و انفعال توسط موسساتی بنام بانک انجام گیرد .
کلمه بانک اصطلاحی است قدیمی که از واژه آلمانی bank به معنای نوعی شرکت اخذ و رواج یافته و شاید هم از کلمه banco که یک لغت ایتالیایی و به معنای نیمکت صرافان بکار برده می شد اشتقاق یافته است . در هر حال بانک یا همان موسسات صرافی آن روز با همان نام و روش کهن به تدریج سازمان یافته و مرکز کلیه فعالیت های پولی و اعتباری بانک های امروزی شده اند.
 
1- بانکداری در دوره قدیم
الف_ بابل: در امپراطوری بابل معاملات به شیوه ابتدائی آن رواج داشت و حتی در قوانین حمورایی مقرراتی برای دادن وام و قبول سپرده های تجاری ذکر و دستوراتی درباره سرمایه گذاری آمده است.

در شهر بابل  تجارتخانه ها و بانک های بزرگی وجود داشت که دادن  حواله ، برات و نیز گرفتن ربح معمول بود و میزان ربح 20% بوده و درمواردی به صدی چهل تا چهل و سه می رسید .

معابد این شهر در حدود 2000 سال قبل از میلاد مسیح به عملیات بانکی محدودی مبادرت می ورزیدند و  در مقابل و ثیقه اموال غیر منقول پول به عاریت می دادند .

ب _ یونان: در کشور خدایان و ارباب علاوه بر بانک های خصوصی بعضی از معابد هم به کار صرافی اشتغال داشتند . سپرده های مردم را پذیرفته و به اشخاص یا شهرها وام اعطا می کردند .  از جمله معبد دلفی  بود در شهر افسن و بعلت جنگ های مداوم داخلی ، معابد مطمئن ترین محل برای نگاهداری و حفاظت اموال گرانبها و پرارزش به شمار می آمد.

پ _ایران :قبل از دوره هخامنشی ، بانکداری به طرز ابتدائی مرسوم ولی در انحصار معابد و شاهزادگان بود و در زمان هخامنشیان بازرگانی رونق یافت  و پول مسکوک رواج یافت .  معروفترین این بانک ها  اجیبی بود که به  مهاجرین یهودی مقیم بابل تعلق داشت و کلیه امور بانکی از قبیل سپرده ، اعطای وام ورهن گرفتن املاک می پرداخت و سرمایه آن برای خرید و فروش منازل ، احشام ، غلامان کشتی های حامل کالا بکار می افتاد.
ت_رم : در اوایل تاسیس دولت رم که وصول مالیات ها به شکل مقاطعه به اشخاص واگذار می شد مامورین غالبا" به شهر ها و موسسات دولتی وام می دادند . در واقع  به نوعی بانکداری مبادرت می ورزیدند . بانکدارهای رومی گذشته از تبدیل پول های خارجی به پول های کشور و تعیین عیار آن ها و قبول سپرده و دادن  وام ، کار صندوق داری را هم برای مشتریان خود انجام می دادند.

عملیات بانکی بانکداران رومی از بیشتر جهات شبیه به بانکداری کنونی و عبارت بود از افتتاح حساب جاری و مد ت دار به نفع افراد، پرداخت بهره به سپرده های مدت دار ، دادن قرضه بانکی اعم از مصرفی و تجارتی با بهره های متفاوت،رهن و صدور اعتبار نامه نجاری و غیره .

ث _چین : در چین نیز حدود قرن ششم قبل از میلاد بانکداری رواج داشته و اختراع کاغذ ( در حدود 105 سال قبل از میلاد ) در چین از نظر استفاده در عملیات بانکداری اهمیتی بسزا یافت زیرا همین کشف بود که برای اولین بار تهیه اسناد بانکی ، تنظیم محاسبات و نگهداری حساب ها و نقل و انتقال اسناد را به صورتی ارزان و ساده مقدور ساخت .


2- بانکداری در قرون وسطی ( از قرن پنجم تا پانزدهم میلادی)

در قرون وسطی بانکداری و تجارت به مفهوم آنچه در یونان و امپراطوری روم وجود داشت عملا از بین رفت و پس از سقوط رم یک سیری قهقرائی در عملیات بانکی و سایر مظاهر تمدن بشری پیدا شد . عرف بانکداری با انجام برخی عملیات بانکی توسط اقوام مختل بخصوص یهودی ها که با استعداد طبیعی این قوم که بیشتر به  فعالیت های بانکی پرداخته بودند، حیات تازه ای یافت ولی با مخالفت و تعصب شدید مقامات کلیسا علیه دریافت ربح از افراد و منع مشروط آن درقوم مذهب یهود  قرار گرفت. در مذهب یهود منع دریافت بهره منحصرا" به منع دریافت ان از هم کیشان یهودی تعبیر شده، بنابراین عملیات صرافی و بخصوص دریافت بهره در مقابل دادن قرضه از افرد غیر یهود بالامانع رواج یافت .

3- بانکداری در دوره جدید( از قرن پانزدهم به بعد )
دوره جدید با پیشرفت تدریجی تجارت و داد ستد در سواحل دریای مدیترانه بخصوص در شهر های ونیز و فلورانس شروع شد و کشف امریکا و راههای دریائی جدید و استقرار روابط بازرگانی بین شرق و غرب کم کم دامنه فعالیت اقتصادی از سواحل دریای مدیترانه به کشور های سواحل اقیانوس اطلس مانند فرانسه _ اسپانیا_ پرتقال و انگلیس گسترش پیدا کرد . این پیشرفت توام با استفاده روز افزون از خدمات بانکی و نتیجتا" ازدیاد حرفه بانکداری بویژه در شهر ونیز بود .با ورود طلا و نقره فراوان از آمریکا و آثار پولی در کشور های مختلف اروپائی از یک طرف و رفع ممنوعیت دریافت بهره در آئین مسیح بر اثر فتوای جان کالون رهبر پروتستانها از طرف دیگر ونیز افزایش فعالیت های بانکی و تکامل آن در فلزات قیمتی و نقل و انتقال وجوه از نقطه ای به نقطه ای دیگر و تسعیر پولهای خارجی بود با نشر اسکناس تبدیل پذیر به فلز ( طلا و نقره ) بصورت صد در صد باعث رونق بانکداری گردید و محلی برای قبول سپرده های نقدی مردم  و دولت شد پراخت وام و اعطای اعتبار توسعه پیدا کرد و چک ( پول بانکی ) کم کم جز پول های در گردش شد . فعالیت  و قدرت پولی این بانکداران به قدری توسعه پیدا کرد که حتی به پادشاهان ( حکام ) قرض می دادند و همین توسع فعالیت و استفاده بیش از حد اعتبارات بانکی به ورشکستگی های متعددی در نیمه دوم قرن هفدهم میلادی منتهی شد و بالاخره منجر به وضع مقررات قانونی دایر به نفع عملیات بانکداران خصوصی در نشر اسکناس و ایجاد بانک های عمومی ( بانک های مرکزی ) در این آزمون گردید .

4- تشکیل بانک مرکزی
در پی گذشت زمان و رشد بی رویه بانک های ناشر اسکناس و عدم نظارت قانونی دولت بر عملیات بانکی موجب گردید تا بانک ها از موازین لازم برای ایجاد تسهیلات اعتباری و پرداخت وام تجاوز کرده و حتی حمایت مالی شرکت های سهامی را بدون محدودیت و بی توجه به عواقب آن در سیستم بانکی پذیرا شوند.

تندروی در اعطای اعتبارات و زیاده روی در پرداخت وام سرانجام موجب توقف و ورشکستگی بانک ها یکی پس از دیگری گردید بطوریکه دخالت  نظارت دولت را مستقیم در کار بانکداری الزاما" عملی گردانید .

نیاز جوامع به برپائی بانک های تخصصی که معلول رشد صنعت و پیشرفت اقتصاد کشور ها بود سبب شد که در راستای نظارت دولت بر عملیات بانکی ، انتشار اسکناس را هم بطور انحصاری با تاسیس ( بانک ناشر اسکناس ، بانک مرکزی) بر عهده بگیرد  و نظارت مستقیمی هم از طرف قانونگذار بر بانک های ناشر اسکناس نیز اعمال گردد. با این روش قانونی تعدد بانک های ناشر اسکناس سیر وحدت را طی کرد .

بعد از جنگ جهانی اول بحرانهای پولی در کشور های مختلف موجب اعتقاد بیشتر به لزوم حفظ ارزش پول از راه نظارت در نشر اسکناس شد .از اوائل قرن بیستم کشورها پذیرفتندکه وجود بانک ناشر اسکناس  یا بانک مرکزی در هر کشوری می تواند با حفظ ارزش پول و تنظیم حجم اعتبارات و اعمال سیاست های پولی و نظارت بر عملیات کلیه بانک های تجاری و تخصصی از بروز بحران های پولی جلوگیری کرده و نقش اساسی را در رشد با توسعه اقتصادی کشور ایفاد نمایند.

بانکداری در ایران

1- صرافی
 
  احتیاج روزانه مردم به تعیین وزن و عیار مسکوکات که در ادوار مختلف تاریخ در مبادلات رایج بوده بعلاوه رواج پولهای مختلف بدون آشنائی افراد به کسانی که در خصوصیات مسکوکات( عیار و بار ) و مسائل مربوط به آن بصیر بوده و وقت خود را به این کار اختصاص دهند ضروری می نمود . در دوره های صلح و آرامش توسعه روابط تجاری میان شرق و غرب و امنیت صرافی از حیث کیفیت و کمیت راه تکامل را پیمود و عده شاغلین به این حرفه و سرمایه گذری آنان مرتبا" افزایش میافت تا جائی که در اغلب شهر های ایران چه خود چه نمایندگان آنان فعالیت داشته و حتی بعضی از صرافان که از قدرت مالی و معروفیت بیشتری برخوردار بودند با گشایش حساب در بانکهای بزرگ خارجی با تعیین کارگزار در خارج و فرستادن نماینده به مراکز عمده تجارت ، دایره عملیات خود را در بازرهای بین المللی بیش از گذشتگان خود توسعه دادند . از مرکز عمده تجارت در آن ایام که موجب فعالیت صرافی گردید می توان به ترتیب درجه اهمیت شهر های تبریز، مشهد ، تهران ، اصفهان شیراز و بوشهر را نام برد.
 
عملیات صرافی
عمده ترین عملیات صرافی عبارت بود از تسعییر پول ها و معاملات بروات و رواج بیجک ( اینگونه اسناد با همان مشخصه که بعد ها در قانون تجارت ایران تعریف و تحدید شده در آن زمان رواج داشته است )

بیجک ( کلمه ای است هندی ) سندی بوده که صرافان ضمن صدور آن وصول مبلغی را اعلام داشته اند که در کوتاه مدت با عند المطالبه تعهد پرداخت وجه آن را می نمودند. قدرت رواج آن بر حسب میزان معروفیت و اعتبار طرف صادر کننده ( متعهد ) بوده است .

رواج بیجک در صرافی بخاطر توسعه و رونق بازرگانی و عدم نشر اسکناس بود زیرا تا سال 1266 که در ایران اسکناس انتشار نیافته بود مسکوکات فلزی تنها وسیله مبادله وفعل و انفعال پولی بوده است  بنابراین بیجک علاوه بر آنکه سود سرشاری عاید صرافان می کرد وسیله ای برای رفع مضیقه پولی بازار نیز بوده است .
2- بانکداری
1-2 اولین بانکی که در ایران تاسیس شد « بانک جدید شرق » بود که مرکزش در لندن و حوزه عملیاتیش مناطق جنوبی آسیا بود این بانک بدون تحصیل هیچگونه امتیازی در سال 1266 شمسی (1888 میلادی ) در شمال شرقی میدان توپخانه در محل بانک بازرگانی ( تجارت فعلی ) شروع به فعالیت کرد و برای جلب مشتریان در شروع فعالیت به حسابجاری معادل 2/5% و به حساب سپرده های ثابت به مدت 6ماه 4% و یکسال 6% سود می داد.بانک با این اقدام خود در بازار پولی 12% از نرخ بهره را پایین آورد و برای اولین بار اقدام به انتشار نوعی پول کاغذی به صورت حواله عهده خرانه بانک برای مبالغ بیش از 5 قران و قابل پرداخت در وجه حامل نمود و در سال 1267 در مقابل دریافت 20000 لیره انگلیسی کلیه شعب و اثاثیه بانک را به بانک شاهی واگذار نمود .
2-2 بانک شاهی ایران : صرافی ایران در مقام مقابله و رقابت با عملیات بانک جدید شرق برخاستند ولی قبل از آنکه نتیجه قطعی و نهائی این رقابت حاصل شود حریفی زورمند جای بانک جدید شرق را گرفت و این حریف بانک شاهی ایران بود که مبتکر آن پاول جولیوس رویتر در مقابل پرداخت 40000 لیره امتیاز بزرگی برای مدت 70 سال جهت کشیدن راه آهن ، حق انحصاری بهره برداری از کلیه معادن ( جز طلا و نقره و سنگ های قیمیتی ) ، تاسیس بانک و غیره از دولت ایران گرفت ( 25 ژوئیه 1872 برابر با 10 مرداد 1251 شمسی ) و این امتیاز بعدا" لغو و امتیاز دیگری که اساس آن تاسیس بانک شاهی ایران بود  به مدت 60سال جایگزین آن گردید  یکی از مواد قراداد چنین بود:

« در صورتی که دولت علیه ایران بعد از این مصمم بشود که امتیاز بانک را یا امتیاز یک دستگاه اعتباری را از هر قبیل که باشد بدهد، آن امتیاز از امروز به حکم این قرارنامه محفوظ و ممهور و مخصوص است از برای این کمپانی که بر جمیع اشخاص و کمپانیهای دیگر حق رجحان خواهد داشت .

یکی از عملیات عمده این بانک حق انحصاری نشر اسکناس و رواج مشروط آن در ایران بود .

( این بانک بر طبق قراراداد تا بهمن ماه سال 1327 شمسی فعالیت داشت )
2-3 بانک استقراضی ایران: پس از واگذاری امتیاز تاسیس بانک شاهی ایران به رویتر یکی از اتباع روسیه به نام  ژاک بولیاکوف پیشنهاد تاسیس بانک استقراضی ایران را داد در سال 1269 شمسی با این شخص موافقت گردید که اجازه تاسیس انجمن استقراضی ایران به مدت 75 سال با حق انحصاری حراج عمومی به او داده شود و ضمنا" از پرداخت هرگونه مالیاتی معاف گردید جزآنکه 10% عواید حاصله را به خزانه دولت بپردازد. بعدها انجمن استقراضی ایران تبدیل به بانک استقراضی ایران گردید.

بانک مزبور برخلاف بانک شاهی فقط قسمت های شمالی ایران را حوزه فعالیت خود قرارداه بود و کمتر  به امور بانکی در جنوب می پرداخت (د ر تاریخ 22 مرداد ماه سال 131 شمسی این بانک به دولت ایران واگذار شد )

2-4 بانک سپه : بانک سپه اولین بانک ایرانی است در چهاردهم اردیبهشت ماه سال 1304 در چند دکه واقع در گذر تقی خان با سرمایه اولیه آن به مبلغ 3883950 ریال موجودی صندوق بازنشستگی درجه داران ارتشی بود تشکیل و شروع به فعالیت نمود .
3- اقدامات نخستین برای تشکیل بانک ملی ایران
فکر تشکیل بانک ملی با روش جدید بانکداری در ایران با فکر تشکیل یک بانک دولتی تواما"  ظاهر شد . ده سال قبل از تشکیل بانک شاهی ایران ( 1258 شمسی ) حاج محمد حسین امین دارالضرب یکی از صرافان بزرگ و روشن بین پیشنهادی تقدیم حکومت وقت برای ایجاد یک بانک ایرانی نمود که متاسفانه این پیشنهاد قبول نشد .

در پنجم آذرماه سال 1285 نمایندگان مجلس شورای ملی ضمن مخالفت با استقراض خارجی تاسیس یک بانک ملی را خواستار شدند و حتی جمعی از بازرگانان و صرافان تعهد مشارکت کردند تا این که اجازه تشکیل بانک صادر شدو اعلان آن چهار روز بعد انتشار یافت ولی عملا" اقدام مثبتی در جهت تشکیل آن به به عمل نیامد.

بطور خلاصه تا سال 1307 صرافی در ایران از زمان پیدایش بانک های خارجی بعلت رقابت رونق سابق را از دست داد و کلیه امور بانکی و اعتباری در اختیار بانک های خارجی در آمد. بازار پول و اقتصاد ایران تحت سلطه آنها قرارگرفت به طوریکه رقابت این موسسات با یکدیگر موجب تشنج و اختلال در اقتصاذ و تجارت کشور می گردید و همکاری آنها سبب بحران و تزلزل وضع موسسات داخلی می شد . منطقه جنوب تابع سیاست بانک شاهی ایران و منطقه شمال دستخوش تمایلات بانک استقراض بود و سیستم بانکی کشور به هیچ وجه برای مساعدت و یاری موسسات صنعتی مردم ایران که رد شرایط بسیار نامساعد مالی قرار داشتند آماده نبود .

در سال1306 شمسی دولت پس از مطالعات لازم لایحه قانون اجاره تاسیس بانک ملی ایران را در جلسه چهاردهم اردبیبهشت ماه برای تصویب، تقدیم دور هشتم قانونگذاری نمود . به این ترتیب بانک ملی ایران با سرمایه ای معادل 20000000 ریال که فقط 8000000 ریال آن پرداخت شده بود از روز هفدهم شهریور ماه 1307 شروع به کار نمود . عملیات بانک ملی ایران در ابتدای تاسیس عبارت بود از قبول سپرده های دیداری و مدت دار و پذیرش اسناد تجارتی داخلی و خارجی و دادن وام و اعتبار .

یکی از اقدامات مهم و اساسی بانک ملی برای خارج ساختن اقتصاد پولی ایران از دست بانک های خارجی تحصیل امتیاز نشر اسکناس در ازاء پرداخت مبلغ 200000 لیره انگلیسی به بانک شاهی ایران بود با این عمل حق امتیاز انتشار اسکناس از بانک مذکور سلب و مقرر شد تا کیله اسکناس های بانک شاهی تا پایان خرداد ماه سال 1310 از جریان خارج شود . بانک ملی ایران به موجب ماده پنج قانون اصلاح « قانون واحد و مقیاس پول » حق انحصاری انتشار اسکناس را برای مدت دو سال در اختیار گرفت . حدود فعالیت و ماهیت عملیات بانک ملی ایران پس از خرید انتشار اسکناس تغییر کلی یافت و به سرعت رو به توسعه نهاد .

بانک ملی ایران قبل از سال 1329 نقش بسیار حساس را در ایجاد و تکامل خدمات بانکی در ایران به عهده داشت و تا پایان جنگ جهانی دوم این موسسه تنها بانک عمده دولتی بود که به تشکیل شرکت ها و سازمانهای تجارتی اعم از دولت و غیر دولتی کمک های قابل توجهی نمود .. از سال 1329 به بعد بانک های خصوصی ایران با استفاده از مقررات قانون تجارت و به صورت شرکت سهامی تاسیس و شروع به فعالیت بانکی نمودند.با لایحه قانونی بانک ها مصوب سال 1333بانک های دیگری در ایران ، بخصوص بانک های مختلط ایرانی و خارجی تاسیس شدند و تعداد بانک ها در سال 1340 بالغ بر 28 بانک دولتی و خصوصی و مختلط گردید افزایش تعداد بانک ها در این دوره موجب ازدیاد رقابت بین بانک های قدیمی و جدیدالتاسیس شد.

عملیات و فعایلت های بانک ملی بر اساس وظایف و مسئولیت هایی که بر عهده داشت به نظر برخی بخصوص بانک های تجاری خصوصی نه تنها غیر منطقی ، بلکه غیر عادلانه بود . زیرا بانک مزبور از یک طرف بعنوان یکی از مجهزترین بانک های تجارتی در انجام کلیه عملیات انتفاعی بانکی با سایر بانکها رقابت داشت و از طرف دیگر با تنظیم  و اجرای سیاست پولی و دستورالعمل بانکی فعالیت بانک های دیگر را تحت کنترل و نظارت قرار می داد .

بر اثر وجود این تضاد در انجام  فعالیت های انتفاعی و غیر انتفاعی بانک ملی و سایر شرائط موجود بخصوص توسعه دامنه فعالیت های بانکی در کشور در سال1339 الزاما" وظائف و مسئولیت های بانک ملی ایران تجزیه گردید . به این معنا که به موجب قانون بانکی و پولی کشور فعالیت های غیر انتفاعی بانک ملی از قبیل نشر اسکناس ، صندوقداری دولت و نگهداری جواهرات ملی و نظارت بر عملیات بانکها و حفظ ارزش پول در سازمان مستقل دیگری بنام « بانک مرکزی ایران » متمرکز شد.

4- تشکیل بانک مرکزی ایران
بانک مرکزی ایران : فکر تدوین قانون جامع پولی و بانکی کشور و تاسیس بانک مرکزی ایران بمنظور تنظیم حجم پول و اعتبار و حفظ ارزش پول و اجرای سیاست پولی و نظارت بر سیستم بانکی مورد توجه مقامات اقتصادی کشور قرارگرفت تا پس از گذشت 74 سال از شرع فعالیت های بانکی در ایران بانک مرکزی با سرمایه ای معادل 3/6 میلیارد ریال در هجدهم مرداد ماه سال 1339 تشکیل شد .

