«سر چارلی چاپلین» از بزرگ‌ترین کارگردانان، آهنگسازان و بازیگران آثار کمدی در عصر «هالیوود کلاسیک» آمریکا به شمار می‌آید که این توانایی را داشت که درد و رنج را در کنار عشق و انسانیت به تصویر بکشد. «سر چارلز اسپنسر چاپلین» معروف به «چارلی چاپلین» روز شانزدهم آوریل 1889 از والدینی هنرمند...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مانی در چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393 و ساعت 13:58 |
صابر ابر در نامه‌ای تحت عنوان «آبروی سینما را نبرید!» نسبت به طرح روی جلد فیلم «نخودی» عرضه شده در شبکه نمایش خانگی، اعتراض کرد.
در متن یادداشت بازیگر فیلم «نخودی» که در اختیار ایسنا، قرار گرفته آمده است:
«آبروی سینما را نبرید!
اگر این روزها گذارتان به سوپر مارکت‌های شهر افتاده باشد، شاید پوستر فیلم «نخودی» را دیده باشید. فیلمی که نگارنده این یادداشت، در سال 1388 با افتخار در آن ایفای نقش کرد. اما پوستری که این روزها در سوپر مارکت‌ها می‌بینید، هیچ نشانی از زیبایی‌شناسی و سلیقه در آن به چشم نمی‌خورد.
خداوند را سپاس می‌گویم که مخاطبانم، آنقدر هوشمند و آگاه هستند که بدانند من در فیلمی که حتی چنین پوستری داشته باشد، نقشی بازی نمی‌کنم اما این یادداشت را به حرمت همان مخاطبان هوشمند، به حرمت عوامل دلسوز فیلم شریف «نخودی» و به حرمت سینمای مهجور کودک می‌نویسم.
این روزها انگار آنقدر غرق در کسب هزار تومان بیشتر یا کمتر شده‌ایم که حرمت‌ها را فراموش کرده‌ایم. انگار یادمان رفته سینمای کودک در این سرزمین چقدر مهجور است...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مانی در سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393 و ساعت 9:23 |
«پروین میکده» بازیگر سینما و تلویزیون درگذشت و در سکوت خبری در قطعه هنرمندان آرام گرفت. پروین میکده  متولد ۱۳۱۴ تهران بود و طی دو روز اخیر در سکوت خبری درگذشت. طبق اعلام بستگان این هنرمند؛ او 19 اسفند ماه در بیمارستان «شهریار» به دلیل سرطان کبد از دنیا رفت و امروز 21 اسفند ماه در قطعه هنرمندان به خاک سپرده شد. پروین میکده در سال ۱۳۱۴ متولد شد. پدرش سرهنگ ابوالقاسم میکده علاقه زیادی به موسیقی ایرانی داشت و به همین علت فرزندانش را با آن آشنا کرد. او سال دوم دبیرستان را پشت سر گذاشته بود که ازدواج ، وي را از ادامه تحصیل بازداشت، اما در فعالیت‌های علمی وهنری شرکت می‌کرد. او همچنین در «انجمن ایران و فرانسه» در ارتباط با آموزش زبان فرانسه، «تئاتر نصر» در ایفای نقش‌های فولکلوریک (محلي شمالی) کار کرده است. چه خوبه برگشتی، گناهکاران، پایتخت، خانه به دوش، یک خانواده محترم، پوپک و مش ماشاا...، خاله سوسکه، بیداری،پسر تهرونی،دلداده، توفیق اجباری، بی وفا ، خوابگاه دختران، عروس فراری،بانوی من،شام آخر،مربای شیرین، من ترانه پانزده سال دارم، همسر دلخواه من، عشق شیشه‌ای،زخمی،مرد عوضی،بالاتر از خطر، روزی که خواستگار آمد،افسانه دو خواهر،عبور از تله و... از جمله فیلم‌ها و سریال‌هایی بود که پروین میکده در آن به ایفای نقش پرداخته بود.

+ نوشته شده توسط مانی در پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1392 و ساعت 11:56 |
کمال تبریزی که این روزها به همراه سریال سرزمین کهن آماج هجمه سنگین اعتراض‌ بختیاری‌ها قرار گرفته؛ سرانجام سکوت خود را شکست و گفت: «ریشه اتفاقاتی که درباره سرزمین کهن افتاده، سوءتفاهم است.» تبریزی که با خبرگزاری جمهوری اسلامی صحبت کرده بود؛ با دفاع از همکارانش در سرزمین کهن گفت: «من، همکارانم و حتی مسوولان تلویزیون، همه افراد شناخته‌شده‌ای هستیم و همه معتقدند قصد و غرضی در کار نبوده و قطعا همه مسایل پیش‌آمده برگرفته از سوءتفاهم است.»
تبریزی با تاکید بر اینکه هیچ‌کس قصد توهین به هیچ قومیتی را در سریال سرزمین کهن نداشته و ندارد، افزود: «این امر را باید به‌عنوان یک اصل بپذیریم و در ادامه دلایل رخ‌دادن اتفاقات اخیر را تحلیل کنیم. در حال حاضر هیاتی از تلویزیون در حال رایزنی برای حل مسایل پیش‌آمده هستند؛ تصور می‌کنم صبر کنیم و ببینیم تلاش این هیات‌ها به کجا می‌رسد.»
تبریزی که دو فیلم بلاتکلیف «خیابان‌های آرام» و «پاداش» را آماده کرده است؛ امسال نیز با فیلم «طبقه حساس» به جشنواره فیلم فجر آمده بود. فیلمی که سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد را نصیب رضا عطاران کرد و یکی از گزینه‌های اکران نوروزی خواهد بود. او درباره احتمال اکران فیلم در نوروز گفت: «اصلاحات مختصری روی فیلم انجام شده و ممکن است تغییراتی جزیی روی تدوین این اثر سینمایی و در بخش صدا نیز داشته باشیم. هم‌اکنون در مرحله ساخت تیزر و طراحی پوستر این اثر سینمایی هستیم. در عین حال مرحله اپتیک‌کردن صدا برای اکران فیلم در شهرستان‌هایی که امکان پخش صدای دیجیتال ندارند نیز در حال انجام است که البته فکر می‌کنم این بخش نیز زمان می‌برد.»