5- اهداف و وظایف بانک
در آغاز فعالیت بانکها چهار وظیفه اساسی داشتند :
1- تشکیل انواع پول ها متعلق به کشور های مختلف جهان در سیستم فلزی ( طلا و نقره )
2-تعیین وزن و عیار هر پول
3-تعیین نسبت برابری پول ها برای مبادله
4-نگهداری پول های فلزی اشخاص ( طلا و نقره ) در محل های امن

بانکداری قدیمی علاوه بر وظائف فوق در ابتدای کار، خود را موظف می دیدند که در برار قبول سپرده اشخاص رسید صادر نمایند. صدور برگهای رسید مقدمه نقل و انتقال پول در کشور سپس بین کشورها شد و با گذشت زمان تحول دیگری در تکامل عملیات بانکداری پدیدی آمد زیرا در طی سال های فعالیت بانکی ، بانکداران متوجه شدند که کلیه صاحبان امانات و سپرده ها که در نزد بانک ها بصورت امانت گذارده اند در یک زمان معین برای دریافت آن به بانک ها مراجعه نمی کنند و همیشه مقدار قابل توجهی از مجموع سپرده ها ( طلا و نقره ) در خزانه بانک باقی میماند بنابراین بانکدارها توانستند سپرده های راکد مردم را در اختیار متقاضیان پول قراردهند و این قدرت پولی با دریافت بهره برای اشخاصی که از اعتبار نسبی نزد بانک برخوردار بودند قراردهند . برای تائید و توسعه عملیات خود سهمی از بهره دریافتی را نیز بصاحبان سپرده پرداختند . ( رویه امروزی بانک ها )

تحول دیگری که در ایجاد بانک ها رخ داد تاسیس بانک بصورت شرکت سهامی بود که صاحبان این اندیشه با عرضه سهام در بازار به جمع آوری سرمایه پرداختند و ارزش سهام بانک به امید افزایش بازدهی آن در بازار عرضه سهام هر چندی افزوده می گشت واین مقدمه ای برای افزایش نرخ بهره بانکی بود که دولت ها با ملی کردن اینگونه بانک ها مانع گسترش آن شدند.

اگر پیشرفت سریع و افزایش مالی بانک ها و بالنتیجه تسلط شان بر بازار های پولی جهان حاصل بسط اقتصادی و توسعه روابط بین المللی به خاطر رفع نیاز های مادی فزاینده جامعه امروزی باشد، تفکیک بانک ها با بانک مرکزی و بانک های تجاری و تخصصی ( صنعتی ، معدنی، کشاورزی و مسکن ) خود موید لزوم این تقسیم و تعیین اهداف گوناگونی است که انجام آن بعهده بانکهای مختلف محول شده است بنابراین وظائف عمده بانکهای مرکزی عبارتند از :

1- حفظ ارزش پول
2- ایجاد تعادل در موازنه پرداخت ها و ردیافت ها
3- تسهیلات مبادلات بازرگانی
4- انتشار اسکناس و سکه های فلزی رایج در کشور
5- تنظیم و کنترل و هدایت گردش پول و اعتبار
6- انجام کلیه عملیات بانکی ارزی و پول رایج کشور
7- تعهد یا تضمین پرداخت های ارزی دولت
8- نظارت بر معاملات طلا و ارز
9 – نظارت بر صدور پول رایج و ارز
10 – اعمال سیاست های پولی و اعتباری
11- عملیات بانکی مربوط به آن قسمت از برنامه های اقتصادی
12- انجام عملیات مربوط به اوراق و اسناد بهادار
13- نگاهداری و اداره ذخائر ارزی و طلای کشور
14- نگاهداری وجوه موسسات پولی و مالی بین المللی
15- انعقاد موافقت نامه پرداخت در اجرای قراردادهای پولی و بازرگانی و ترانزیتی

وظائف و خدمات بانک های تجاری ( خصوصی یا دولتی ) باستثنا بانکهای تخصصی بصورت ساده بقرار زیر است :

1-  قبول سپرده ( دیداری _ مدت دار ) یا تجهیز منابع پولی
2- ایجاد تسهیلات ( وام _ اعتبار )
3- خرید و فروش فلزات قیمیتی
4- اجاره صندوق امانات
5- نقل و انتقال پول در داخل یا خارج از کشور
6- نگاهداری و انجام امور مربوط به اوراق و اسناد بهادار
7- انجام عملیات بورس
8- صدور ضمانت نامه بانکی
9- تنزیل اوراق تجارتی
10- انجام معاملات ارزی( خرید و فروش )
11- خرید و فروش سهام و اوراق قرضه و اسناد خزانه ( عملیات برس)
12- گشایش اعتبارات اسنادی و انجام عملیات دادوستد بین المللی
13- سرمایه گذاری بانک ها در صنایع کشور
و بالاخره خدمات امانی که عبارتند از : قبول قیومیت، وصایت و وکالت.

 درتطبیق این وظایف با توجه به مبانی سیاست پولی و بانکی در نظام بانکداری جمهوری اسلامی که ماهم از آیات قران و متاثر از فقه اسلامی است قانون عملیات بانکی بدون ربا به شرح پیوست (1) تدوین و پس از تصویب مجلس اسلامی ( 8/6/1362)  و تائید شورای نگهبان ( 10/6/1362) از آغاز سال 1363 به مرحله اجرا گذارده شده است .
                                                                                                   تحول بانکداری در ایران

ملی شدن بانک ها

مقدمه:
در آستانه پیروزی انقلاب ، نظام بانکی ایران به کلی مضمحل و از هم پاشیده شد . عواملی نظیرانتقال سرمایه به خارج توسط سرمایه داران وابسته که خود موسس بانک های خصوصی و یا سهامدار عمده آنها بودند.

سلب اعتماد مردم نسبت به بانک ها و هجوم آنان برای باز پس گرفتن سپرده های خود .
لاوصول ماندن مطالبات بانک ها بعلت فقدان اسناد و نامشخص بودن وضع بدهکاران عمده و رکورد در عملیات بانکی موجب توقف بسیاری از فعالیت های اقتصادی گردید . و بالاخره کاهش ارزش دارائیها اغلب بانکهای  خصوصی را در وضعی قرارداده بود که علیرغم کمکهای بانک مرکزی عملیاتشان متوقف شده و با خطر ورشکستگی روبرو شده بودند. به طوری که حتی قادر به پرداخت وجه چک های صادره با مبالغ جزئی هم نبودند .
در تاریخ هفده خرداد ماه 1358  طبق مصوبه شورای انقلاب برای حفظ حقوق صاحبان سپرده و سرمایه های ملی و بکار انداختن چرخهای تولیدی کشور و تضمین بازپرداخت سپرده ها و پس اندازهای مردم در بانکها، بانکهای ایران ملی اعلام شد.

ملی کردن بانکها شاید یکی از اقدامات اساسی دولت بود که گروهی از مردم یاران خواستار آن بودند. در آن زمان این اقدام گام موثری در جهت حصول به استقلال اقتصادی و سیاسی و قطع وابستگی به سرمایه های خارجی بود. چه نفوذ سرمایه های خارجی از طریق مشارکت در سرمایه بانکها و همچنین تاسیس بانکهای متعدد بصورت شرکتهای سهامی توسط سرمایه داران بزرگ داخلی عملا منجر هب اعمال نوفذ شدید خارجیان و ایادی داخلی در تصمیم گیریهای بنیانی در رشته های مختلف تولیدی و اقتصاد کشور گردید و ترکیب نامتجانسی به شکل کلی و اساسی در اقتصاد کشور پدید آورد.

همزمان با اجرای طرح ملی کردن بانکها در سیستم بانکی کشور جمعا 28 بانک مشمول این قانون شد. از این تعدا، در 13 بانک سرمایه گذاران خارجی سهیم بودند و 15 بانک بقیه متعلق به سرمایه گذاران ایرانی بود.
ملی شدن بانکها
هدف دولت از ملی کردن بانکها، بعهده گرفتن اداره امور بانکها تحت ضرورتهای اجتماعی و اقتصادی و حفظ منافع و مصالح جامعه و کشور بوده است. لذا لازم بود ملی کردن بانکهای مذکور مبتنی بر ضوبابط باشد که مجددا شرایط نامساعد پولی گذشته بانکها بر مردم تحمیل نشود و ضمن تضمین بازپرداخت سپرده های مردم منتهی به استقرار یک روش صحیح بانکداری در کشور گردد تا این روش نوین بتواند بانکها را از جنبه صرافی و بهره کشی مطلق خارج ساخته و در راه پیشبرد هدفهای اقتصادی و اجتماعی قرار گیرد.

با توجه به شرایط فوق، لایحه ملی شدن بانکها در تاریخ 17 خرداد ماه 1358 توسط شورای انقلاب اسلامی تصویب گردید. براساس لایحه مذکور 28 بانک و 16 شرکت پس انداز و وام مسکن و 2 شرکت سرمایه گذاری ملی اعلام شد و مالکیت آنها از بخش خصوصی سلب و متعلق به دولت گردید.

قانون ملی شدن بانک
ماده 1- برای حفظ حقوق و سرمایه های ملی و بکار انداخت چرهای تولیدی کشور و تضمین سپرده ها و پس اندازهای مردم در بانکه، من قبول اصل مالکیت مشورع مشروط و با توجه به:

- نحوه تحصیل درآمد بانکها و انتقال سرمایه ها به خارج
- نقش اساسی بانکها در اقتصاد کشور و ارتباط طبیعی اقتصاد کشور با موسسات بانکی
- مدیون بودن بانکها به دولت و احتیاج آنها به سرپرستی دولت
- لزوم هماهنگی فعالیت بانکها با سایر سازمانهای کشور
- لزوم سوق دادن فعالیت بانکها در جهت اداری و انتفاعی اسلامی
از تاریخ تصویب این قانون، کلیه بانکها ملی اعلام می گردد و دولت مکلف است بلافاصله نسبت به تعیین مدیران بانکها اقدام نماید.
ماده 2- از این تاریخ تنها امضای مدیرانی که از طرف دولت برای بانکها معین میگردند، دارای اعتبار قانونی می باشد.

اداره امور بانکها
در پی ملی شدن بانکها، تجدید نظر در
ارکان بانکها مطرح گردید. لذا لایحه قانونی اداره بانکها در تاریخ سوم مهرماه 1358 به تصویب شورای انقلاب اسلامی رسید که به موجب این لایحه ارکان بانکها به شرح ذیل مشخص گردید:
1- مجمع عمومی بانکها
2- شورایعالی بانکها
3- هیات مدیره هر بانک
4- مدیر عامل هر بانک
5- بازرسان قانونی هر بانک

1- مجمع عمومی بانکها
مجمع عمومی بانکها از وزیر امور اقتصادی و دارایی، وزیر صنایع، وزیر بازرگانی، وزیر معادن و فلزات، وزیر کشاورزی و عمران روستایی، وزیر مسکن و شهرسازی، وزیر جهاد، وزیر مشاور و رئیس سازمان برنامه و بودجه تشکیل می شود. ریاست مجمع عمومی بانکها با وزیر امور اقتصادی و دارایی و در غیاب وی با وزیر بازرگانی است. مجمع عمومی بانکها به دو صورت عادی و فوق العاده تشکیل می گردد.

وظایف مجمع عمومی عادی بانکها بشرح ذیل است:
1- استماع گزارش سالانه هر بانک و رسیدگی به ترازنامه و حساب سود و زیان سال مالی قبل و صورت دارائی و دیون و صورتحساب دوره عمل سالانه و تصویب ترازنامه و بودجه آن.
2- رسیدگی و اتخاذ تصمیم درباره اندوخته هر یک از بانکها و تصویب سود ویژه.
3- انتخاب اعضای هیات مدیره بانکها بنا به پینهاد شواریعالی بانکها.
4- انتخاب مدیران عامل بانکها تخصصی به پیشنهاد وزیر مربوط و انتخاب مدیران عامل بانکهای تجاری به پیشنهاد وزیر بازرگانی با نظر مشورتی شورایعالی بانکها.
5- احکام مدیران عامل و اعضای هیات مدیره بانکها به امضای وزیر امور اقتصادی و دارایی صادر خواهد شد.
6- انتخاب بازرسان قانونی هر یک از بانکها.
7- تصویب اساسنامه هر یک از بانکها.
8- تصویب آیین نامه های استخدامی، مالی، اداری و معاملاتی.
9- اتخاذ تصمیم نسبت به هرگونه مسائل دیگر مربوط به عملیات بانکی که از طرف شورایعالی بانکها به مجمع عمومی پیشنهاد می شود.

جلسات مجمع عمومی عادی بانکها حداقل سالی یک مرتبه تا پایان تیرماه هر سال تشکیل خواهد شد.
وظایف مجمع عمومی فوق العاده که هر گونه تغیر در مواد اساسنامه، کاهش یا افزایش سرمایه هر یک از بانکها، تاسیس، انحلال یا ادغام آنها می شود. درزمان مقتضی تشکیل و اتخاذ تصمیم می نماید.

هیات مدیره هر بانک
هیات مدیره هر بانک از نظر تعداد اعضا و وظایف آنان طبق اساسنامه هر بانک انتخاب می گردند.

مدیر عامل هر بانک
مدیر عامل بالاترین مقام اجرایی و اداری بانک است که بر حسب پیشنهاد شورایعالی بانک واز طرف مجمع عمومی بانکها انتخاب می شود.

بازرسان قانونی هر بانک
تعداد اعضاء و وظایف و نحوه بازرسان قانونی طبق اساسنامه هر بانک خواهد بود

                                                                                                 شورای پول و اعتبار

وظایف شورای پول و اعتبار

شورای پول و اعتبار عالی ترین مرجع در سیستم بانکی بوده و به موجب ماده 18 قانون پاولی و بانکی کشور عهده دار وظایف ذیل می باشد:
1- رسیدگی و تصویب سازمان و بودجه و مقررات استخدامی و آئین نامه های داخلی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران.
2- رسیدگی و اظهار نظر نسبت به ترازنامه بانک مرکزی جمهوری اسلامی برای طرح در مجمع عمومی.
3- رسیدگی و تصویب آئین نامه های مذکور در این قانون
4- اظهار نظر در مسائل بانکی و پولی و اعتباری کشور و همچنین اظهار نظر نسبت به لوایح مربوط به وام یا تضمین اعتبار و هر موضوع دیگری که از طرف دولت به شورا ارجاع می شود.
5- دادن نظر مشورتی و توصیه به دولت در مسائل بانکی و پولی و اعتباری کشور که به نظر شورا در وضع اقتصادی و بخصوص در سیاست اعتباری کشور موثر خواهد بود.
6- اظهار نظر درباره هر موضوعی که از طرف رئیس کل بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران در حدود این قانون به شورا عرضه می گردد.

اعضا شورا پول و اعتبار
ترکیب اعضاء شورای پول و اعتبار براساس تصویب نامه آبان ماه سال 1378 مجلس شورای اسلامی به شرح زیر می باشد:
1- رئیس کل بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران
2- وزیر امور اقتصادی و دارایی
3- رئیس سازمان برنامه و بودجه یا معاون وی
4- دو تن از وزیران به انتخاب هیات وزیران
5- وزیر بازرگانی
6- دو نفر کارشناس و متخصص پولی و بانکی به پیشنهاد رئیس کل بانک مرکزی و تایید ریاست جمهور
7- دادستان کل کشور یا معاون وی
8- رئیس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن
9- رئیی اتاق تعاون و یک نماینده از هر یک از کمیسیون های برنامه  و بودجه و امور اقتصادی و دارایی و تعاون مجلس (بعنوان ناظر)
ریاست شورای پول و اعتبار به عهده وزیر امور اقتصادی و دارایی و در غیاب او رئیس کل بانک مرکزی است
ادغام بانکها
در سالهای گذشته نظام بانکی ایران همواره با رونق فعالیت اقتصادی غیر منطقی عملیات و تشکیلات خود را گسترش داد، لکن این گسترش متناسب با نیازهای واقعی الگوی توسعه اقتصادی کشور نبود و بیشتر درجهت تامین مقاصد سودجویانه سرمایه گذاران وابسته قدم برمی داشت.

هدف از ملی کردن بانکها دخالت و نظارت دولت در عملیاتی بود که می توانست موجبات نیل به استقلال اقتصادی و مالی را فراهم آورد. زیرا با قطع ایادی سرمایه گذاران وابسته از اداره نظام بانکی امکان برقراری یک سیستم پولی و اعتباری مستقل ملی بوجود آمد و با از بین بردن انگیزه های فردی در فعالیتهای بانکی و جایگزین نمودن فعالیتهای صحیح اقتصادی و تحصیل رفاه اجتماعی، زمینه مناسبی برای هدایت منابع حاصل از پس اندازها در مسیر اجرای برنامه های ملی جهت توسعه اقتصادی فراهم گردید. بدیهی است که انتقال مالکیت بانکهای خصوصی به دولت به تنهایی برای تجهیز نظام بانکی کشور و سوق آن در هت تامین هدفهای اقتصادی ملی کافی نبوده و برای جلوگیزی از تشتت تصمیمات به محدود کردن تعداد مدیران و افزایش نظارت دولت بر عملیات بانکی پس از ملی کردن بانکها و موسسات اعتباری ادغام بانکها ضرورت یافت.
در اجرای ماده 17 لایحه قانونی اداره بانکها مصوب 3/7/1385 شورای انقلاب اسلامی پیشنهاد ادغام 9 بانک به شرح زیر به تصویب مجمع عمومی بانکها رسید:
بانکهای تجاری کشور به شرح زیر میباشند:
1- بانک ملی
2- بانک سپه
3- بانک رفاه کارگران: این بانک مجاز به انجام کلیه عملیات بانکهای تجاری می باشد و تلاش گذشته این بانک در حمایت از گروه گارگران کشور به ویژه در مناطق کارگری بوده و اکنون نیز با تغییراتی که در نظر است انجام شود امید می رود اسم بانک بیش از پیش با محتوی گردد.
4- بانک تجارت: این بانک از ادغام بانکهای ایران و انگلیس، اعتبارات ایران، ایران و خاورمیانه، ایران و هلند، بازرگانی ایران، ایرانشهر، صنایع ایران، شهریار، ایرانیان، کار، بین المللی ایران و ژاپن و بالاخره بانک روس و ایران.
5- بانک ملت: از ادغام بانکهای تهران، پارس، داریوش، اعتبارات، تعاونی و توزیع، ایران و عرب، بین المللی تهران، عمران، بیمه ایران، تجارت خارجی ایران و بانک فرهنگیان. به منظور حصول به یکنواختی در ضوابط اعطای تسهیلات اجرای سیاست واحد پولی و پیشبرد فعالیتهای تخصصی در زمینه مسکن، کشاورزی و صنعت و معدن، بانکهای تخصصی ملی شده نیز در بانکهای مشابه دولتی در رشته مربوطه به ترتیب زیر ادغام شدند:
6- بانک صادرات، بانک صادرات فعالتی خود را مانند گذشته در تهران ادامه داده و در خارج از مرکز تحت عنوان بانک استان فعالیت دارد.
بانکهای استان با استفاده از کلیه شعب بانک صادرات در هر استان و به منظور حصول به اهداف زیر تشکیل گردیدند:
الف) جلب پس اندازهای افراد و هدایت آنها به سمت سرمایه گذاری های مولد در رشته های صنایع کوچک و متوسط، حرف و مشاغل، کشاورزی و بازرگانی.
ب) کمک به سیاست عدم تمرکز و جلب حمایت و همکاری شوراها و مردم استان در توسعه اقتصادی.
ج) جلوگیری از مراجعه مکرر سرمایه گذاران و بازرگانان و کسبه به تهران.
د) کمک به سرمایه گذاران محلی توسعه اطلاعات در سرمایه گذاریهای مولد.
تبصره 1- بانکهای استانی علاوه بر تجهیز پس اندازهای محلی، از اعتبارات ارزان قیمت بانک مرکزی و نیز کمک های بودجه عمومی دولت (به صورت پرداخت قسمتی از هزینه وامهای تخصصی در جهت سیاست دولت) برخوردار خواهند بود.
تبصره 2- بانکهای گسترش خزر، آذربایجان و خوزستان به ترتیب در بانکهای استانی مربوطه ادغام و کارکنان آن حتی المقدور در کلیه استانها تقسیم خواهند شد.
بانکهای استان در ابتدای فعالیت از هر لحاظ مستقل بود ولی در جلسه مجمع عمومی بانکها در تاریخ 24/12/1368 موافقت شد که: کلیه سهام بانکهای استان متعلق به بانک صادرات بوده و عزل و نصب مدیر عامل و هیات مدیره بانکهای استان جزء وظایف و مسئولیت ها و اختیارات بانک صادرات (که بوسیله مدیر عامل و هیات مدیره انجام می شود) قرار گیرد. بنابراین مجمع بانک استان متشکل از پنج نفر می باشد که از بین کارکنان بانک صادرات ایران و مطلعین و صاحب نظران اقتصادی محلی و مردمی توسط مدیر عامل بانک صادرات ایران انتخاب می گردد.
7- بانک صنعت و معدن: این بانک از ادغام بانکهای اعتبارات صنعتی، توسعه و صنعتی و معدنی ایران، توسعه و سرمایه گذاری ایران، شرکت سرمایه گذاران بانکهای ایران، صندوق ضمانت صنعتی و صندوق معدن تشکیل شده است، این بانک فعالیتهای صنعتی کوچک در شهرستانها را به بانکهای استان واگذار خواهد نمود.
8- بانک مسکن: این بانک از ادغام بانکای رهنی ایران، ساختمان، شرکت سرمایه گذاری ساختمانی بانکهای ایران و شرکت پس انداز و وام مسکن کورش ، اکباتان، پاسارگاد و در شهرستانها شرکتهای پس انداز وام مسکن مشهد، تبریز، شیراز، اصفهان، اهواز، گیلان ، همدان، کرمانشاه، مازندران، گرگان ، سمنان و آبادان تشکیل شده است.
9- بانک کشاورزی: این بانک ادغام بانک توسعه کشاورزی ایران، بانک تعاون کشاورزی ایران و کلیه موسسات اعتباری وابسته به وزارت کشاورزی و عمران روستایی به وجود آمده است. ضنما اساسنامه و تشکیل بانک توسعه صادرات با سرمایه ای معادل پنجاه میلیارد ریال در تاریخ 19/4/1370 با هدف زیر به تصویب رسید:
هدف: کمک به توسعه صادرات کشور و گسترش مبادلات تجاری و اقتصادی با دیگر کشورها.
بانک توسعه صادرات برای دستیابی به هدف خاص خود فعالیت های زیر را در نظر گرفت:
1- اعطای تسهیلات و اعتبارات کوتاه مدت، میان مدت، بلند مدت صادراتی و انجام هر گونه معاملات ارزی.
2- اعطای تسهیلات سرمایه گذاری برای پروژه های صادراتی در داخل و خارج از کشور.
3- اعطای اعتبارات وارداتی به واردکنندگان داخلی برای تامین مواد اولیه و کالاهای تبدیلی جهت صادرات و همچنین ماشین آلات و تجهیزات مورد نیاز
4- فراهم نمودن تسهیلات جهت صدور بیمه نامه های صادرات حمایت و پیشبرد صنعت حمل و نقل و توریسم
5- اعطای تسهیلات به منظور توسعه و گسترش صنایع دستی برای صادرات و نیز به موسسات و مراکز علمی و تحقیقاتی به جهت تشویق امر تحقیق در توسعه صادرات
6- افتتاح و نگهداری حسابهای بانکی، خرید و فروش اوراق بهادار و اسناد معتبر تجاری، تضمین اوراق و اسناد بازرگانی، چک، برات، بروات ارزی، قبول پرداخت های بانکی و حواله های تلگرافی، خرید و فروش ارز و مسکوکات طلا و نقره...

بانکداری اسلامی در ایران

نخستین گام در جهت اسلامی کردن سیستم بانکی
به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی و برقراری جمهوری اسلامی، لزوم استقرار نظام اقتصاد اسلامی به عنوان یکی از ضرورتهای اساسی کشور مطرح شد. مهمترین اقدام عملی در این جهت می توانست ریشه کن کردن ربا از سیستم بانکی کشور باشد تا بدینوسیله بنیان یک اقتصاد توحیدی مبتنی بر قسط و عدل گذارده شود. بهمین منظور پس از انقلاب در سال 1358 اقداماتی در جهت اسلامی کردن نظام بانکی به عمل آمد، که این اقدامات را می توان در کوششهای اولیه برای حذف بهره و برقراری کارمزد در سیستم بانکی و تاسیس بانک اسلامی و توسعه صندوقهای قرض الحسنه خلاصه نمود.

حذف بهره و برقراری کارمزد
بطور کلی یکی از ضرورتهای اساسی برای حذف بهره و ربا از اقتصاد کشور و مطابقت دادن آن با اصول اقتصاد اسلامی برقراری سیستمی است که ضمن آن، سرمایه گذاریها براساس نیازهای واقعی اجتماعی و نه برپایه حداکثر نمودن سود سهامداران انجام پذیرد. در این نظام طبعا لازم است منابع مادی و معنوی جامعه با اتخاذ تدابیر دیگری غیر از توسل به نرخ بهره بسوی رفع نیازهای اساسی جامعه سوق داده شود.
بدین منظور شورای پول و اعتبار در سیصد و نود و دومین جلسه خود مورخ سوم دیماه 1358 تغییراتی در ساختار نرخ بهره بانکی به تصویب رسانید که از ابتدای سال 1359 بشرح زیر به مورد اجرا گذارده شد:
1- حداقل  سود تضمین شده برای سپرده ها:
2- در این روش بانکها در جذب سپرده های غیر دیداری (پس انداز – سرمایه گذاری کوتاه مدت) اختیار پرداخت حداقل 7 درصد سود تضمین شده و برای سپرده های مدت دار حداقل 8/5 درصد سود تضمین شده در سال را دارند. ضمنا مقرر شد در صورتیکه بانکها علاوه بر عملکرد خود چنانچه سود اضافی داشته باشند، از اول سال 1358 به صاحبان سپرده های غیر دیداری اضافه برحداقل سود تضمین شده نسبت به میزان سپرده های در پایان هر سال تقسمی نمایند بهمین جهت تا مدتها سود تضمین شده علی الحساب پرداخت می شد.
3- کارمزد و حداقل سود تضمین شده برای وامها و سایر تسهیلات اعتباری با توجه به اینکه از اول سال 1359 احتساب و دریافت بهره از انواع اعتبارات و وامها حذف گردید، قرار شد برای جبران هزینه های بانکی کارمزد و سهم سود تضمین شده بر حسب انواع فعالیتهای اقتصادی تعیین و دریافت شود.
بطوریکه ملاحظه می شود، پس از پیروزی انقلاب، گرچه سعی شده اقداماتی در جهت حذف بهره انجام گیرد، لکن ماهیتا این اقدام نتوانست تغییر اساسی در سیستم گذشته بدهد، بطوریکه ناگزیر مقدار بهره ای که به سپرده ها پرداخت می شد با درصد کمتری با عنوان جدید «حداقل سود تضمین شده» همچنان پرداخت گردید.
همچنین دریافت کارمزد و حداقل سود تضمین شده در مورد وامها و اعتبارات پرداختی و سپرده های دریافتی بانکها نیز نشان دهند عدم تغییر اساسی در نظامر ربوی گذشته بود. بدیهی است برای حذف کامل بهره از سیستم بانکی باید اقدامات اساسی و اصولی دیگری در کلیه زمینه های اقتصادی انجام پذیرد تا همگام با سیستم بانکی، زمینه لازم و ضروری را در اقتصاد کشور در جهت حذف بهره فراهم آورد. بدین منظور در سال 1361 ، لایحه عملیات بانکی بدون ربا (بهره) در جهت حذف بهره و انطباق عملیات بانکی با موازین اسلامی تقدیم مجلس شورای اسلامی گردید که نهایتا در تاریخ 8/6/1363 به تصویب رسید. براساس این قانون مقرر شد که هدف نظام بانکی عبارت باشد از استقرار نظام پولی و اعتباری برم بنای عدالت که با تنظیم گردش صحیح پول و اعتبار به ویژه حفظ ارزش پول و ایجاد تعادل در موازنه پرداختها و تسهیل مبادلات بازرگانی و ارائه خدماتی که قانونا بر عهده بانکها محول شده است.
براین مبنا برای دو وظیفه اصلی بانکها که یکی جمع آوری پول (تجهیز منابع پولی) و دیگری توزیع پول (تسهیلات اعطایی) باشد با تلاش مدیریت بانکها و همکاری همکاران بانکی در این طریق گامهای موثری برداشته شده است که نیاز به بررسی بیشتر و مطالعه عمیق تر در بازده روشهای متخذه در توسعه اقتصادی کشور دارد. مضافا اینکه وظیفه بانک مرکزی از آنچه در گذشته داشته فراتر رفته و تعیین رشته های مختلف سرمایه گذاری و مشارکت بانکها در فعالیت اقتصادی در حدود سیاستهای اقتصادی مصوب و همچنین تعیین حداقل نرخ سود احتمالی برای اولویت دادن به طرحهای سرمایه گذاری و مشارکت نیز بر عهده بانک مرکزی قرار گرفته است.
آنچه در این نوشته مختصر لازم است یادآور شود این است که در قانون عملیات بانکی بدون ربا نقش بانکها را در توسعه اقتصادی بیشتر از گذشته و آنها را سهیم در این پیشرفت دانسته مشروط بر آنکه بانک مرکزی ایران در پی هدایت بانکها در این راستا گام بردارد.
در قانون جدید برای تحکیم عملیات بانکی و تایید برگشت سرمایه گذاری در ارتباط با اعطای تسهیلات بانکی کلیه قراردادهای منعقده بین بانک و مشتریان بانک را در حکم اسناد لازم اجرا و تابع آیین نامه اجرایی اسناد رسمی شناخته است.
چون عملیات بانکی (تسهیلات اعطایی) با تخصیص منابع در کتاب بانکداری داخلی (2) به طور مشروح بیان شده لذا در اینجا فقط به نوشتن نام تسهیلات اعطایی اکتفا می گردد:
1- قرض الحسنه 2- مضاربه 3- مشارکت مدنی 4- مشارکت حقوقی 5- سرمایه گذاری مستقیم 6- فروش اقساطی 7- اجاره به شرط تملیک 8- سلف 9- جعاله 10- مزارعه 11- مساقات 12- خرید دین 13- ضمان

 بانک های خصوصی

بانک پارسیان :
بانک پارسیان به صورت شرکت سهامی عام و با مالکیت اشخاص غیر دولتی و به استناد قانون اجاره تاسیس بانک های غیر دولتی مصوب فروردین ماه 1379 ، ماده (98) قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران و ضوابط تاسیس بانک غیر دولتی مصوب نهصد و چهل و هشتمین جلسه مورخ 20/9/1379 شورای پول و اعتبار تاسیس یافته و در چارچوب قانون پولی و بانکی کشور مصوب سال 1351،قانون عملیات بانکی بدون ربا، قانون تجارت و مقررات اساسنامه بانک ، در مرداد ماه 1380 ، نسبت به انجام پذیره نویسی سهام اقدام و پس از انجام تشریفات و ثبت رسمی بانک ، در شهریور ماه 1380 مجوز اغاز فعالیت را از بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران دریافت نمود و از اسفند ماه سال 1380 شروع بکار کرد. در حال حاضر سرمایه بانک پنج هزار میلیارد ریال می باشد .
بانک کار آفرین :
بانک کارآفرین فعالیت خود را در ابتدا به موسسه اعتباری غیر بانکی با مشارکت اعضا انجمن های  مدیران صنایع ، شرکت های ساختمانی ، تاسیساتی و تجهیزاتی ، جامعه مهندسان مشائر ایران ، مهندسان مشاور معمار و شهر ساز و گروهی از کارشناسان بانکی و مالی با نام شرکت اعتباری غیر بانکی کار آفرینان ثبت وآغاز کرد.
با تحقق افزایش سرمایه طی دو مرحله از سی میلیارد ریال به دویست میلیارد ریال و با اخذ مجوز تاسیس بانک خصوصی از بانک مرکزی ، موسسه اعتباری کار آفرینان به بانک کار آفرین تغییرکرد. فعالیت رسمی بانک کارآفرین از تاریخ  دی ماه 1380 آغاز گرید.
 
بانک سامان :
بانک سامان به عنوان بانک خصوصی کشور و اولین عضو گروه مالی سامان ، تحت نظارت بانک مرکزی ، مرداد ماه 1381 با پیشینه اولین موسسه مالی و. اعتباری کشور و با سرمایه اولیه 200 میلیارد ریال آغاز به کار کرد و در حال حاضر سرمایه این بانک 900 میلیارد ریال می باشد .

بانک اقتصاد نوین :
بانک اقتصاد نوین در تاریخ 18/4/80 بر اساس مجوز بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران جهت پذیره نویسی سهام اقدام نمود و در مرداد ماه 1380 با تشکیل مجمع موسس با سرمایه 250 میلیارد ریال تلسیس و به عنوان اولین بانک خصوصی جمهوری اسلامی ایران به ثبت رسید .
سرمایه اولیه بانک 250 میلیارد ریال بوده که طی سه مرحله به رقم 2000 میلیارد ریال لفزایش یافته است و طبق مصوبه مجمع عمومی فوق العاده بانک اختیار افزایش تا مبلغ 2500 ریال به هیات مدیره بانک تفویض گردیده است .

بانک پاسارگاد :
بانک پاسارگاد پس از دریافت مجوز بانک مرکزی جمهوری اسلامی در شهر یور ماه 1386،با سرمایه 3500 میلیارد  ریال که تماما" پرداخت شده است ، فعالیت خود را آغاز نمود که از این رقم 2000 میلیارد ریال به وسیله موسسان پرداخت شده  و 1500 میلیارد ریال با پذیره نویسی همگانی به وسیله افراد عادی خریداری شده است . پذیره نویسی بانک در مرداد ماه 1384 انجام و مجوز فعالیت بانک در شهریور 1384 دریافت شده است .


بانک سرمایه :
بانک سرمایه ششمین بانک غیر دولتی و دومین بانک خصوصی از نظر سرمایه می باشد که با 3535 میلیارد ریال سرمایه بر اساس مجوز اخذ شده از بانک مرکزی جمهوری اسلامی در دی ماه 1384 فعالیت کاری خود را آغاز نمود .
در حال حاضر کلیه خدما بانکی قابل ارائه در بانک های دولتی در بانک های خصوصی نیز ارائه می شود .
+ نوشته شده توسط مانی در سه شنبه بیستم بهمن 1388 و ساعت 12:52 |
امام يك حقيقت هميشه زنده است
جام جم آنلاين: در پي انتشار نامه‌ي حجت الاسلام والمسلمين سيد حسن خميني به مهندس ضرغامي رئيس سازمان صدا و سيما،رئيس رسانه‌ي ملي نيز در پاسخ به نامه‌ي وي اظهار داشت؛امام خميني يك حقيقت هميشه زنده است.نام او پرچم اين انقلاب و راه او راه اين انقلاب و اهداف او اهداف اين انقلاب است.»

به گزارش جام جم آنلاين متن كامل نامه‌ي مهندس ضرغامي به سيد حسن خميني به اين شرح است.

با سلام ، متقابلا ايام خجسته سي و يكمين دهه فجر پيروزي انقلاب بزرگ اسلامي را به شما و خانواده معظم امام راحل (ره) تبريك مي گويم و سلامتي و دوام عمر شما را از خداوند متعال خواهانم.

به اطلاع جنابعالي مي‌رسانم

1- برنامه هاي دهه فجر امسال گسترده تر از هميشه و با بهره گيري از تمامي ظرفيت آرشيوي و تجارب گذشته با توليد بيش از 1000 ويژه برنامه  در سيما،صدا،شبكه‌هاي استاني و برون مرزي و حوزه هاي سياسي سازمان و براي اقشار و سطوح مختلف جامعه در داخل و خارج كشور در حال پخش است.

2- محور و هويت انقلاب اسلامي امام خميني (ره) است،لذا در نوع اين برنامه‌ها شخصيت جامع و استثنايي آن يگانه دوران در ابعاد مختلف مبارزاتي،سياسي،فقهي،اخلاقي،عرفاني و سلوك رفتاري مورد بررسي قرار مي گيرد.

3- بررسي هاي سال هاي اخير نشان مي دهد كه نسل جوان و حتي نسل هاي گذشته از طريق برنامه هاي رسانه ملي با بسياري از ويژگي هاي شخصيتي و متعالي امام خميني (ره) آشنا شده و با او پيوندي مستحكم برقرار كرده‌اند. اين درحالي است كه به گفته شما دشمنان قسم خورده انقلاب و امام و رسانه هاي بيگانه و به اعتقاد من با همراهي ضد انقلاب داخلي و پشيمان شدگان و در راه ماندگان انقلاب سعي در مخدوش كردن چهره آن عزيز سفر كرده و نابودي راه نوراني او دارند.

4- مستند «شاخص» يكي از اين صدها ويژه برنامه رسانه ملي است كه با بهره گيري از رهنمود اخير رهبر معظم انقلاب كه مفسر واقعي فرمايشات و سيره امام خميني (ره) هستند، توليد شده است.

اين مستند بر آن است كه سلوك حكومتي امام عزيز را مورد بررسي قرار دهد و البته در اين مسير چهره مقتدر و سازش ناپذير،مستدل و عقلاني،روشنگر و آگاهي بخش، متواضع، با محبت و مهربان،آرامبخش و حتي همراه با طنز و مطايبه معظم له نيز مورد توجه قرار گرفته است.

سازندگان اين مستند،با ذكر تاريخ سخنراني شأن نزول آن  و تبيين شرايط ويژه جامعه در آن مقطع زماني نهايت امانت داري را به خرج داده‌اند.

در اين مستند روشنگري و اطلاع رساني پيرامون امام و قانون،امام و بني صدر،امام و فلسطين،امام و مردم،امام و جمهوري اسلامي،امام و ولايت فقيه،امام و گروهك ها و... كه از اساسي ترين موضوعات مورد نياز در جامعه است،مورد بررسي قرار گرفته است.

نگاه ما به امام،نه صرفاً به عنوان يك شخصيت مقطعي و كاريزماتيك و پدري مهربان و عارف،بلكه در جايگاه يك مصلح بزرگ جهاني و ارائه دهنده تئوري نجات بخش و مترقي «ولايت فقيه» براي هدايت آحاد انسانها تا ظهور منجي عالم بشريت روحي له الفداء است و همكاران آگاه و متعهد ما دقيقاً در راستاي اين هدف متعالي و ترسيم جامعيت شخصيت حضرت امام (ره) تلاش كرده‌اند.

5- چارچوب مستند «شاخص» مشابه مستند قبلي «امام روح الله» است كه از ناحيه جنابعالي و موسسه نشر آثار حضرت امام (ره) مورد تحسين و تقدير قرار گرفت.
نكته تامل برانگيز اين است كه در اين فاصله كوتاه زماني چه اتفاقي رخ داده كه شاخص هاي قضاوت اطرافيان شما را تا اين حد دگرگون ساخته است.

از من خواسته‌ايد كه از ياران نزديك امام دعوت كنم تا درباره امام صحبت كنند و موضوع روشن شود. پخش مستند سخنان اين ياران نزديك كه در همان شرايط زماني سخن گفته و اعلام موضع كرده‌اند بسيار واقعي تر و باورپذيرتر است تا امروز و اتفاقاً ارزش هنري و حرفه‌اي مستند نيز به همين است!هر چند كه تحليل هاي تكميلي بسياري از آنان در شرايط فعلي به جاي خود مفيد و قابل استفاده است.

6- همانگونه كه اشاره كرده‌ايد خودتان اين برنامه را نديده و به «منابع موثق» اكتفا نموده‌ايد! توقع زيادي نيست كه از شما بخواهم يا شخصاً قسمت هايي از اين مستند را ببينيد و يا سرزده به ميان مردم و اجتماعات آنان،خصوصاً پابرهنگان جنوب شهر كه امام (ره) تا آخرين لحظه يك موي آنان را به كاخ نشينان نداد،برويد و با آنان در مورد اين برنامه و ديگر برنامه هاي مربوط به امام در رسانه ملي صحبت كنيد.

7- آيا پاداش اين همه تلاش براي نشان دادن چهره نوراني آن امام بزرگ به هنرمندان، برنامه سازان،دوستداران و علاقه‌مندان آن عزيز سفر كرده در رسانه ملي عباراتي نظير «غيرصادقانه»،«تحريف آميز»،«خشن»،«شخصيت دست ساخته سيما»،«فرهنگ ها فاصله با حقيقت امام»،«اشتباه فاحش»،«چشم پوشي از هزاران هزار جلوه رأفت و محبت امام»،«مخدوش كردن چهره عارف كامل،مهربان و مقتدر»،«نياز به تذكر كتبي» و... است؟!

نمي خواهم كه رنجنامه بنويسم كه يكبار براي هميشه پدر رنج كشيده شما از طرف همه ما بچه هاي انقلاب،آن را به يادگار گذاشته است.

سخن اين است همانگونه كه به حكم وظيفه فرزندي امام،اعتراض جدي به اقدامات صداوسيما داريد،اي كاش همين گونه هم نسبت به حوادث 8 ماه گذشته و جفايي كه دشمنان انقلاب و اسلام به اساس نظام جمهوري اسلامي و ميراث گرانبهاي امام كردند و بغض و كينه ساليان خود را در كوچه و خيابان فرياد زدند،بيانيه مي داديد و آن اقدامات شرم آور را نيز محكوم مي كرديد.

با شما ناگفته هاي فراوان ديگري نيز دارم. اين مقدار هم صرفاً به دليل علني شدن دستخط مستقيم جنابعالي بود كه تصور آن نمي رفت.

با اين همه،مجموع اين دو نامه مايه خير و بركت و خلق انگيزه و ظرفيت جديدي براي بررسي همه جانبه رويدادها و سلوك حكومتي امام عزيز در دهه اول انقلاب است،همان 10 سالي كه رهبر فرزانه انقلاب در مورد آن فرمودند؛«دوران 10 ساله حيات مبارك امام خميني (رضوان الله تعالي عليه) الگو و نمونه حيات جامعه انقلابي ماست و خطوط اصلي انقلاب همان است كه امام ترسيم فرمودند. دشمنان خام طمع و كوردل كه گمان كردند با فقدان امام خميني دوران جديد با مشخصات متمايز از دوران امام خميني(قدس سره) آغاز شده است، سخت در اشتباهند. امام خميني ، يك حقيقت هميشه زنده است.نام او پرچم اين انقلاب و راه او راه اين انقلاب و اهداف او اهداف اين انقلاب است.»

+ نوشته شده توسط مانی در سه شنبه بیستم بهمن 1388 و ساعت 12:33 |
تولید کنسرو به شکل امروزی حدود سال 1347 در ایران رسمیت یافت؛ آن زمان حدود 2 یا 3برند مشخص در این حوزه در بازار حضور داشت که عمدتا هم به مصرف خاص می‌رسید. چهره‌های بزرگی در این حوزه وارد شدند؛ در این سال‌ها بود که روس‌ها در شاهی سابق و قائمشهرفعلی با تعهد به تولید کنسرو خوراک لوبیا نخستین کنسروها را برای ارتش تولید کردند. شاید مرحوم استپانیان مالک برند کارون شرق را که در آن‌ سال‌ها بهترین کنسرو خاویار- بادمجان را تولید می‌کرد باید از نخستین برندهای کنسرو در ایران برشمرد. فرمول تولید این کنسرو از روسیه وارد شده بود و این شرکت در کنار آن انواع دیگری از کنسروها را هم روانه بازار کرد. اما این برند پس از درگذشت مالک اصلی ماندگاری نداشت و کارخانه آن منحل شد. پس از آن شرکتی با نام «آتاکو» توسط شخصی به نام ابوالقاسم عظیمی تولید انواع کنسرو را با نام برند «آتاکو» شروع کرد که هنوزهم این برند در بازار حضور دارد. برند «شمشاد» هم از جمله نام‌های قدیمی تولیدات کنسرو محسوب می‌شود که شخصی به نام حاج حسن مدنی مالک آن بود. این برند هنوز هم در بازار وجود دارد. پس از گذشت چند سال و با ظهور چهره‌های جدید در عرصه تولیدات غذایی کنسرو‌جات تقریبا بزرگان قوم از صحنه رقابت حذف شدند و برندهای صاحب‌نامی چون یک‌ویک، مهرام و چین‌چین خراسان وارد میدان شدند. چین‌چین خراسان برای نخستین بار از سوی مهندسان ایرانی که به تازگی از آمریکا بازگشته بودند در مشهد راه‌اندازی شد. برادران قدس‌طینت‌ شرکت تولیدات کنسروی مدرنی را راه‌اندازی کردند و پس از آن هم برند یک‌ویک، مهرام و سپس بهروز، دلپذیر، اروم‌آدا، کاله و سایرین هم وارد این عرصه شدند. کنسرو کردن مواد غذایی که از شیوه‌های مناسب و متداول نگهداری طولانی این مواد محسوب می‌شود، در سال‌های اخیر در کشور ما از رشد و توسعه نسبتا مطلوبی برخوردار شده است. این در حالی است که توسعه سریع زندگی شهری و ضرورت تهیه و تامین سریع غذا در جامعه ما، افزایش مصرف محصولات کنسروی را به دنبال داشته است. البته در این میان تولیدکنندگان کنسرو نیز مانند سایر تولیدکنندگان صنایع غذایی در سال‌های اخیر مشکلات متعددی را از سر گذرانده و می‌گذرانند. عدم ثبات در قیمت محصولات کشاورزی، عدم ارائه تسهیلات بانکی، نبود نقدینگی، واردات قاچاق کنسروهای خارجی و… از جمله مسائلی بوده که در دو سه سال اخیر فشار زیادی را بر واحدهای تولید کنسرو وارد کرده است. از سوی دیگر بنا به گفته مسئولان و فعالان بخش خصوصی در مورد برخی محصولات کنسروی بیش از حد نیاز ظرفیت‌سازی شده و درخصوص برخی محصولات، بسیار کمتر از میزان مورد نیاز، واحد تولیدی ایجاد شده است.

 

50 درصد ظرفیت واحدهای کنسرو تعطیل است

علیرضا پوربصیر، مدیرکل دفتر صنایع تبدیلی و تکمیلی وزارت جهاد کشاورزی با دسته‌بندی کنسروها به دو دسته کمپوت‌ها و کنسروهای غیرگوشتی و کنسروهای گوشتی می‌گوید: ظرفیت اسمی 222 واحد تولید کمپوت و کنسروهای غیرگوشتی 220 هزار و 504 تن و ظرفیت اسمی 141واحد تولید کنسروهای گوشتی که بیشتر شامل کنسرو آبزیان و تن ماهی است، 285 هزار و 724 تن است اما واحدهای تولید کنسروهای غیرگوشتی با کمتر از 50درصد ظرفیت و واحدهای تولید کنسروهای گوشتی با کمتر از 30 درصد ظرفیت فعالیت می‌کنند. وی در ادامه می‌افزاید: به لحاظ علمی ظرفیت عملی تولید باید نزدیک به ظرفیت اسمی باشد اما به دلیل ظرفیت‌سازی بیش از حد در مورد برخی محصولات به ویژه کنسروهای آبزیان و تن ماهی و بروز مشکلاتی برای صنایع غذایی، واحدهای تولید کنسرو قادر به فعالیت با ظرفیت‌های واقعی نیستند. پوربصیر یکی از علل اصلی این مشکل را در ظرفیت‌سازی نامتناسب با تولید محصولات کشاورزی می‌داند و اظهار می‌دارد: صنعت کنسروی باید متناسب با میزان مواد خام و در قطب‌های تولید این محصولات ایجاد شود اما متاسفانه در کشور ما ظرفیت‌سازی در برخی محصولات کنسروی بیش از حد نیاز و در برخی محصولات کمتر از میزان مورد نیاز است.

حمایت‌ها کم‌رنگ است

احمد آزادمرد، رئیس هیات مدیره شرکت تعاونی و سندیکای صنایع کنسرو ایران نیز علت تعطیلی 50 درصد واحدهای تولید کنسرو را در عدم حمایت دولت از این صنعت می‌داند و تصریح می‌کند: اگر دولت حمایت‌های لازم را از صنعت کنسروسازی انجام دهد، ضمن حل مشکلات و تنگناهای این صنعت، از ضایعات 30 درصدی محصولات کشاورزی نیز جلوگیری می‌شود. وی در ادامه می‌افزاید: جذب 30 درصد ضایعات بخش کشاورزی، کمک بزرگی به این بخش و همچنین کارخانه‌های کنسرو است تا بتوانند از تمام ظرفیت‌های خود برای تولید استفاده کنند. آزادمرد با اشاره به اینکه تمام واحدهای تولید کنسرو با کمبود نقدینگی و سرمایه در گردش مواجه هستند، می‌گوید: این واحدها برای حفظ خود در چرخه تولید ناچار به اخذ وام‌هایی با سودهای بسیار بالا یا فروش محصولات خود به صورت بلندمدت هستند و به همین دلیل قادر به تامین هزینه‌های خود نیستند. وی عدم ثبات در قیمت محصولات کشاورزی را از دیگر مشکلات تولیدکنندگان محصولات کنسروی ارزیابی می‌کند و می‌افزاید: متاسفانه قیمت محصولات کشاورزی که مواد خام اولیه برای تهیه محصولات کنسروی هستند از نوسان زیادی برخوردار است که گاهی اوقات موجب می‌شود تولیدکنندگان کنسرو توان پرداخت پول کشاورزی را نداشته باشند و مجبور شوند تولیدات خود را زیرقیمت تمام شده بفروشند تا بتوانند پول کشاورزان و همچنین بدهی خود به سیستم بانکی را پرداخت کنند. رئیس هیات مدیره شرکت تعاونی و سندیکای صنایع کنسرو حمایت از صنعت کنسرو را بسیار کم‌رنگ ارزیابی می‌کند و می‌گوید: دولت باید حمایت‌های بیشتری را از صنایع تبدیلی و تکمیلی و به ویژه صنعت کنسرو انجام دهد اما متاسفانه در عمل چنین چیزی مشاهده نمی‌شود.

کنسرو هم وارد می‌شود

آزادمرد واردات کنسرو را از دیگر مشکلات واحدهای تولیدی می‌داند و اظهار می‌دارد: برخی از اقلام کنسرو از راه‌های قانونی وارد کشور می‌شود اما برخی از اقلام نیز به صورت غیرقانونی و به شکل قاچاق وارد می‌شود که پایین بودن قیمت این کنسروها سبب شده کنسروهای تولید داخل قابلیت رقابت با این محصولات را نداشته باشند. وی به بحث ورود ایران به سازمان تجارت جهانی اشاره می‌کند و می‌گوید: البته به دلیل موضوع جهانی شدن، دیگر نمی‌توان مانع از واردات کالاها و محصولات مختلف شد زیرا تبادل تجاری بین کشورها امری اجتناب‌ناپذیر است اما تنها راه‌حل این است که محصولات ما قابلیت رقابت در بازارها را پیدا کنند، یعنی از کیفیت خوب و قیمت پایین برخوردار باشند.

توان رقابت نداریم

اما این در حالی است که رضا موسوی، از کارشناسان صنایع غذایی معتقد است که به دلیل بالا بودن قیمت تمام شده، کنسروهای تولید داخل قابلیت رقابت در بازارهای جهانی را ندارند و این در حالی است که در صورت رفع مشکلات صنعت کنسرو، به‌ویژه کاهش قیمت تمام شده صادرات این محصولات رونق گرفته و ارزآوری بسیار خوبی نصیب کشور خواهد شد. موسوی، بالا بودن بهره بانکی را از مشکلات صنعت کنسرو ارزیابی می‌کند و می‌گوید: زمانی که نرخ سود بانکی در کشور ما بسیار بالاتر از سایر کشورهاست نمی‌توان توقع داشت که صنعت کنسرو کشور ما توان رقابت با محصولات سایر کشورها را داشته باشد. وی تصریح می‌کند: به‌طور معمول زمانی که رکودی در یک بخش اتفاق می‌افتد، دولت با ارائه بسته‌های حمایتی، تولیدکنندگان را به ادامه تولید تشویق کرده و از ضرر و زیان تولید جلوگیری می‌کند اما متاسفانه به‌رغم وجود مشکلاتی در صنعت کنسرو، دولت از ارائه تسهیلات بانکی خودداری کرده و به جای حمایت از واحدهای تولیدی مالیات‌های گزاف اخذ می‌کند. در مجموع باید گفت در حال حاضر واحدهای تولید کنسرو همانند مابقی واحدهای تولید مواد غذایی روزهای بسیار سختی را پشت‌سر می‌گذرانند. متاسفانه صنعت کنسرو با تمام مزیت‌ها که شاید مهم‌ترین آنها کاهش ضایعات محصولات کشاورزی است، مورد بی‌مهری و بی‌توجهی قرار گرفته است. به‌طور حتم اگر دولتمردان توجه بیشتری به این صنعت اشتغال‌زا داشته باشند، علاوه بر رفع مشکلات بخش عظیمی از صنایع غذایی، کشاورزان نیز تا حدودی از کوران مشکلات پیش‌رو رهایی خواهند یافت.

+ نوشته شده توسط مانی در سه شنبه بیستم بهمن 1388 و ساعت 12:32 |
تاج برج خلیفه دوبی ریخت
کمپانی عمار، صاحب اصلی برج ابتدا ترافیک غیرقابل پیش‌بینی بازدیدکنندگان را دلیل ریزش طبقه چشم‌انداز برج اعلام کرد، سپس اشکال الکتریکی نیز به عنوان دلایل قابل محاسبه برای ریزش برج اضافه شد.

ریزش اصلی‌ترین طبقه برج دوبی که بلندترین برج جهان لقب گرفته بود فعالان اقتصادی و سرمایه‌گذاری را حیرت‌زده کرد. طبقه چشم‌انداز برج خلیفه دوبی اصلی‌ترین طبقه رصد شهر برای جلب گردشگران و سرمایه‌گذاران از سراسر دنیا محسوب می‌شد که دیروز تنها پس از 35روز از مراسم افتتاح برج فروریخت. این برج که 828 متر ارتفاع و 160 طبقه دارد، بلندترین آسمانخراش دنیا شناخته شد و ترسیم‌کننده برترین مکان برای جلب سرمایه‌گذاران و گردشگران از سراسر جهان و نیز مهم‌ترین مکان درآمدزایی برای دوبی محسوب می‌شد. اما واقعه عصر دیروز بلوار عمار، اکنون تمامی برنامه‌ریزی‌های کوتاه و بلند‌مدت جلب سرمایه‌ برای دوبی را پیرامون این برج در‌آمدساز ساقط کرده است.

به گزارش روزنامه اقتصادی پول تنها در سه هفته اخیر، صدها سرمایه‌گذار و گردشگر خارجی برای بازدید و نیز خرید واحدهای تجاری و مسکونی بلندترین برج جهان وارد دوبی شده بودند و سفر همین گروه در این زمان اندک، تحلیلگران اقتصادی و سرمایه‌گذاری را به خود جلب کرده بود.

از سوی دیگر، گزارش‌ها حاکی است صف‌های طولانی گردشگران از طبقه متوسط و مرفه جهان که از 14 دی ماه گذشته برای بازدید از برج روانه دوبی شده بودند جلوی در ورودی این برج تشکیل می‌شد. بلیت بازدید برج خلیفه دوبی برای هر نفر 27‌هزار تومان (27 دلار) تعیین شده بود. اما از دیروز تمامی صفوف بازدید کنندگان دلار در جیب که از اروپا و آمریکا و آسیا روانه دوبی شده بودند، پراکنده شد. تاجران نیز با ناامیدی در حال بازگشت به کشورهای خود هستند. از جمله آنان، وین بویز 40 ساله بود که برای بازدید و سرمایه‌گذاری از منچستر انگلستان به دوبی سفر کرده بود.

او به آسوشیتدپرس گفت:«فقط می‌توانم بگویم که ریزش برج ناامیدکننده است.» بویز ادامه داد:«برج خلیفه دلیل اصلی من برای سفر به دوبی بود.» گفت‌وگو با دیگر بازدیدکنندگان برج نیز حاکی از ناامیدی و نارضایتی آنها از سفرشان است. برخی از آنها نیز مجبور به لغو خرید بلیت بازدید خود شده‌اند.

این در حالی است که به گفته فروشنده بلیت تعداد قابل توجهی از بلیت‌ها برای روز ولنتاین پیش‌فروش شده بود. هزینه ساخت این برج یک‌هزار و 500میلیارد تومان(5/1میلیارد دلار) اعلام شد.

از قابل اشاره‌ترین نکته‌های این برج، افتتاح آن درست در روز وعده داده شده (14 دی 1388/ 4 ژانویه 2010) بود که تحسین فعالان مهندسی، عمرانی و سرمایه‌گذاری جهان را برانگیخت و از تمام رسانه‌ها مخابره شد. شش سال پیش کلنگ احداث این برج 160 طبقه به زمین زده شده بود. یکی از کمپانی‌های سرمایه‌گذار ساخت برج، خلیفه سامسونگ است.

مهندس طراح برج بیل بیکر آمریکایی است که مهندس برج‌های مشهور «ترامپ اینترنشنال» شیکاگو، «پیرل ریور» چین و مرکز مخابراتی «ای‌تی‌اند‌تی» آمریکا در جهان مهندسی عمران نامی مشهور از خود ثبت کرده است.

کمپانی عمار، صاحب اصلی برج ابتدا ترافیک غیرقابل پیش‌بینی بازدیدکنندگان را دلیل ریزش طبقه چشم‌انداز برج اعلام کرد، سپس اشکال الکتریکی نیز به عنوان دلایل قابل محاسبه برای ریزش برج اضافه شد.

سخنگوی کمپانی عمار از ارایه جزئیات و دلایل ریزش برج اعلام بی‌اطلاعی کرده است. او همچنین در پاسخ به پرسش رسانه‌ها مبنی بر زمان بازگشایی طبقه چشم‌انداز برج اعلام بی‌اطلاعی کرده است.
+ نوشته شده توسط مانی در سه شنبه بیستم بهمن 1388 و ساعت 12:25 |
مرجان كلهر نخستین بانوی ایران در المپیك زمستانی
این در حالی است که رئیس فدراسیون اسکی کسب جایگاهی به مراتب بالاتر از المپیک تورین را هدف تیم ملی ایران در المپیک ۲۰۱۰ ونکور اعلام کرده و این شاید بتواند فرصتی برای درخشش اسکی ایران تلقی شود.

پس از اعلام رنكینگ و امتیازات اسكی بازان از سوی فدراسیون جهانی اسكی چهار نماینده ایران حاضر در بازی‌های المپیك زمستانی ونکور كانادا مشخص شدند که در میان آنها نخستین المپین محجبه زن ایران در المپیک زمستانی نیز همچون المپیک تابستانی خودنمایی می‏کند.

در بخش مرجان كلهر اسکی‏باز پرسابقه و محجبه کشورمان با امتیاز ۱۱۲ در مارپیچ كوچك و ۱۲۴ در مارپیچ بزرگ به عنوان نخستین بانوی المپیكی ورزش های زمستانی ایران سهمیه حضور در المپیك ونكور كانادا را از میان سه کاندیدای بانوان کشورمان برای این جایگاه كسب كرد تا اسکی ایران حضوری متفاوت نسبت به ادوار پیشین در المپیک زمستانی داشته باشد.

در بخش مردان نیز پوریا ساوه شمشكی با كسب رنكینگ ۳۱۲ در جهان در رشته آلپاین توانست اولین ورودی المپیكی ایران را در اسكی به دست آورد و حسین ساوه شمشكی با كسب رتبه ۴۲۶ توانست سهمیه دوم ورود به المپیك را كسب كرده و از این سهمیه نیز برای ایران استفاده كند. در رشته‌ فضانوردی، سید ستار صید با ۲۲ سال سن با امتیاز ۱۱۷ فدراسیون جهانی مجوز حضور در بازی‌های المپیك كانادا را به دست آورد.

اسكی ایران همچنین در آلپاین در كوچك و بزرگ دو سهمیه دیگر كسب كرد. این سهمیه ها در سایه تلاش های فدراسیون اسكی در جهت برگزاری لیگ های منظم تحت نظارت فدراسیون جهانی به دست آمده كه این لیگ‌ها از سال ۸۳ تاكنون بیش از ۴۰ مسابقه برگزار شده است اما در خصوص سهمیه بانوان باید نقش کلهر که از کودکی جزو اسکی‏بازان پیست دیزین بوده را به مراتب پررنگ‏تر از برنامه‏ریزی فدراسیون در بخش بانوان دانست.

این نهمین دوره‌ای است كه نمایندگان ایران در بازیهای المپیك زمستانی شركت می كنند که در این میان كسب مقام ۳۶ و ۳۲ علی داد و ساوه شمشكی در بازی‌های المپیك زمستانی ۲۰۰۶ تورین ایتالیا بهترین مقام اسكی بازان ایران تاكنون به شمار می رود اما در ملی پوشان اعزامی ایران به بازی های المپیك زمستانی ۲۰۱۰ ونكور كانادا به لحاظ كمیت و كیفیت نسبت به تمام دوره هایی كه ایران نماینده داشته بیشترین نفرات است.

این در حالی است که رئیس فدراسیون اسکی کسب جایگاهی به مراتب بالاتر از المپیک تورین را هدف تیم ملی ایران در المپیک ۲۰۱۰ ونکور اعلام کرده و این شاید بتواند فرصتی برای درخشش اسکی ایران تلقی شود.

در حال حاضر نفرات تیم ملی زیر نظر ایوان، مربی بلغارستانی در پیست اسكی شمشك مشغول تمرین هستند و مراحل آماده‏سازی را برای شرکت در المپیك زمستانی ۲۰۱۰ ونكوور كانادا از ۲۳ بهمن‌ماه سال جاری آغاز می‌شود، پشت سر می‏گذارند.

در همین چهارچوب مراسم جشن رهسپاری کاروان اعزامی ایران به بازی های المپیک زمستانی ۲۰۱۰ ونکوور کانادا روز ۱۷ بهمن ماه در هتل المپیک تهران با حضور مسئولان سازمان تربیت بدنی، کمیته ملی المپیک و فدراسیون اسکی و دیگر اعضای ورزش کشور برگزار و تیم ملی چهار نفره کشورمان ۲۰ بهمن ماه راهی محل برگزاری بازیهای المپیک زمستانی خواهد شد.

+ نوشته شده توسط مانی در سه شنبه بیستم بهمن 1388 و ساعت 12:21 |

خبرآنلاین - زندان های زنان در مکه مکرمه روز گذشته میزبان دختران دانش آموز یک مدرسه بود که بر سر تحویل گرفتن تلفن های همراهشان...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مانی در سه شنبه بیستم بهمن 1388 و ساعت 10:40 |
عصر ایران - یک زن جوان ایرانی به دلیل شباهت به ندا آقا سلطان از آلمان درخواست پناهندگی کرد!

به گزارش عصر ایران، روزنامه آلمانی سودویچ تسایتونگ در شماره دیروز جمعه خود نوشت: ندا سلطانی 32 ساله استاد رشته زبان و ادبیات انگلیسی   گفته است به دلیل تشابه اسمی، تصویرش نیز به جای عکس ندا آقا سلطان در رسانه های مختلف منتشر شده است.

ندا آقا سلطان 26 ساله دانشجویی بود که در شنبه ۳۰ خرداد گذشته در یکی از خیابان های تهران و در اوج اعتراضات بعد از انتخابات به طرز مشکوکی به ضرب گلوله به قتل رسید.

پس از این حادثه ، تصویر ندا سلطانی 32 ساله در صفحه فیس بوک وی به اشتباه و با این تصور که مربوط به ندا آقا سلطان 26 ساله است، به شکل گسترده ای در رسانه ها منتشر شد.

ندا سلطانی 32 ساله در این باره می گوید که هیچ فعالیت و جایگاه  سیاسی نداشته است بلکه می خواسته  توجه رسانه ها را به این اشتباه در کاربرد تصاویر جلب کند .

وی مدعی است که  پس از دریافت تهدیدهایی، ایران را ترک کرده است و  هم اکنون در آلمان به سر می برد.

این روزنامه به مکان استقرار ندا سلطانی اشاره نمی کند ولی می گوید که با وی در مکان درخواست کنندگان پناهندگی در نزدیکی فرانکفورت مصاحبه کرده است.
البته معلوم نیست وجود شباهت بین این دو ، چگونه باعث تهدید نداسلطانی شده است؟!
+ نوشته شده توسط مانی در دوشنبه نوزدهم بهمن 1388 و ساعت 11:8 |
ايلنا: معاون مركز مديريت بيماري‌هاي غير واگير وزارت بهداشت گفت: به نظر مي‌رسد سرطان‌هاي كودكان در كشور در حال افزايش باشد و عواملي از قبيل تغذيه نامناسب، آلودگي هوا و امواج الكترونيكي در ايجاد سرطان‌هاي خون موثر است.
مهرداد حق‌ازلي افزود:طرح جامع كنترل سرطان كه چند مرحله دارد در كشور در حال انجام است و مرحله ثبت سرطان به طور كلي انجام شده است و مرحله كنترل درمان و طب تسكيني از سال گذشته آغاز شده و مرحله انجام رامي گذراند.
وي با بيان اينكه در طرح جامعه كنترل سرطان انواع سرطان‌هاي سينه، روده بزرگ و كوچك براي مردان و زنان و سرطان پروستات و معده كه تا حدودي قابل پيشگيري هستند در اين طرح قرار گرفتند.
معاون مركز بيماري‌هاي غير واگير گفت: برنامه‌هاي زيادي نيز براي افرادي كه ريسك ابتلا به سرطان را دارند از قبيل خونريزي مداوم و يا زمينه ژنتيكي دارند، فراهم شده است تا با مراجعه به پزشك خانواده در سيستم نظام ارجاع شناسايي ودرمان شود.
وي با بيان اينكه كنترل بيماري و ايجاد بيماري نيز از ديگر بخش‌هاي اين طرح است گفت: براي حمايت از بيماران سرطاني و هزينه‌هاي بالاي درمان آنها بودجه 75 ميليارد توماني از دو سال گذشته در نظر گرفته شده است.
حق‌ازلي ادامه داد: همچنين قطب‌هاي سرطان به تعداد 30 مركز در سراسر كشور ايجاد شده است و 10 سرطان شايع در اين برنامه در نظر گرفته شده و در غالب پرداخت هزينه شيمي درماني آنها كمك مي‌شود.
وي در مورد سرطان كودكان نيز گفت: اين نوع سرطان با سرطان بزرگسالان متفاوت است در كودك اغلب سرطان خون، مغز و غدد لنفاوي شايع است.
معاون مركز بيماري‌هاي غير واگير وزارت بهداشت ادامه داد: در سال‌هاي اخير ثبت موارد و انواع سرطان كودكان مشكلاتي داشت اما در حال حاضر به تدريج رفع شده و در حال ثبت است.
حق ازلي با تاكيد بر اينكه حمايت از كودكان سرطاني همانندبزرگسالان از سوي وزارت بهداشت انجام مي‌شود گفت: آنچه كه مهم است قابليت درمان اين نوع سرطان‌هاي در كودكان است و چنانچه خانواده‌ها به سرعت پيگيري‌هاي لازم را انجام دهند تا 90 درصد درمان مي‌شوند.

+ نوشته شده توسط مانی در دوشنبه نوزدهم بهمن 1388 و ساعت 10:46 |
حمله شریعتمداری به سید حسن خمینی
در پی اعتراض مکتوب سید حسن خمینی به رییس صدا و سیما  به خاطر آن چه که وی  پخش گزینشی سخنان امام راحل و تلاش برای پوشاندن چهره رئوف و مهربان رهبر کبیر انقلاب اسلامی خوانده ، حسین شریعتمداری در یادداشت امروز کیهان با عنوان "شاخص شما چيست ؟!" ، نوه ی امام خمینی(ره) را  مورد انتقاد قرار داده و شخصیت و جایگاه او را فقط نتیجه ی انتساب اش به بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی ایران دانسته و از وی خواسته پیرو امام باشد.
 
یادداشت کیهان را بخوانید:

شايد جناب حجت الاسلام والمسلمين سيدحسن خميني، نوه گرامي حضرت امام(ره) از اين يادداشت آزرده خاطر شود و نگارنده نيز اگر پاي امام راحل(ره) و جفا به ساحت مقدس، انقلابي و فقهي و عرفاني آن بزرگوار در ميان نبود، ترجيح مي داد هرگز قلمي بر كاغذ نراند كه نوه امام(ره) را برنجاند، اما، به يقين جناب سيدحسن خميني هم تصديق مي فرمايند، شخصيت ارزشمند ايشان مرهون نسبتي است كه با امام راحل(ره) دارند، بنابراين دفاع از ساحت ملكوتي آن مراد به حق پيوسته را مي توان و بايد، به منزله دفاع از شخصيت نوه ايشان نيز تلقي كرد. چرا كه، اگر از شخصيت جناب آقاي سيدحسن خميني، رابطه نسبي وي با حضرت امام(ره) حذف شود، ايشان نيز يك شخص معمولي در ميان ساير افراد عادي و معمولي جامعه خواهند بود.

و اما، موضوع يادداشت امروز، نامه اي است كه حجت الاسلام سيدحسن خميني خطاب به رئيس سازمان صدا و سيما نوشته و در آن به آنچه كه از نظر ايشان «پخش گزينشي سخنان حضرت امام(ره)» در برنامه «شاخص» تلويزيون است، اعتراض كرده اند... و در اين باره گفتني هايي هست؛

1-اعتراض- با عرض پوزش- تعجب آور و سؤال برانگيز آقاي سيدحسن خميني در حالي است كه پخش مستند و تصويري سخنان حضرت امام(ره) از سيماي جمهوري اسلامي ايران، بسياري از مباني و اصول خط مبارك امام(ره) را براي توده هاي عظيم مردم بازگو مي كند و نه فقط شمار فراواني از نسل هاي اول و دوم انقلاب با شنيدن رهنمودهاي روشنگر و گره گشاي آن حضرت بار ديگر مباني زلال بينش و منش امام خويش را از زبان خود آن حضرت مي شنوند و به خاطر غفلت از اين رهنمودهاي پيامبرانه و معجزه گون انگشت ندامت و حسرت به دندان گزيده و خط حركت خود را اصلاح مي كنند، بلكه از همه با اهميت تر، سيراب شدن روح حق جو و ذهن پرسش گر نسل هاي سوم و چهارم انقلاب است كه امام راحل(ره) را نديده اند و با مشاهده و شنيدن رهنمودهاي آن بزرگوار، «نقشه راه» را براساس بينش زلال و ملكوتي امام(ره) به دست آورده و در مقابل ترفندها و خيانت هاي گندم نمايان جوفروشي كه زير تابلوي خط امام(ره)، نسخه وارداتي جين شارپ و رابرت هلوي و جرج سوروس صهيونيست را به بازار مكاره فتنه اخير آورده اند، بيمه مي شوند و صدالبته، سران فتنه و برخي از خواص آلوده نيز با پخش مستقيم و بي واسطه رهنمودهاي حضرت امام(ره) ديگر امكان سوء استفاده از نام مبارك ايشان را پيدا نكرده و رسواتر از گذشته خواهند شد كه شده اند.

اكنون بايد به جناب سيدحسن خميني عرض كرد كه كجاي اين ماجرا، حضرتعالي را نگران كرده است؟ رسوايي سران فتنه؟! بيداري و هوشياري نسل هاي سوم و چهارم انقلاب و رويكرد آنان به خط زلال حضرت امام؟! واگويه دوباره نظرات ملكوتي و گره گشاي آن حضرت؟! و...؟! اگر هيچكدام از اين موارد باعث نگراني جنابعالي نشده است- كه نشده و نبايد بشود- پس علت نگراني شما چيست؟!

2- در برنامه شاخص كه با استقبال و قدرداني گسترده مردم روبرو شده است، نظرات صريح و خالي از ابهام حضرت امام(ره) درباره جنايات آمريكا و اسرائيل، خيانت گروههاي تروريستي نظير منافقين، وابستگي بهائيت به رژيم صهيونيستي، آمريكايي بودن نهضت آزادي و بني صدر، ماجراي عبرت انگيز آيت الله منتظري، جنايات مهدي هاشمي، ضرورت ترديد نسبت به حمايت بيگانگان از شخصيت ها و گروههاي سياسي، توبيخ كساني كه با بيگانگان پيوند مي خورند و انتخابات را زير سؤال مي برند، ملامت و نهيب به جرياناتي كه ادعاي حمايت از نظام اسلامي دارند و عليه نظام دست به سياه نمايي مي زنند، برخورد حكيمانه و مستدل به افراد و گروههايي كه سعي در حذف «اسلام» از قاموس «جمهوري اسلامي ايران» دارند، افشاي چهره واقعي جرياناتي كه روز عاشورا با كف و سوت، به ساحت حضرت امام حسين(ع) اهانت مي كنند، خروش و عتاب نسبت به آنان كه مي كوشند با طرح شعارهاي فرعي، شعار مرگ بر آمريكا را حذف كنند و... مطرح شده است.

اكنون بايد از نوه محترم حضرت امام(ره) پرسيد كجاي اين سخنان و رهنمودهاي روشنگر و گره گشاي امام راحل(ره) به نظر حضرتعالي «اشكال»! دارد؟! مگر جنابعالي نظرات مبارك حضرت امام(ره) در موارد ياد شده را قبول نداريد؟! و خداي نخواسته- و با عرض پوزش- آمريكاو اسرائيل و منافقين و بهايي ها را دشمن اسلام و انقلاب و نظام نمي دانيد؟! و يا نستجيربالله با حذف اسلام از قاموس «جمهوري اسلامي ايران»، اهانت به ساحت مقدس حضرت امام حسين(ع)،... موافق هستيد؟! به يقين، نظر جنابعالي چنين نيست، بنابراين بفرمائيد ايراد شما به پخش اين سخنان حضرت امام(ره) چيست؟!

3- سران فتنه و سازمان هاي سيا و موساد و MI6 كه به گواهي اسناد غيرقابل انكار، مديريت فتنه اخير را برعهده داشته اند، حق دارند از پخش سخنان حضرت امام(ره) عصباني و سراسيمه باشند، چرا كه فتنه گران با پخش نظرات صريح آن بزرگوار نمي توانند پيروي بي كم و كاست خود از آمريكا و اسرائيل و ائتلاف آشكار خويش با منافقين و بهايي ها و سلطنت طلب ها و نهضت آزادي را زير پوشش تظاهر به خط امام(ره) پنهان كنند و از اينكه با وجود نظر مبارك امام(ره) نسبت به آقاي منتظري، از او به عنوان «پدر معنوي جنبش سبز» ياد كرده اند- خجالت كه چه عرض كنم!- خيانت خود را افشا شده مي بينند و...

اما، جناب سيدحسن خميني چرا از پخش اين سخنان حضرت امام(ره) ابراز نگراني مي فرمايند؟!

4- جناب آقاي سيدحسن خميني در نامه خود نوشته اند «چنانكه از منابع موثق شنيده ام، برنامه اي تحت عنوان شاخص در تلويزيون پخش مي شود و به گونه اي غيرصادقانه و تحريف آميز، شخصيت جامع عارف كامل و مهربان و رهبري مقتدر امام خميني(س) را مخدوش نموده است»... كه گفتني است؛

الف: همانگونه كه نوه محترم حضرت امام(ره) تاكيد مي كند، ايشان، خود برنامه شاخص را نديده اند! و به نوشته خودشان « از منابع موثق شنيده اند»! و اشاره نمي كنند كه اين «منابع موثق»! چه كساني بوده اند؟ آيا در اين مسئله حياتي و حساس مي توان به «منابع موثق»! بدون ذكر نام آنها استناد كرد؟ با اين حساب، اعتراض آقاي سيدحسن خميني، اعتراض خود ايشان نيست، بلكه اعتراض آن منابع- به قول ايشان- موثق! است كه معلوم نيست چه كساني هستند؟!

ب: متاسفانه، طي چندماه اخير و به گواهي اخبار رسماً منتشر شده، جناب سيدحسن خميني با برخي از عوامل اصلي فتنه پس از آزادي موقت آنها، ديدار صميمانه و دلجويانه داشته اند و از آنجا كه اين افراد و سران فتنه به شدت از روشنگري هاي حضرت امام(ره) آسيب ديده و رسوا شده اند، اين احتمال پيش كشيده مي شود كه مبادا، «منابع موثق»! مورد اشاره نوه محترم امام(ره) همين دشمنان تابلودار حضرت امام(ره) باشند! كاش حجت الاسلام سيدحسن خميني نام اين منابع موثق را بيان مي كردند تا ملت جايگاه آنها را در فتنه اخير ارزيابي كنند. چرا كه فقط سران فتنه و مديران بيروني آنها از پخش سخنان روشنگر حضرت امام(ره) لطمه ديده اند و چنانچه آقاي سيدحسن خميني، خود اين برنامه ها را مشاهده مي كرد به يقين نگراني و سراسيمگي دشمنان امام(ره) را به عنوان نظر «منابع موثق» مطرح نمي كرد و حرمت و ساحت مبارك امام راحل(ره) را نمي شكست.

ج: فرموده اند كه صداوسيما به گونه اي غيرصادقانه و تحريف گونه، شخصيت امام خميني(ره) را مخدوش كرده است!! كه بايد پرسيد؛ مگر آنچه از صداوسيما پخش شده است، عين و متن سخنان حضرت امام(ره) نيست؟ بنابراين تهمت «غيرصادقانه» چيست؟!

از سوي ديگر، در اين موارد، حضرت امام(ره) تكليف ملت را مشخص كرده و در وصيت نامه سياسي- الهي خويش تاكيد فرموده اند كه يكي از اصلي ترين ملاك ها و معيارها براي ارزيابي صحت آنچه به ايشان نسبت مي دهند، سخناني است كه از طريق سيماي جمهوري اسلامي ايران پخش شده است، يعني همان كه حضرتعالي با كم توجهي و بي دقتي، آن را غيرصادقانه!! ناميده ايد.

جناب سيدحسن خميني دراين نامه به پخش «تحريف گونه»! بيانات حضرت امام(ره) از سيماي جمهوري اسلامي نيز اشاره كرده است كه با توجه به پخش متن سخنان امام راحل(ره) و تاكيد آن بزرگوار بر ملاك و معيار بودن آن، معلوم نيست نوه محترم امام(ره) از كدام تحريف!! سخن مي گويند؟! و با عرض پوزش بايد گفت؛ تحريف آشكار نظرات مكتوب و مضبوط حضرت امام(ره) بارها از سوي افرادي نظير آيت الله صانعي، آقاي محتشمي پور و... صورت پذيرفت ولي جنابعالي و موسسه تنظيم و نشر آثار امام(ره) برخلاف مسئوليتي كه داريد در مقابل اين تحريف ها سكوت فرموديد و حتي بعد از آن كه كيهان متن مكتوب و مضبوط رهنمودهاي حضرت امام(ره) در صحيفه را با متن اظهارات تحريف كنندگان منتشر كرده و تحريف آشكار نظرات مبارك ايشان را به طور مستند اعلام كرده بود، نيز مؤسسه نشر آثار زحمت دفاع از نظر امام(ره) و مقابله با تحريف كنندگان را به خود نداد!

5- به يقين نوه محترم امام راحل(ره) در صحت نظرات پخش شده آن بزرگوار ترديدي ندارند ولي ظاهراً پخش آن را به مصلحت نمي دانند. ايشان نوشته اند، اين بخش از سخنان حضرت امام(ره) به چهره رئوف و مهربان آن بزرگوار لطمه مي زند! كه بايد گفت؛ اگر به اعتقاد ايشان، بيان حال منافقان، شرح ترفند دشمنان، ضرورت هوشياري نسبت به توطئه آنان و لزوم برخورد با فتنه انگيزان، لطمه زدن به چهره ملكو تي حضرت امام(ره) است، نظرتان درباره آيات فراواني از قرآن كريم و احاديث و روايات بي شماري از رسول خدا(ص) و ائمه معصومين(ع) كه دقيقا به بيان همين مسائل اختصاص دارد چيست؟ آيا معتقديد كه اين آيات و روايات نيز بايد از قرآن و احاديث معصومان(ع) حذف شود؟! قطعاً چنين نظري نداريد.

6- و بالاخره، نگارش اين بند از يادداشت براي نگارنده نيز بسيار تلخ و ناگوار است، اما ساحت قدسي حضرت امام(ره) والاتر و ملكوتي تر از آن است كه اين نكته ناگفته بماند، و آن اين كه به گفته خداوند سبحان، «ان اولي الناس بابراهيم للذين اتبعوه... نزديكترين مردم به حضرت ابراهيم كساني هستند كه از او پيروي مي كنند.» - آيه 68 آل عمران- بنابراين رابطه نسبي با حضرت امام(ره) اگر چه محترم است ولي محترم تر از آن پيروي و تبعيت از امام راحل(ره) است و هر كه تابع تر، به حضرت امام(ره) نزديكتر.

حسين شريعتمداري
+ نوشته شده توسط مانی در دوشنبه نوزدهم بهمن 1388 و ساعت 10:45 |
فرمانده سپاه علی بن ابیطالب به تشریح جریان و توطئه كشته‌سازی منافقان و بمب‌گذاری هواپیمای تهران ـ اهواز برای ترور خاتمی پیش از انتخابات پرداخت.ابراهیم جباری شنبه شب در نشست سیاسی بصیرت كه به مناسبت ایام‌الله دهه فجر در مسجد اهل البیت(ع) قم برگزار شد، جریان كشته‌سازی منافقان برای بدنام كردن نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران را مورد توجه قرار داد و گفت:

پیش از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری و زمانی كه خاتمی به شهر اهواز سفر كرده بود، منافقان درصدد ترور وی و اسطوره‌سازی و مظلوم‌نمایی فتنه سبز برآمدند. وی افزود: آنها در هواپیمای اهواز ـ تهران كه خاتمی و هیأت همراه او در آن جای داشتند بمب‌گذاری كردند و قرار بود كه نیم ساعت پس از پرواز آن بمب در هوا منفجر شده و اینگونه دشمنان به اهداف شوم خود دست یابند. جباری خاطرنشان كرد: اما خاتمی كه حدود نیم ساعت زودتر به فرودگاه رسیده بود از سوی سرگروه تیم مطلع شد كه هواپیمایی زودتر از موعد مقرر قصد پرواز به سمت تهران را داشته و اتفاقا در جلوی هواپیما نیز جای خالی وجود دارد، از این رو تصمیم به پرواز با آن هواپیما را گرفت. وی در ادامه تصریح كرد: پس از نجات خاتمی از مهلكه‌ای كه به ظاهر دوستان او برایش ترتیب داده بودند، مهماندار هواپیمای بمب‌گذاری شده در حالی كه حدود یك ربع از پرواز هواپیما از فرودگاه اهواز گذشته بود، یادداشتی را در گوشه‌ای از هواپیما پیدا كرده بود كه نسبت به بمب‌گذاری در دستشویی هواپیما هشدار داده بود. فرمانده سپاه علی بن ابیطالب(ع) گفت: پس از مطلع شدن خلبان و مسئول امنیت پرواز از این جریان، آنها با توكل به خداوند تصمیم به بازگشت به فرودگاه گرفته و پاسدار فداكار امنیتی با گرفتن بمب در آغوش جان خود را برای محافظت از مسافران در طبق اخلاص قرار می‌دهد. جباری در ادامه افزود: هنگامی كه هواپیما به سلامت به فرودگاه می‌رسد، همان مسئول امنیتی به سرعت بمب را از هواپیما خارج كرده و به سمت فضای باز منتقل می‌كند. وی اظهار داشت: پس از آنكه آن پاسدار بمب را در فضای باز رها می‌كند و در هنگام بازگشت آن بمب منفجر شده و موج انفجار او را زخمی می‌كند. جباری تأكید كرد: پاسداران انقلاب اسلامی اینگونه از جان مردم در برابر خطرات محافظت می‌كنند اما منافقان كوردل تصور می‌كنند با كشتن افرادی مثل ندا آقاسلطان می‌توانند نظام اسلامی را به ترور متهم كنند، ولی این جاهلان مغز تهی چه فكری پیش خود می‌كنند و نظام از ترورهای بدین شكل چه منفعتی خواهد داشت كه آنها اینگونه سخن می‌گویند.  فرمانده سپاه علی بن ابیطالب(ع) در پایان مردم را نسبت به آگاهی در برابر فتنه‌ها و دسیسه‌های دشمنان هشدار داد و گفت: امروز مردم و خواص جامعه باید با حضور پرشور در صحنه‌های حساس انقلاب اسلامی به ویژه راهپیمایی 22 بهمن، دفاع از ارزش‌های اسلامی و انقلابی و پاسداری از حریم ولایت‌فقیه را فریاد كشیده و فرصت هرگونه فتنه و شیطنت را از منافقان سلب كنند.

+ نوشته شده توسط مانی در دوشنبه نوزدهم بهمن 1388 و ساعت 9:30 |
 
طهماسب مظاهری کجاست و چه می‌کند؟این پرسشی است که این روزها زیاد مطرح می‌شود و گاهی پاسخ‌هایی در حد شایعه و گمانه زنی به دنبال دارد. بعضی‌ها می‌گویند رئیس کل سابق بانک مرکزی با بانک کورش می‌آید. بعضی‌ها می‌گویند مظاهری با شهردار تهران نشست وبرخاست دارد و بعضی‌ها شایعه حضورش را در بانک سرمایه مطرح می‌کنند.هیچ کس خبردرستی از اینکه مظاهری کجاست ندارد با این همه خیلی‌ها می‌خواهند بدانند طهماسب مظاهری کجاست و چه می‌کند؟

به گزارش روزنامه اقتصادی پول، دو خط موبایل رئیس کل سابق بانک مرکزی بیشتر وقت‌ها خاموش است و این یعنی که طهماسب مظاهری حوصله گفت وگو و مصاحبه ندارد.او حتی به دفتر مجله «نگاه امروز» که پاتوق همیشگی چندسال گذشته‌اش بوده، کمتر سرمی زند. رفقای قدیمی‌اش هم خبرزیادی از او ندارند وگاهی جسته وگریخته درمورد او شایعاتی می‌شنوند اما به خودش دسترسی ندارند که از صحت و سقم آن باخبرشوند.

وقتی مثل علی میرزایی وبرادران کرباسیان نمی‌دانند رئیس کل سابق بانک مرکزی این روزها چه می‌کند؟ این پرسش مطرح می‌شودکه طهماسب مظاهری این روزها کجاست و چه می‌کند؟

 احتمال اینکه شما یکی از معدود آدم‌هایی باشید که این روزها با رئیس کل سابق بانک مرکزی دیدار وگفت‌وگو داشته‌اید،بسیار کم است اما آن‌ها که این روزها با او صحبت کرده اند واستکانی چای نوشیده‌اند، می‌گویند آقای مظاهری کارتی به من داد که رویش نوشته: اقتصاد ایرانی. « اقتصاد ایرانی- دکترطهماسب مظاهری: مدیر اجرایی» این چند کلمه، محتوای کارت ویزیت سبزرنگی است که رئیس کل سابق بانک مرکزی به آدم‌های مقابلش می‌دهد.آیا اقتصاد ایرانی نام یک موسسه پژوهشی است یا اینکه آقای مظاهری موسسه‌ای اقتصادی تاسیس کرده و قصد دارد در روزهای آینده کار واردات و صادرات انجام دهد، اینها همه پرسش‌هایی است که فقط در یک صورت می‌توان به پاسخ آن دست یافت،‌رجوع به آدرس سایت اینترنتی درج شده در زیر کارت ویزیت یا مراجعه به ساختمان شماره 297 خیابان پاسداران. آن گونه که در کارت ویزیت وزیر اسبق اقتصاد ورئیس کل سابق بانک مرکزی مشخص شده،اقتصاد ایرانی نام وب سایتی است که آقای مظاهری مدیریت اجرایی‌اش را برعهده گرفته است.این نام بی‌اختیار ما را به یاد سایت معروف‌صادق خرازی، دیپلمات اصلاح طلب می‌اندازد که نامش دیپلماسی ایرانی است و این شباهت،زمانی رنگ واقعیت می‌گیرد که می‌بینیم در سایت اقتصادایرانی،لینک و تبلیغ سایت دیپلماسی ایرانی هم درج شده است.

در قسمت مربوط به معرفی سایت آمده است: اقتصاد ایرانی یک تارنمای کاملا مستقل و بی‌طرف و غیر‌دولتی تحلیلی- خبری و مقید به قوانین جمهوری اسلامی ایران در حوزه مسائل توسعه‌ای و اقتصاد ملی و بین‌المللی است، که با همکاری پاره‌ای از اقتصاد‌دانان،مدیران با تجربه عرصه‌های مختلف اقتصادی ،روزنامه‌نگاران، اساتید و صاحب‌نظران و علاقه‌مندان به موضوعات اقتصادی و اقتصاد سیاسی است که با نگاه ایرانی به این مقولات می‌نگرند. البته آقای مظاهری در یکی از پست‌های این سایت،به چند شایعه و گمانه‌زنی پاسخ داده است. در چند هفته گذشته، خبرگزاری‌های ایلنا و فارس مطالبی در خصوص انتصاب اینجانب به مسئولیت‌های متفاوت درج کردند که قرین به صحت نبود، مدیر عاملی شرکتی که هنوز تاسیس نشده است و مدیر اجرایی یک پروژه در شهرداری و مدیرعاملی بانسرمایه محور این شایعات بودند.
 اینجانب پس از خاتمه دوره مسئولیت بانک مرکزی به دانشگاه برگشتم و به تدریس و پژوهش مشغول شدم.مظاهری در ادامه این پست آورده است پایان‌نامه دکترای مدیریت مالی را که در دوران مسئولیت متوقف کرده بودم تکمیل و از آن دفاع کردم و وقت آزاد خود را به کارهای کارشناسی و وارائه خدمات مشاوره در خصوص موسسات و پروژه‌های مختلف اختصاص داده‌ام.ئیس کل سابق بانک مرکزی در نوشته‌اش توضیح داده: ‌این توفیق نصیبم شده که منتخب کارشناسان رسمی دادگستری در شورای عالی و هیات مدیره استان تهران و منتخب فارغ التحصیلان دانشکده فنی در شورای عالی کانون فارغ‌التحصیلان باشم که البته کاری افتخاری است و به آن مفتخرم. اکنون در نظر دارم خدمات مشاوره‌ای و کارشناسی خود را در قالب یک شخصیت حقوقی سازماندهی کنم. در حال حاضر تصمیم دارم هیچ مسئولیت اجرایی در دولت دهم قبول نکنم و قاعدتا در این نظر با دولت هم نظر هستیم. ودر نهایت اینکه طهماسب مظاهری در دو خط پایانی نوشته‌اش به این نکته اشاره کرده است که اگر در جایی مسئولیتی قبول کرد،آن را به اطلاع دوستان مطبوعاتی‌اش برساند. هرگاه مسئولیتی در کار‌های غیردولتی به عهده بگیرم، همانند همیشه به روشنی و شفافیت کامل به اطلاع دوستان رسانه‌ای می‌رسانم
+ نوشته شده توسط مانی در یکشنبه هجدهم بهمن 1388 و ساعت 13:5 |
جام جم آنلاين: حجت‌الاسلام والمسلمين سيدحسن خميني در نامه‌اي به عزت‌الله ضرغامي رييس سازمان صداوسيما نكاتي را درباره برنامه " شاخص" كه در ايام دهه مبارك فجر پخش مي‌شود، مطرح كردند.

به گزارش جام جم آنلاين متن كامل اين نامه به اين شرح است.

بسمه تعالي

جناب آقاي عزت الله ضرغامي

رييس سازمان صداو سيماي جمهوري اسلامي

با تبريک سي و يکمين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي، لازم است نکاتي را پيرامون برنامه‌هاي صدا وسيماي جمهوري اسلامي در ايام دهه فجر يادآوردي نمايم. خوش داشتم اين مطالب را مثل سابق و به طور شفاهي متذکر شوم ولي احساس مي‌کنم اثر سخنان شفاهي کم شده و عمق تاثيرگذاري برنامه‌هاي تلويزيون به گونه‌اي است که محتاج تذکر کتبي است.

چنانکه از منابع موثق شنيده‌ام، برنامه‌اي تحت عنوان شاخص در تلويزيون پخش مي‌شود و به گونه‌اي غير صادقانه و تحريف‌آميز، شخصيت جامع عارف کامل و مهربان و رهبري مقتدر امام خميني(س) را مخدوش نموده است. جامعه‌ جوان امروز ما به وسيله آن‌چه در اين برنامه پخش مي‌شود، شخصيت واقعي امام را نمي‌شناسد و تنها با شخصيت دست ساخته‌ صداوسيما آشنا مي‌شود که متاسفانه فرسنگ‌ها با حقيقت امام که به فرموده‌ رهبري انقلاب همه هويت جمهوري اسلامي است، فاصله دارد.

در شرايطي که دشمنان قسم خورده انقلاب و امام با استفاده از رسانه‌هاي بيگانه، هر لحظه چهره‌اي خشن و غيرانساني و صد البته غيرواقعي از انقلاب شکوهمند اسلامي مي‌سازند، انتظار بيهوده‌اي نيست اگر چشم انتظار تبيين شخصيت جامع امام و امت امام در صداوسيما باشيم و ابعاد بلند معرفتي و ماهيت انساني انقلاب را که بي‌شک در ميان همه انقلاب‌هاي قرن حاضر، بيشترين ارزش‌هاي اسلامي و بشر دوستانه را آفريده، تصوير نماييم. جاي تاسف است که در صداوسيما از هزاران هزار جلوه رأفت و محبت که با اتکا‌ي به جوهره اسلامي و روح بلند مذهب شيعه اثني عشريه آفريده شد، چشم پوشيده مي‌شود و بدون اشاره به شرايط زماني خاص به بزرگ نمايي غلط و تحريف گونه قضاياي گذشته همت مي‌گماريد و به غلط درصدد مشابه‌سازي تاريخي هستيد.

اينجانب جناب‌عالي را از علاقمندان امام راحل مي‌شناسم و به حکم وظيفه فرزندي امام نسبت به اين اشتباه فاحش صداوسيما و تصميم گيرندگان چنين موضوعاتي، اعتراض جدي دارم و معتقدم اگر حقيقتا به دنبال شناخت واقعي امام هستيد، بايد از ياران نزديک امام دعوت نماييد تا هم شأن نزول سخنان پخش شده را بيان نمايند و هم ناگفته‌هاي زندگي امام را بيان کنند.

اميدوارم احتياجي به تصديع بيشتر نباشد و دوستان واقعي امام وظيفه خويش را در قبال امام و تحليل انقلاب اسلامي به انجام برسانند.

+ نوشته شده توسط مانی در یکشنبه هجدهم بهمن 1388 و ساعت 12:35 |
ظهور آبي و قرمز در تاريکخانه سياست




    مردم کوچه و خيابان، شاهين را مرکز جريان ضدشاهنشاهي مي دانستند. اولين تشکل هاي غيررسمي و عيان ضدشاهنشاهي جامعه بر روي سکوهاي ورزشگاه امجديه اسکلت بندي شد
    امير حسين ناصري : سر استانلي راوز رئيس فدراسيون جهاني فوتبال (فيفا) به جوان ايراني که براي ادامه تحصيل به انگلستان سفر کرده بود، علاقه فراواني داشت. عباس شيرخدا در مدت حضورش در انگليس به دو چيز آنها علاقه مند شد: فوتبال و سياست. همين تمايل بود که بعدها در سال هاي فقر و فلاکت پس از جنگ جهاني دوم و در سال 1322 منجر به تشکيل تيم فوتبالي به نام شاهين شد. عباس شيرخدا که بعدها به «اکرامي اقدم» تبديل شد در طول تمام سال هاي پس از تاسيس شاهين از اينکه استانلي راوز به او علاقه داشت به خود مي باليد و در محافل خصوصي خود را فرزند رئيس فيفا مي ناميد. طي سال هايي که تيم شاهين تشکيل شد مردم ايران به دليل آنچه سال ها دخالت در امور سياسي کشور مي دانستند از انگليسي ها متنفر بودند و شايد به همين دليل شاهين حرکت بزرگي براي مرد از انگلستان برگشته محسوب مي شد. شاهين ميان توده مردم قوت مي گرفت و برخلاف آنچه در ظاهر مي نمود دکتر عباس اکرامي پايگاه دولتي - سياسي اش را هيچ گاه از دست نداد. دکتر سمت هاي مديرکلي آموزش و پرورش تهران، قائم مقامي سازمان جوانان شير و خورشيد و مشاوري بنياد خاور نزديک (که يک موسسه امريکايي بود) را تجربه کرد و حتي پس از شهرت شاهين ميان عامه مردم به تقابل با رژيم شاه پهلوي به مقام معاونت وزارت آموزش و پرورش (در دوره وزارت مصطفي درخشش) ارتقا يافت. در سوي ديگر جواناني که موسس باشگاه دوچرخه سواران بودند، دو سال پيش از تشکيل باشگاه شاهين، براي تامين مخارج و حمايت غيرمادي تصميم جالبي گرفته بودند. خاتم، سرودي و پرويز خسرواني، هر سه نظامي بودند و تعلق خاطر به دربار شاهنشاهي داشتند. اين تعلق خاطر موجب تغيير نام دوچرخه سواران به تاج شد. در ميان اين سه نفر، سروان پرويز خسرواني که نقشي هم در کودتاي مرداد داشت داراي جاه طلبي بيشتري بود. خاندان خسرواني جزء ملاکين بزرگ شهرستان محلات بودند و رابطه نزديکي با دربار داشتند. عطا خسرواني برادر پرويز تا مقام وزارت کار پيش رفت و در حزب ايران نوين به عنوان اولين دبير حزب انتخاب شد. پرويز خسرواني نيز به سرعت تا درجه سرلشگري ارتقا يافت و حتي به عنوان آجودان شاه انتخاب شد. پرويز خسرواني آنقدر به دربار محمدرضا پهلوي نزديک شده بود که در ماه هاي پيش از انقلاب اسلامي 1357 هر 15 روز يک بار به عنوان افسر نگهبان کاخ هاي شاهنشاهي، مامور به حفظ امنيت دربار مي شد. با اين حال سروان پرويز خسرواني با خاتم و سرودي سر ناسازگاري گذاشت و اختلاف اين سه به جدايي خاتم و سرودي از باشگاه تاج انجاميد. اين شکاف به تسريع در تشکيل تيم سومي به نام دارايي منجر شد. اعضاي اصلي باشگاه دارايي را تحصيلکردگان مدرسه دارايي تشکيل مي دادند. هرچند به لحاظ جايگاه و اقبال عمومي، دارايي هيچ گاه نتوانست به سطح شاهين و حتي تاج برسد اما مردان تاثيرگذار بسياري از اين باشگاه به راس هرم فوتبال رسيدند. اغلب روساي فدراسيون فوتبال از باشگاه تاج يا دارايي انتخاب مي شدند و دقيقاً به همين دليل هم بود که در برهه يي شاهين به تاج نزديک مي شد و در برخي موارد به دارايي. در داخل باشگاه شاهين نيز دو طيف وجود داشت. دکتر اکرامي به خسرواني و تاج نزديک شده بود و دکتر برومند (مرد تاثيرگذار باشگاه) با دارايي قرابت داشت. اما مردم کوچه و خيابان، شاهين را مرکز جريان ضدشاهنشاهي مي دانستند. اولين تشکل هاي غيررسمي و عيان ضدشاهنشاهي جامعه بر روي سکوهاي ورزشگاه امجديه اسکلت بندي شد: «شاهين مهد تشکيلات سياسي ضدرژيم شده بود. اگرچه باشگاه و اداره کنندگانش هيچ نقشي در اداره سکوها نداشتند ولي جريان هاي سياسي خودجوش حرکت شان را در کنار سکوها شکل مي دادند.» جعفر کاشاني بازيکن آن روزهاي تيم شاهين که بعدها به عنوان ديپلمات وزارت امور خارجه به کشورهاي انگلستان، آلمان، سوريه و امارات سفر کرد اين گونه جريان هاي سياسي سکوها را تشريح کرد. اين تحرکات آنقدر گسترده شد که در سال 1342 در مراسم افتتاحيه مسابقات قهرماني کشور (آن روزها مسابقات قهرماني کشور در تمامي رشته هاي ورزشي برگزار مي شد) در حضور محمدرضا پهلوي سکوها به دو گروه تقسيم شدند. عده يي فرياد مي زدند «شا» و جايگاه مقابل «هين»: شا... هين. ديدار افتتاحيه ميان تاج - شاهين برگزار مي شد. نتيجه نيمه اول 3 بر صفر به سود شاهين بود. فشار سکوها به حدي افزايش يافت که پهلوي دوم ورزشگاه را ترک و بازي نيمه کاره رها شد.
    
    عامل انحلال شاهين
    
    بسياري بر اين گمانند که انحلال شاهين در سال 1346 با تحرکات خسرواني و باشگاه تاج و به دليل رقابت و اختلاف ظاهري اين دو باشگاه رخ داد: «اين دارايي چي ها بودند که شاهين را منحل کردند. پرويز سرودي رئيس وقت فدراسيون فوتبال طي نامه يي درخواست انحلال شاهين را به سازمان تربيت بدني ابلاغ و قراگوزلو رئيس وقت سازمان ورزش، با اين درخواست موافقت کرد.» يکي از مردان آن روز شاهين مدعي اين علت است. عده يي معتقدند به همين دليل هم بود که وقتي تيمسار پرويز خسرواني در سال 1346 به رياست سازمان تربيت بدني رسيد حکم به انحلال باشگاه هاي دارايي، تهرانجوان و... داد.
    
    اختلاف تيمسارها
    
    1347 سال مهمي براي باشگاه هايي بود که مردان راس آن در جريان اختلافات سياسي به بي رحمانه ترين شکل همديگر را مورد حمله قرار مي دادند. اختلاف تيمسارهاي نزديک به دربار هر روز بيشتر مي شد. تيمسار حجت، تيمسار امجدي، تيمسار اويسي، سپهبد نصيري و حتي هويدا در صف مخالفان خسرواني بودند. بي شک منشاء اختلافات آنها باشگاه تاج و ورزشي نبود اما اين اختلافات به ضعف باشگاه منجر مي شد. پرويز خسرواني اگرچه طرفداران پرقدرتي نيز داشت اما گويي زور مخالفانش بيش از موافقانش بود. او پيش تر تيمسار خاتم (فرمانده نيروي هوايي ارتش) و سرهنگ سرودي را نيز از دست داده بود. اين اختلاف ها به برکناري خسرواني از رياست سازمان تربيت بدني و جايگزيني تيمسار امجدي انجاميد. هرچند مخالفان او به پست هاي نظامي تيمسار نيز رحم نکردند و خسرواني تنها به رئيس مرزباني بسنده کرد.
    
    اين شرايط بيش از هر زماني پرويز خسرواني را به فکر انداخت تا شرايطي را فراهم کند که حداقل باشگاه تاج را که اهميتي برابر سازمان تربيت بدني داشت از دست ندهد. در اين زمان او به فکر اهداي باشگاه به دربار شاهنشاهي افتاد. زماني که او در سوداي هبه باشگاه بود، تاج علاوه بر امکاناتي چون کاخ تاج (امروز محل استقرار اداره کل تربيت بدني استان تهران است)، مجموعه هاي ورزشي ديهيم، نازي آباد، بانوان (حجاب امروز) و کلوپ تنيس در اغلب شهرهاي بزرگ کشور شعبه داشت و همچنين تاج لس آنجلس و تاج ترکيه را نيز به مجموعه بزرگ خود افزوده بود. اين مجموعه بزرگ تر از تصورات خسرواني بود، به همين دليل بلافاصله نقشه خود را با «علم» وزير دربار که از حاميان پروپاقرص اش بود، در ميان گذاشت. به اين ترتيب در تاريخ 6/6/ 1347 اساسنامه جديد سازمان ورزشي فرهنگي تاج به تصويب شوراي عالي باشگاه تاج رسيد که متشکل بود از وزير دربار، وزراي کشور، آموزش و پرورش، مديرعامل شرکت نفت، شهردار تهران، رئيس سازمان تربيت بدني، موسس باشگاه و دو نفر ديگر از مديران کشور. تدبير پرويز خسرواني طي نامه يي در تاريخ 28/6/47 به کارتابل مخصوص شاه سنجاق شد و رئيس دفتر مخصوص شاهنشاهي طي نامه يي با شماره 4254/3/7/47 پاسخ محمدرضا پهلوي را به خسرواني ابلاغ کرد. در اين نامه آمده بود: «تيمسار سرلشگر خسرواني، موسس و رئيس هيات مديره سازمان ورزشي و فرهنگي تاج» سپس اضافه شده بود بازگشت به نامه شماره 870 مورخ 28/6/47 اساسنامه جديد سازمان ورزشي و فرهنگي تاج منظم به فتوکپي صورتجلسه مجمع عمومي فوق العاده آن سازمان داير به تصويب اساسنامه مزبور به دربار رسيده و آنگاه با ادبيات سلطنتي آن زمان موافقت شاه اعلام شده و آمده بود «خواهشمند است مقرر دارند پس از ثبت اساسنامه و انجام تشريفات قانوني مراتب را گزارش دهند.» پرويز خسرواني از سياست انحلال باشگاه واهمه داشت. سياستي که پيش تر قراگوزلو و سرودي در سال 1346 در مورد شاهين امتحانش کردند و خود در سال 1347، دارايي، تهرانجوان، شعاع و... را با همين سياست منحل کرده بود. دقيقاً به همين دليل هم او ماده 32 اساسنامه را چنين تنظيم کرد: «سازمان تاج، چه در زمان حيات و چه بعد از فوت موسس قابل انحلال نيست ولي در صورت بروز حوادث غيرمترقبه به نحوي که ادامه فعاليت وجود نداشته باشد توسط راي شوراي عالي سازمان تاج، منحل مي شود...» براساس اين ماده هيچ يک از رقباي سياسي او قادر به اعمال نفوذ در تاج نبودند. او حتي فکر پس از انحلال را هم کرده بود. تمام اموال و امکانات باشگاه تاج به سازمان ورزش هبه مي شد.
    
    از ارتش امريکا تا پرسپوليس
    
    علي پسر شيخ محمد اولين دادستان رضاشاه پهلوي بود. جلال، مهدي، حسين و علي پسران شيخ محمد عبده بودند. جلال سال ها نماينده ايران در سازمان ملل بود و بعدها به مدت چهار سال به عنوان نماينده سازمان ملل در گينه بيسائو مشغول به فعاليت شد. علي هم مدت ها در امريکا زندگي کرد و سيتي زن امريکا شد. او در سال هاي جواني به صورت حرفه يي به بوکس مشغول بود و در سال هاي 1950 و 1952 قهرمان بوکس واشنگتن بود. او در سال 1953 به رياست امور ورزش ارتش امريکا منصوب شد و تا سال 1955 در اين سمت مشغول بود. او سال 1332 پس از کودتاي 28 مرداد به ايران بازگشت و شرکت سهامي CRC را تاسيس کرد. ديگر سهامدار عمده اين شرکت محمد خاتم بود. کسي که يک دهه پيش از آن به دليل اختلاف با پرويز خسرواني از باشگاه تاج جدا شد و جزء دشمنان قسم خورده وي محسوب مي شد. ارتشبد محمد خاتم که خلبان شخصي شاه در سال 1332 بود، بعدها و پس از ازدواج با فاطمه پهلوي خواهر محمدرضا به سمت فرمانده نيروي هوايي ارتش منصوب شد. به اين ترتيب فاطمه پهلوي نيز يکي از سهامداران شاخص CRC بود: شرکتي که بولينگ عبده را در سال 1335 به جهت حضور چشمگير امريکايي ها تاسيس کرد. در سال 1343 باشگاه پرسپوليس توسط عبده تاسيس و در رشته هاي واليبال، بسکتبال و بولينگ فعال شد. بعدها تيم فوتبال نيز به اين مجموعه اضافه شد. تيم فوتبال پرسپوليس تا سال 1347 (يک سال پس از انحلال شاهين) در ليگ دسته سوم باشگاه هاي تهران حضور داشت. در اين سال در پي مذاکره پرويز دهداري با علي عبده بازيکنان سابق شاهين، همگي به پرسپوليس پيوستند. جعفر کاشاني در مورد اين تصميم معتقد است: «قرار بود من، کلاني و بهزادي به پاس برويم. من به عقاب رفتم ولي همه نقل و انتقالات دوستان به تيم هاي مختلف نيمه کاره ماند. به اعتقاد من رژيم وقت فشار آورد که همه يکجا جمع شوند.» و کجا بهتر از پرسپوليس که ديگر حتي ظاهر ضدرژيم شاهنشاهي را با خود نداشت. البته طرفداران شاهين به جهت حضور بازيکنان شاهين در پرسپوليس به اين تيم سرخپوش گرايش پيدا کردند و تا سال 1357، سکوهاي پرسپوليس، کمابيش جايگاه مخالفان شاه محسوب مي شد. حدود يک سال بعد محمود خيامي بود که پيکان را با بازيکنان پرسپوليس راه اندازي کرد. اين اتفاق دو سال پس از توليد پيکان در ايران رخ داد. خيامي مالک ايران ناسيونال (ايران خودرو امروز)، بانک صنعت و معدن و فروشگاه هاي زنجيره يي کوروش بود. او در سال 41 کارخانه ايران ناسيونال را تاسيس کرد. روابط خارج از ورزش عبده و خيامي منجر به کوچ يک ساله پرسپوليسي ها به پيکان شد اما آنها سال 1349 به پرسپوليس بازگشتند. اما عبده، خاتم و فاطمه پهلوي رابطه دوستانه يي خارج از فوتبال و در دنياي سياست و قدرت با خسرواني نداشتند. پس از آنکه در سال 1351، علي عبده با اعلام حرفه يي شدن باشگاه پرسپوليس، تيم اصلي را از مسابقات خارج و تنها به ديدار با تيم هاي مطرح خارجي بسنده کرد. پرويز خسرواني که از شرايط به وجود آمده بسيار خشمگين شده بود در نامه يي به کامبيز آتاباي آجودان شاه و رئيس فدراسيون فوتبال نامه يي در جهت تخريب اين حرکت نوشت. جمله شاخص اين نامه چنين به تحرير درآمد: «تو نمي داني زماني که رئيس سازمان تربيت بدني بودم از دست عبده و دار و دسته اش چه ها کشيدم.» اين جمله حکايت از اختلاف فاز دو قدرت نظامي - سياسي در ميدان ورزش دارد. در طول اين سال ها خسرواني ديگر قدرت سابق را نداشت و اين عبده بود که برخلاف همتاي تاجي اش نزد مسوولان وقت مملکت ارزشمند بود. همين روابط سياسي خارج از ميدان بود که منجر به دستور رئيس وقت فدراسيون مبني بر حضور پرسپوليس در ليگ دسته اول شد. برخلاف آنچه روي سکوها به شکل مبارزه هاي سياسي - ورزشي جريان داشت، اما عبده نزد خانواده شاه محبوبيت خاصي داشت، چنانچه افتتاح طبقه دوم بولينگ عبده توسط شخص محمدرضا و فرح ديبا انجام شد. البته روزگار خوش سياسي عبده هم چندان دوام نداشت. اوپس از مرگ محمد خاتم در سال 1354 در اثر سقوط هواپيما با فاطمه پهلوي اختلاف پيدا کرد. اين اختلاف به مشکلات مالي از سال 1355 تا 1357 منجر شد اما وقتي همه به اين اختلاف پي بردند که تاسيسات بولينگ عبده در سال 1356 دچار حريق شد. بسياري همچنان معتقدند آتش سوزي کار عوامل فاطمه پهلوي بوده زيرا پس از اين اتفاق شرکت بيمه کليه سهام فاطمه پهلوي را به عنوان خسارت پرداخت و علي عبده بي نصيب ماند.
    
    تسخير دوباره تاج
    
    پس از انقلاب اسلامي سال 1357 باشگاه تاج که سمبل حکومت محسوب مي شد، جزء اولين مکان هايي بود که توسط کميته انقلاب تسخير شد. 28 بهمن 1357 پس از تسخير کاخ تاج، اين باشگاه و اماکن آن ملي اعلام شد. جلالي که مدتي پيش از انقلاب به عنوان مدير داخلي مجموعه انتخاب شده بود به فعاليت خود تا چند ماه پس از اين اتفاق ادامه داد. در اين زمان فردي به نام ميرزايي که ورزشکاربود و داعيه نامزدي رياست جمهوري نيز داشت همراه دوستانش وارد باشگاه مرکزي شدند و آن را اشغال کردند. با اين حال اين مرحله نيز مدت زيادي به طول نينجاميد و چند ماه بعد، وقتي شاه حسيني به عنوان رئيس سازمان تربيت بدني منصوب شد با حکمي عنايت آتشي را به عنوان سرپرست مجموعه کاخ تاج معرفي کرد و آنجا را از ميرزايي بازپس گرفت. تاج تا سال 1358 با همين نام باقي ماند. در اين سال به دليل برگزاري اولين دوره مسابقات فوتبال پس از انقلاب با نام «شهيد اسپندي» بازيکنان سابق تاج دور هم جمع شدند تا با همين نام در مسابقات شرکت کنند اما پاسخ مسوولان برگزاري مسابقات اين جمله بود: «شما باشگاه نيستيد و مجموعه ورزشي محسوب مي شويد. مگر امجديه تيم دارد که شما داشته باشيد.» همين جمله باعث شد آتشي به فکر تغيير نام تاج بيفتد. آتشي و جلالي به سراغ دهداري رفتند تا فوتبال آنها را سازماندهي کند: «من آدم مناسبي براي اين کار نيستم، چون پيراهن اين باشگاه را نپوشيده ام.» کردنوري - يک تاجي سابق - آن روز مسووليت نشر اسکناس بانک مرکزي را داشت. کردنوري بخش فوتبال را بر عهده گرفت. عنايت آتشي که رابطه نزديکي با رئيس وقت سازمان ورزش داشت چند نام براي تغيير تاج پيشنهاد کرد: «آزادي، استقلال و...». نتيجه اش «استقلال» بود.
    
    تيم فوتبال شهيد چمران
    
    پرسپوليس نيز وضعيت مشابهي داشت. پس از انقلاب مرحوم عزيزي و فرامرز امينيان به طور موقت از سوي سازمان ورزش مامور هدايت پرسپوليس شدند. پس از تاسيس بنياد مستضعفان، بولينگ عبده نيز مصادره شد و اموال آن در اختيار اين بنياد قرار گرفت. تيم و باشگاه پرسپوليس هم جزء همين اموال بود. پس از شهادت دکتر چمران در خردادماه 1360، مسوولان بنياد نام بولينگ عبده را به مجموعه ورزشي شهيد چمران تغيير دادند. قرار شد نام پرسپوليس نيز به شهيد چمران تغيير پيدا کند که اين کار مسوولان بنياد با مقاومت بازيکنان مواجه شد. آنها به نشانه اعتراض به اين تصميم سياسي مسوولان بنياد مقابل هما بازي نکردند و 3- صفر بازنده شدند. تغيير نام پرسپوليس تا سال 1365 اتفاق نيفتاد. در اين سال عزم مسوولان بنياد به تغيير نام اين باشگاه بود. باز هم نام «آزادي» به ميان آمد اما پرسپوليسي ها روي نام پيروزي تاکيد کردند و اين گونه نام پرسپوليس به پيروزي تغيير يافت. در طول دهه 60 شمسي، پرسپوليسي ها بيش از رقيب درگير جريانات سياسي بودند. محمد دادکان در 27 سالگي فوتبال را کنار گذاشت تا با ادامه تحصيل آماده رياست سازمان تربيت بدني شود. محمدحسن انصاري فرد برادر کوچک تر مديرعامل باشگاه بود و هر دو در جريان هاي سياسي حضور داشتند و ... در طول اين دهه بارها تقابل فوتبال و سياست منجر به تحريک تماشاگران و سکوها شد.
    
    استقلالي شدن پس از يک تماس
    
    اولين جرقه ورود سياسيون و سياست - به طور عام - به باشگاه استقلال سال 1369 زده شد. جايي که علي آقامحمدي - عضو شوراي پول بانک مرکزي - براي کمک به دوست و همکارش - کردنوري مدير باشگاه - براي دريافت کمک با دکتر غفوري فرد تماس گرفت: «مگه شما هم آبي هستيد؟»، «نه، دوستم مدير باشگاه استقلال است.» يک قرار ملاقات منجر شد به حکمي از سوي دکتر غفوري فرد براي علي آقامحمدي: «قرار نبود اين طور شود. قرار بود آقامحمدي براي استقلال ملاقات کند ولي با حکم رياست باشگاه بازگشت.» کردنوري هنوز هم از اين برخورد سياسي متعجب است. علي آقامحمدي اهداف بلندپروازانه يي براي باشگاه استقلال داشت. او پس از ورود فهرست بلندبالايي از نمايندگان مجلس و سياستمداران شاخص براي استقلال تهيه کرد. در فهرست او به نام هايي چون احمد مسجدجامعي ، مجيد قاسمي رئيس کل وقت بانک مرکزي (به عنوان مشاور اقتصادي و کميته بسکتبال)، منوچهري مديرعامل وقت بانک ملت (به عنوان مسوول ساختمان هاي شهرستان ها) برمي خوريم. کردنوري خاطره جالبي از اين فهرست دارد: «مجيد قاسمي مي گفت به من پيشنهاد مشاور داده اند در حالي که يکي از مديران من مديرعامل کل باشگاه بوده. من را به عنوان رئيس کميته بسکتبال گذاشته اند در حالي که تنها شباهت من به بسکتباليست ها فقط قد بلندم است.» اما اين شرايط دوام چنداني نيافت. پس از مشکلات مالي اوليه، قرار شد وزارت کشاورزي وارد ماجرا شود. از اينجا بود که ايرواني هم وارد بازي شد. مردي که روزي وزير امور اقتصادي و دارايي بود و در آن سال ها قائم مقام وزارت کشاورزي بود. ورود او به تکميل جمع همداني ها انجاميد، چه پيشتر ميرولد، آقامحمدي و اوليايي نيز به استقلال آمده بودند.
    
    جناح بندي پرسپوليس و استقلال در دهه 70
    
    در سوي ديگر پرسپوليس در سال 1372 به اصرار دکتر غفوري فرد به مردي از کابينه دولت هاشمي رفسنجاني سپرده شد. حسين محلوجي وزير معادن و فلزات وقت تيم خود را به امير عابديني سپرد. مردي که روزگاري در کنار پرسپوليسي هاي کوچ کرده به پيکان بازي مي کرد آن روزها مسووليت مهمي در وزارت معادن داشت ولي کسي از فوتبالي ها سابقه او را به ياد نداشت. مردي که مدت ها در امريکا زندگي کرد و پيش تر از آن استانداري، قائم مقام وزارت کشور و مشاور وزير را تجربه کرده بود، هر چند سابقه ورزشي داشت اما بخشي از طيفي محسوب مي شد که اوايل دهه هفتاد با تفکرات دکتر غفوري فرد (رئيس وقت سازمان تربيت بدني) وارد ورزش شدند. جناح بندي هاي سياسي دو باشگاه مطرح پايتخت تا دوم خرداد 1376 تقريباً نامشخص بود. در ظاهر پرسپوليس با حضور چهره هايي که به طيف چپ سياسي کشور تمايل داشتند، به آن سو گرايش داشت و در سوي ديگر در استقلال چهره هاي متمايل به راست بيشتر به چشم مي خوردند. ايرواني، آقامحمدي و ميرولد حتي امروز هم به راست گرايش دارند، اما در جريان انتخابات هفتم رياست جمهوري موضع گيري هاي هر دو باشگاه با آنچه در ظاهر مشخص بود تفاوت داشت.باشگاه استقلال در نامه يي سرگشاده که به امضاي بازيکنان، مربيان و مديرعامل باشگاه (علي فتح الله زاده) رسيده بود از کانديداي جناح چپ حمايت کرده بود که اين با مشي سياسي اکثريت اعضاي هيات مديره استقلال در تناقض بود. از سوي ديگر و شايد جالب تر، موضع گيري باشگاه پرسپوليس بود. امير عابديني و بازيکنان پرسپوليس از کانديداي جناح راست علي اکبر ناطق نوري حمايت کردند. عابديني و چهره غالب اعضاي هيات مديره پرسپوليس به چپ بيشتر تمايل داشتند اما اين کار با علامت تعجب بزرگي همراه شد. امير عابديني در مورد اين تصميم هنوز هم پافشاري مي کند: «بحث من اين نبود که خاتمي چپ و ناطق نوري راست است. در حقيقت من با ناطق نوري زماني که وزير کشور بود کار کرده بودم و به توانمندي هايش اعتقاد داشتم. ضمن اينکه معتقد بودم ناطق در جهت جريان هاي موازي حکومت بود و مي توانست عملکرد بهتري داشته باشد. به همين خاطر بچه هاي تيم را جمع کردم. در آنجا برايشان توضيح دادم که خاتمي شخصيت بزرگ و توانمندي است اما من نمي شناسمش. با اين حال محسنات ناطق نوري را برايشان توضيح دادم.» او نظر اعضاي هيات مديره را اين گونه تشريح مي کند: «من نظر خودم را مي گفتم و در آنجا يک راي داشتم. اين مساله را با مهندس محلوجي و جمالي در ميان گذاشتم. آنها مخالفت نکردند. آنها هم به ناطق اعتقاد داشتند.»
    
    وزير مغموم آقاي رئيس جمهور
    
    با اعلام نتايج انتخابات دوم خرداد 1376، تيم سياسي پرسپوليس بازنده بود. امير عابديني تصميم گيري براساس سياست روز را همچنان مردود مي داند. او بعدها گفت: «من چپ ميرحسين موسوي هستم. در آن انتخابات هم به ناطق اعتقاد داشتم. اگر قرار بود به سمت کسي بچرخم که مسووليت مي داد بايد بگويم من در فهرست آقاي خاتمي در جمع وزراي پيشنهادي اش بودم اما در فهرست ناطق نوري جايگاه تعيين شده يي نداشتم. پس من به خاطر مسووليت اين کار را نکردم.» او حتي امروز هم انشقاق سياسي دو باشگاه پرسپوليس و استقلال در دهه 70 را قابل طرح نمي داند: «همگي ما در دولت مهندس موسوي مسووليت داشتيم. من و ميرولد استاندار بوديم. ايرواني وزير اقتصاد بود. مهندس محلوجي قائم مقام وزارت صنايع بود و...» اين دو باشگاه پس از آن تا به امروز به صورت علني و مثل آنچه در خرداد 76 اتفاق افتاد موضع گيري سياسي نکردند.
    
    سکوهايي بدون بار سياسي
    
    20 تيرماه 1378. فوتبال ابزار بسيار مناسبي براي آرام نشان دادن جامعه ايراني بود. دو روز از اتفاقات 18 تير مي گذشت و التهاب همچنان در خيابان ها ديده مي شد. تلويزيون هاي ايراني خارج از کشور در حرکتي هماهنگ در تلاش بودند با تحريک تماشاگران بي شمار فوتبال، جمعيت 100 هزار نفري را به خيابان ها بکشانند اما اين ديدار که با نتيجه 1-2 به سود پرسپوليس خاتمه يافت يکي از آرام ترين داربي ها بود. 23 خردادماه 1382 هم شرايط مشابهي رقم خورد. در سالگرد 18 تير هم شوراي تامين مخالف برگزاري رقابت بود اما ديدار در کمال آرامش برگزار شد و با نتيجه 2 - صفر به سود پرسپوليس خاتمه يافت تا مشخص شود سکوهاي ورزشگاه آزادي ديگر بار سياسي ندارد. در طول 90 دقيقه بازي حتي يک شعار سياسي هم شنيده نشد.
    
    لابي هاي قدرت مديريتي
    
    28 اسفند 1380 مصادف شد با خاتمه جنگ مديريتي باشگاه پرسپوليس. محلوجي، زم و سازمان تربيت بدني با استفاده از تمامي ابزارهاي قدرت و سياسي براي تصاحب امتياز باشگاه وارد عمل شدند. مساله حتي به رئيس جمهوري نيز رسيد و او تاکيد کرد که مالکيت پرسپوليس و استقلال خصوصي نبوده و همچنان دولتي است. هر چند تا امروز هم طرفين درگيري معتقدند با اعمال زور و لابي هاي سياسي حکم به سود دولت اعلام شده است. پس از آن مهرعليزاده در ترکيب هر دو هيات مديره (مخصوصاً پرسپوليس)، تلاش کرد از نيروهاي متمايل به چپ استفاده کند.
    
    شهرداري و پرسپوليس
    
    انتخاب شهردار پس از انتخابات شوراي شهر سوم محمل يک توافق سياسي و هبه ورزشي بود. جايي که دو يار قديمي محمود احمدي نژاد پس از نزديک به 16 ماه فاصله گرفتن از او و پس از انتخابات شوراي سوم شهر دور يک ميز نشستند و توافق کردند پس از انتخاب شهردار باشگاه پرسپوليس در اختيار آنان قرار گيرد.
+ نوشته شده توسط مانی در یکشنبه هجدهم بهمن 1388 و ساعت 12:28 |
 
دبير اجرايي خانه كارگر مازندران :

دبير اجرايي خانه كارگر مازندران گفت: كارگران نساجي مازندران كه 5 ماه حقوق دريافت نكرده اندو با مشكلات شديد روحي و رواني و شرمندگي نزد خانواده هاي خود مواجه‌اند.

ایلنا: نصراله دريابيگي، دبير اجرايي تشكيلات خانه كارگر استان مازندران در گفت‌وگو با ايلنا ضمن ابراز تاسف از وضعيت بد معيشتي كارگران نساجي مازندران و عدم دريافت حقوق در 5 ماه گذشته گفت: ما در حالي جشن پيروزي انقلاب را برگزار مي‌كنيم كه بسياري از كارگران كه در پيروزي انقلاب نقش ارزنده‌اي داشته‌اند پس از انقلاب شغل و معيشت خود را از دست داده‌اند و كارگراني كه نقش موثري در فروپاشي رژيم گذشته داشته‌اند و به عنوان صاحبان اصلي انقلاب محسوب مي‌شوند امروز نگران زندگي خود و آينده فرزندان خويش هستند.
وي در ادامه به شعار عدالت و مهرورزي در دولت دهم اشاره كرد و افزود : امروز كارگران زحمتكش و كم‌درآمد تشنه عدالت و مهرورزي‌اند.
دريابيگي خاطرنشان ساخت: متاسفانه بعضي از مسئولين فقط شعارهاي زيبايي در حمايت از كارگران و فقرا سر مي‌دهند و حتي به رهنمودهاي امام و رهبري هم توجه نمي‌كنند كه فرمودند: كارگري افتخار است و كساني‌كه نمي‌توانند براي مردم كار كنند استعفاء بدهند.
دبير اجرايي خانه كارگر مازندران به وضعيت بسيار اسفناك كارگران نساجي مازندران (طبرستان ، تلار، گوني بافي ، فايناس و دفتر مركزي اين واحد در تهران) اشاره كرد و گفت: در اين مقطع حساس كه نرخ بيكاري بالاست و گراني و تورم در مازندران بيداد مي‌كند، كارگران نساجي مازندران كه 5 ماه حقوق دريافت نكرده‌اند و با مشكلات شديد روحي و رواني و شرمندگي نزد خانواده‌هاي خود مواجه‌اند.
دريابيگي خطاب به همه مسئولين خصوصاً رييس جمهوري و استاندار مازندران و مسئولين ذيربط گفت: كارگران نساجي خواهان اقدام سريع نسبت به بلاتكليفي خود و رفع شديد معضلات معيشتي خويش و پرداخت حقوق معوقه خود هستند.
وي در ادامه با انتقاد ازشركت سرمايه‌گذاري بانك ملي گفت: كم نيستند مديراني كه در اين شركت حقوق يك ماهه آنها برابر است با حقوق يكساله يك كارگر و اگر اين افراد دو ماه حقوق نگيرند مطمئناً با ريخت و پاش‌هايي كه دارند ادامه زندگي شرافتمندانه براي آنها امكان‌پذير نخواهد بود، پس چگونه مي‌پذيرند كه كارگران نساجي 5 ماه حقوق دريافت نكنند و به زندگي خود ادامه دهند آيا خود را مي‌توانند جاي اين كارگران قرار دهند.
+ نوشته شده توسط مانی در یکشنبه هجدهم بهمن 1388 و ساعت 10:50 |

آمارهای سازمان بهداشت جهانی نشان می‌دهد، در حال حاضر بیش از 450 میلیون نفر به طور مستقیم به اختلال یا ناتوانی‌ روانی مبتلا هستند که بیشتر در کشورهای در حال توسعه زندگی می‌کنند.

این تحقیقات همچنین نشان داده است که اختلالات روانی، 14 درصد حجم بیماری‌های جهان را تشکیل می‌دهند و سازمان بهداشت جهانی معتقد است که مقابله با اختلالات روانی نیازمند رویکردی جهانی است.

چندی پیش سازمان بهداشت جهانی اعلام کرد که افسردگی در سال 2030 به تنهایی بزرگ‌ترین بار بهداشتی را به جامعه جهانی تحمیل خواهد کرد.

در سال 1999 همین سازمان اعلام كرد که بیماری‌ روانی چهارمین عامل مرگ انسان‌ها محسوب می‌شود و تا سال 2020 این بیماری‌ها رتبه دوم را در مرگ و میر افراد دارند.

اختلالات روانی امروزه علت اصلی از دست دادن بازدهی در سراسر جهان محسوب می‌شود. با این حال بیشتر کشورهای در حال توسعه کمتر از 2درصد بودجه ملی خود را صرف سلامت روان می‌کنند. افزایش بیماری‌های روانی، اقتصاد کشورهای پیشرفته و در حال توسعه را نیز تحت تاثیر قرارداده است.

نتیجه یک پژوهش جهانی که با همکاری سازمان بهداشت جهانی (WHO)، بانک جهانی و دانشگاه هاروارد انجام شده، نشان می‌دهد که بیماری‌های روانی عامل 15درصد از بیمار‌ی‌ها در بازارهای اقتصادی تثبیت شده نظیر آمریکا هستند.

در ایران تا چندی پیش آمار دقیقی از تعداد این بیماران در دست نبود اما بر اساس تازه‌ترین آمار اعلام شده از سوی سازمان بهزیستی، 45هزار بیمار روانی مزمن در کشور شناسایی شده است.

همچنین حدود 22درصد مردم ایران به انواع اختلالات روانی مبتلا هستند.

در بین انواع اختلالات، اضطراب و افسردگی بیشترین آمار را دارند. بر اساس آماری که ازسوی روا‌ن‌شناسان ارائه می‌شود 10تا 12درصد از مردم ما به اضطراب و افسردگی مبتلا هستند.

بیماری‌های روانی هم‌اکنون رتبه دوم بیماری‌ها را در کشور ما دارد. درمان بیماران روانی در تمام کشورهای جهان به عهده دولت است. اما در ایران پوشش بیمه‌ای خدمات روانشناسی و روانپزشکی تنها محدود به برخی داروها و در بعضی موارد بستری‌ است در حالی که بنا به گفته روانشناسان بیماران دچار اختلال روان جزو اقشار محروم‌ جامعه هستند و هزینه‌های درمان برای آنها بسیار سنگین است.

محرومیت از دسترسی به خدمات روانپزشکی سبب پایین آمدن سطح بهداشت روانی جامعه و در نتیجه کاهش سطح بهداشت عمومی می‌شود.

حاجبی، رئیس اداره سلامت روان وزارت بهداشت در این باره می‌گوید: با توجه به گران بودن خدمات روانی و هزینه معاینه روانپزشكان ممكن است بسیاری با وجود ابتلا به اختلالات روانی، توان پرداخت هزینه معاینه را نداشته باشند و در نتیجه به روانشناس و روانپزشك مراجعه نكنند.

وی اظهار كرد: ارائه خدمات درمانی در بخش‌ روان نیز باید هدفمند شود زیرا برخی افراد بدون نیاز به دریافت خدمات درمانی به مراكز درمانی مراجعه می‌كنند و این در حالی است كه برخی افراد كه مبتلا به اختلال روانی هستند به دلایلی مانند ترس از انگ زدن جامعه، به مراكز درمانی مراجعه نمی‌كنند كه با اجرای طرح پیمایش ملی سلامت روان این بیماران شناسایی می‌شوند.

10 درصد ظرفیت تخت‌های بیمارستان‌های عمومی باید به بیماران روانپزشکی اختصاص یابد تا مشکل کمبود تخت‌های روانی برطرف شود.

براساس برآوردها ایجاد هزینه هر تخت روانی بالای 50‌میلیون تومان و هزینه ایجاد هر تخت صرفاً درمانی بیش از 30 میلیون تومان است.

برخی کارشناسان معتقدند که بخش روانپزشکی برای بیمارستان‌ها سودآور نیست و به همین دلیل قانون اختصاص ۱۰ درصد از تخت‌های بیمارستانی به تخت روانپزشکی برای اجرا با مشکل روبه‌روست.

اما مرضیه وحید دستجردی، وزیر بهداشت چندی پیش در نشست معاونان بهداشت و درمان دانشگاه‌های علوم پزشکی گفت که در چهارسال گذشته در زمینه سلامت روان اقداماتی انجام شده و تخصیص 10 درصد از تخت‌های بیمارستانی به بخش روانپزشکی جزو برنامه‌هایی است که باید پیگیری شود.

این در حالی است که علیرضا زالی، قائم مقام سازمان نظام پزشكی كشور، وضعیت بخش‌های روانپزشكی از نظر امكانات، تجهیزات و فضای فیزیكی را نگران‌كننده عنوان کرد.

علیرضا زالی با بیان اینكه در حال حاضر در تهران در بهترین شرایط اگر قصد بستری 10 بیمار روانپزشكی اورژانس را داشته باشیم شمار زیادی از بیماران سرگردان خواهند بود، اظهار داشت: سازمان‌های بیمه‌گر باید یارانه‌های حمایتی را به سمت بیماران روانی سوق دهند تا تمایل بخش دولتی و غیردولتی برای بستری کردن بیماران روانپزشكی افزایش یابد.

وی با اشاره به اختصاص یارانه به بخش روانپزشكی به علت درآمدزا نبودن این بخش‌ها، گفت: سازمان‌های بیمه‌گر باید جذابیت لازم را به لحاظ اقتصادی برای بخش‌های دولتی ایجاد كنند تا به توسعه بخش‌های روانپزشكی منجر شود.

قائم مقام سازمان نظام پزشكی كشور، علت تحقق نیافتن اختصاص 10درصد از تخت‌های بیمارستانی عمومی، به بخش روانپزشكی كمبود اعتبار و درآمدزا نبودن این بخش‌ها عنوان كرد و افزود: از تحولاتی كه در دهه‌های اخیر در حوزه روانپزشكی به وقوع پیوسته است ورود داروهای جدید، اثر‌بخش‌تر و كارآمدتر است كه عموما از مسیر كشورهای خارجی با وابستگی ارزی تامین می‌شود.

به گفته قائم مقام سازمان نظام پزشكی كشور بررسی‌های كشوری حاكی از آن است كه میزان بروز شیوع اختلالات روانی در ایران بیش از سایر نقاط دنیا نیست اما در همه جای دنیا با افزایش رو به رشد بیماری‌های روانپزشكی مواجه هستیم كه ایران هم از این امر مستثنی نیست.

او می‌گوید که هرچه الگوی جمعیتی كشور با الگوی جامعه شناختی ما به الگوی صنعتی‌تر شدن نزدیك شود باید انتظار فزونی بار بیماری‌های روان را داشته باشیم. در جامعه كنونی ما حركت الگوی زندگی به سمت شهرنشینی، حاشیه‌نشینی، ایجاد شهرك‌های اقماری و وجود استرس‌های شغلی و اجتماعی در بروز و پیدایش اختلالات روانی موثر است.

به گزارش ایسنا، زالی با استناد به نتایج مطالعه‌ای در سازمان نظام پزشكی عنوان كرد كه فقط 4درصد از بار مراجعات در سال 87 به بخش روانپزشكی بوده است.

هم اکنون بیش از 20هزار تخت روانپزشكی در کشور وجود دارد اما بر اساس آمار غیررسمی حدود 110هزار بیمار روانی حاد در كشور وجود دارد كه فقط 45 هزار بیمار روانی از خدمات دولتی کمک دریافت می‌كنند.

سیدعلیرضا مرندی، عضوكمیسیون بهداشت مجلس نیز معتقد است: با توجه به اینکه درمان بیماری‌های روانی هزینه‌بر و مشكل است، دولت و مجلس باید با اتخاذ تصمیمات و برنامه‌ریزی‌های مناسب، به پیشگیری از این بیماری‌ها توجه کنند. وی در مورد میزان مبتلایان به مشكلات روانی، تصریح كرد: وضعیت كشور از لحاظ میزان مبتلایان به مشكلات روانی خوب نیست، شیوع این بیماری در كشور نسبت به گذشته افزایش یافته است و دلایل متعددی در ابتلا به مشكلات روانی موثر است. به گفته وی ریشه برخی از این مشكلات به شرایط اقتصادی جامعه برمی‌گردد، چراكه استرس‌ها و فشارهای روانی از این جهت برای خانواده‌ها كم نیست. همچنین به صورت روزمره استرس بسیار زیادی به دلیل ماندن در ترافیك‌های سنگین به مردم تحمیل می‌شود. نماینده تهران تاكید كرد: بیشترین كاری كه دولت و وزارت بهداشت باید انجام دهند پیشگیری از مشكلات روانی است چراكه در صورت ابتلا، درمان بسیار مشكل می‌شود. مجلس می‌تواند برای اجرای قانون در راستای كاهش مشكلات خانواده‌هایی كه این قبیل بیماران را دارند، تذكر دهد اما لوایح باید از جانب دولت ارائه شود، چرا كه اگر طرحی ذره‌ای نیاز به اعتبارات و هزینه داشته باشد نمی‌توان آن را در مجلس مصوب كرد، اما كمیسیون بهداشت و درمان و نمایندگان باید پیگیری بیشتری در خصوص این مشکلات بکنند. به نظر عضو كمیسیون بهداشت و درمان موضوع بهداشت روان و بیماری‌های روانی بسیار بااهمیت است و تمام مسئولان باید به آن توجه ویژه داشته باشند.

آنچه مسلم است اینکه عوامل اجتماعی و اقتصادی جدای از آنکه در پیشگیری و درمان بیماری‌های روانی اهمیت دارند در بسیاری از موارد می‌توانند زمینه‌ساز ایجاد آن باشند.

علی اكبری، متخصص اعصاب و روان می‌گوید: بیماری‌های روانی عوامل متعددی دارد كه تغییرات روی سلول‌های مغزی از یك طرف، نوع نگرش افراد از یك طرف و اجتماعی كه در آن زندگی می‌كنیم از طرف دیگر دست به دست هم می‌دهند تا مشكل روانی برای فرد به ‌وجود آید.

وی نظر داد که در كل سه گروه عوامل بر سلامت روان تاثیرگذار است كه شامل اجتماع و اقتصاد، شیوه زندگی و خدمات بهداشتی و روانی است و اگر بتوان افراد یك جامعه را در شناسایی مشكلات خود توانمند كرد، می‌توان میزان سلامت را ارتقا داد.

اكبری عوامل اجتماعی تاثیرگذار بر سلامت روان را برشمرد و افزود: جنسیت، تاثیرات محیطی، بیكاری، برچسب روانی زدن، مهاجرت و فرهنگ از جمله عوامل اجتماعی تاثیرگذار بر سلامت روان افراد است.

وی گفت که جوامع مختلف بیماری‌های متفاوتی نیز وجود دارد، گفت: این تفاوت كمك می‌كند تا بتوانیم گروه‌های آسیب‌پذیر را بهتر جدا كنیم.

این متخصص اعصاب و روان بیكاری را از جمله عوامل ایجاد بیماری روانی اعلام کرد و افزود: داشتن یك كار مداوم آثار روان‌شناختی خوبی را بر فرد از جمله مدیریت زمان و برنامه‌ریزی كارها، ارتباط با افراد دیگر به خاطر شغلی كه دارد و ایجاد یك موقعیت اجتماعی متفاوت، فعال بودن و ایجاد هدف برای زندگی می‌گذارد.

وی در مورد استرس خاطرنشان كرد: استرس را نمی‌توان از زندگی روزمره حذف كرد بلكه باید تلاش كرد آن را كاهش داد.

+ نوشته شده توسط مانی در شنبه هفدهم بهمن 1388 و ساعت 15:26 |
هفتم فوریه 1294 (جمادی الاخری 693 قمری) و دوران حکومت گیخاتوخان مغول حکمران وقت، ایران به مانند چین دارای پول کاغذی (اسکناس) شد که «چاو» نام داشت. حکام مغولی چین (دودمان یوان) از سال 1271 پول کاغذی را در آن کشور رایج کرده بودند زیرا که طلا و نقره موجود در چین تکافوی هزینه‌های سنگین آنان نبود. قدمت پول کاغذی در چین که به صورت «بلوکی ـ نوعی مهرزنی» چاپ می‌شد به سال 600 میلادی بازمی گردد ولی پولی دائمی نبود و هرگاه که هزینه‌های دولت بالا می‌رفت و طلا برای ضرب سکه کافی نبود پول کاغذی چاپ می‌کردند که نوعی برات (حواله خزانه داری دولت) بود. گیخاتوخان که مردی ولخرج و سطحی بود و بزرگ‌وزیرش ـ صدر جهان (صدرالدین احمد خالدی زنجانی) ولخرج‌تر از او ـ تصمیم به رایج کردن پول کاغذی گرفتند

که این تصمیم به اجرا درآمد و «چاو» که قطعی بزرگ داشت و «چاو مبارک» خوانده می‌شد به جریان گذارده شد. طولی نکشید که مخالفت با این پول از شیراز و تبریز آغاز و به همین خاطر، چند ماه بیشتر عمر نکرد. با اینکه گیخاتو حکم به لغو آن داد، صدای مخالفت با او نه تنها خاموش نشد بلکه گسترش یافت، نظامیان را هم فراگرفت و به تدریج تبدیل به انتقاد عمومی از فساد اداری شد. گیخاتو پس از اینکه از مخالفت تنی چند از ژنرال‌هایش آگاه شد و شنید که دست به نافرمانی زده و درصدد شورش نظامی برآمده‌اند در سال 1295 میلادی از ترس فرار کرد و به مغان شمالی (نخجوان) رفت و در آنجا کشته شد. فساد اداری و بوروکراسی بد در ایران از زمان مغول‌ها و کمی بیش از 700 سال پیش آغاز شد، در عصر جانشینان شاه عباس به صورتی دیگر درآمد و پیچیده‌تر شد و پس از یک دوره اصلاحات در زمان نادر و کریمخان، از اواخر سلطنت فتحعلی‌شاه قاجار رو به وخامت نهاد و ... به‌گونه‌ای که دو مستشار آمریکایی بی‌طرف ـ مورگان شوستر و دکتر میلسپو ـ به یک نسبت از حل این مساله ابراز یاس کرده بودند. مورخان ولخرجی حکمرانان مغولی ایران از اموال عمومی و خزانه (بیت‌المال)را به دلیل بی‌اطلاعی از رموز و فنون حکومت و بی‌اعتنایی نسبت به آن به علت ادامه علاقه‌مندی به زندگانی در حال کوچ و بذل و بخشش به بستگان و خواص نوشته و افزوده‌اند که این میراث مغول منحصر به ایران نیست، روسیه و چند منطقه اروپایی و آسیایی پیرامون آن هم از قربانیان این میراث هستند که همانا بوروکراسی و فساد اداری است. همین فساد اداری یکی از علل فروپاشی شوروی بوده است زیرا که پس از درگذشت لنین، وارثان انقلاب بلشویکی او نتوانستند و یا نخواستند به آن پایان دهند که در فرهنگ کشور ریشه دوانیده است. کار انتشار پول کاغذی در اروپا در سال 1574 در هلند و در سال 1660 در سوئد آغاز شده و در آمریکا چاپ و انتشار آن از پنجم فوریه 1690 و در مهاجرنشین ماساچوست صورت گرفته است، ولی تا پایان دهه 1960 پشتوانه پول‌های کاغذی عموما طلا بود و در حقیقت هر اسکناس یک «حواله طلا» بود و دولت‌ها نمی‌توانستند بیش از موجودی طلا، اسکناس (بانک نوت) به جریان بگذارند، بنابراین ارزش پول تقریبا ثابت بود. بحران مالی جهانی در دو سال اخیر نتیجه کثرت چاپ دلار آمریکا و توزیع آن در جهان است.

+ نوشته شده توسط مانی در شنبه هفدهم بهمن 1388 و ساعت 15:25 |
ایرنا: رييس فدراسيون کوهنوردي لحظاتي پيش خبر کشته شدن 8 کوهنورد در اثر سقوط بهمن در محور شمشک ديزين و همچنين مفقود بودن يک کوهنورد ديگر را تاييد کرد.

محمود شعاعي روز جمعه در حالي که در محل وقوع حادثه حضور افزود: متاسفانه طي حادثه سقوط بهمن که شب گذشته در محور شمشک ديزين روي داد با کشته و مفقود شدن برخي از کوهنوردان مواجه شديم که تا اين لحظه کشته شدن 8 نفر آنان تاييد شده و همچنان عمليات جستجو براي پيدا کردن يک کوهنورد ديگر نيز ادامه دارد.

وي با اشاره به اين موضوع که کوهنورد مفقود يکي از دختران تيم 30 نفره کوهنوردي گرفتار در زير برف بوده، گفت: گويا اين تيم کوهنوردي زماني که به دليل بسته بودن جاده، با پاي پياده مشغول طي مسير و رسيدن به يک دستگاه ميني بوس براي بازگشت بودند با سقوط بهمن مواجه شده و همگي در زير برف مدفون شدند. خوشبختانه بسياري از اين کوهنوردان از زير بهمن خارج شده و هم اکنون مسئولان تيم امداد و نجات با انتقال آنان به منطقه اي امن در حال اقدامات درماني و پزشکي هستند.

شعاعي با اظهار تاسف از حادثه اخير که منجر به کشته شدن "فرشاد خليلي" يکي از پيشکسوتان کوهنوردي ايران شد ادامه داد: متاسفانه اين پيشکسوت کوهنوردي کشورمان که تاکنون موفق به فتح بسياري از قله هاي معروف دنيا شده بود در همين حادثه جان خود را از دست داد که در همان ابتداي عمليات امداد و نجات جسد وي پيدا و به کرج منتقل شد.

رييس فدراسيون کوهنوردي اين حادثه را يک حادثه کوهنوردي ندانست و گفت: با توجه به اين اتفاق ناگوار از ساعات اولين حادثه با تمامي توان و نيروهاي متخصص خود وارد عمل شديم و در کنار ديگر سازمان هاي امدادي درصدد يافتن کوهنوردان گرفتار در برف بر آمديم.

وي در پايان گفت: تاکنون تمامي اجساد و همچنين نفراتي که سالم از زير برف خارج شدند به خارج از منطقه انتقال يافته، اما متاسفانه هنوز از سرنوشت يک کوهنورد ديگر اطلاعي در دست نيست.
+ نوشته شده توسط مانی در شنبه هفدهم بهمن 1388 و ساعت 12:18 |