+ نوشته شده توسط مانی در چهارشنبه سی ام بهمن 1392 و ساعت 11:26 |
مدتي است كه اعتراضات اقوام و مردم چند شهر به سريال «سرزمين كهن» ساخته كمال تبريزي شدت گرفته و مسئولان صداوسيما را براي ادامه پخش اين سريال تحت فشار قرار داده است. مسأله‌اي كه در كشور ما بار‌ها و بارها با پخش سريال‌هاي تلويزيوني مختلف تكرار شده و فقط به مسائل قوميتي و لهجه بازنمي‌گردد. حتي در بعضي موارد به شغل يك شخصيت منفي در سريال‌هاي تلويزيوني اعتراض شده و شاغلان آن صنف مانند پرستاران، پزشكان، معلمان و... با انتشار بيانيه‌هايي اعتراضات خود را به گوش همگان رسانده‌اند. حالا در تازه‌ترين خبرها درباره تصميم مسئولان براي ادامه يا متوقف‌كردن پخش «سرزمين كهن» آمده است كه هیأتی به نمایندگی از عزت‌الله ضرغامی برای بررسی و بازخورد پخش این سریال راهی برخی استان‌های مربوط...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مانی در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1392 و ساعت 10:51 |
مراجع قم به استفتا درباره فيلم رستاخيز پاسخ دادند
رستاخيز بر خطوط قرمز قم و نجف

محمد بيات
حاشيه : از برلين تا نجف اشرف

جشنواره سي و دوم فيلم فجر بيست و دوم بهمن به پايان رسيد. اما هنوز حاشيه‌هاي جشنواره فيلم فجر به پايان نرسيده و اين حواشي پايي در برلين دارد و سري در نجف اشرف. در روزهاي برگزاري جشنواره نقطه كانوني جشنواره فيلم‌هايي بودند كه به موضوعات ملتهب و مناقشه‌بر‌انگيز تاريخ معاصر مي‌پرداختند، فيلم‌هايي همچون قصه‌ها، خانه پدري و عصباني نيستم كه اين آخري چنان حاشيه عصبي در جشنواره به راه انداخت كه در آخرين لحظه‌هاي برگزاري جشنواره فيلم از فهرست نامزدهاي جوايز جشنواره حذف شد و رفتن فيلم عصباني نيستم به جشنواره برلين موجب شد كه حواشي اين فيلم تا پس از اتمام جشنواره هم تداوم يابد. اما حواشي جشنواره فيلم فجر تنها دامن فيلم‌هاي مربوط به موضوعات روز را نگرفت بلكه دامنه حواشي جشنواره به مهم‌ترين فيلم تاريخي جشنواره و چه‌بسا مهم‌ترين و پر هزينه‌ترين فيلم تاريخ سينماي ايران هم سرايت كرد: رستاخيز.

فيلم رستاخيز در روزهاي مياني جشنواره به نمايش درآمد و ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مانی در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1392 و ساعت 10:4 |
 سه مداح معروف کشور در موضع گيري‌هاي مختلف نسبت به فيلم سينمايي ”رستاخيز" اعتراض کردند. حاج منصور ارضي، عبدالرضا هلالي و مجيد بني فاطمه مداحاني هستند که تاکنون به مضمون اين فيلم سينمايي انتقاد کرده اند. در همين حال اخباري از تجمع هيات‌هاي مذهبي در يکشنبه شب منتشر شده است.
نمايش تصوير حضرت ابوالفضل و داستان فيلم رستاخيز حاشيه‌ها را پيرامون اين فيلم پر جايزه جشنواره فيلم فجر امسال افزايش داده است حاشيه‌هايي که مي‌تواند فضاي را براي نمايش عمومي اين فيلم سينمايي را تنگ کند. 
اعتراض‌ها تا جايي افزايش پيدا کرده است که عده اي...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مانی در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1392 و ساعت 15:57 |
گروه فرهنگ و هنر- بازیگرانی هستند که در برخورد اول،تماشاگر فراموش مي‌کند او کیست.بیننده بیشتر از هویت فردی او، درگیر هویت نقش او در آن اثر مي‌شود.این نقش آفرینان،عموما فاقد جذابیت‌های سوپراستارها هستند. چه از لحاظ جذابیت‌های بصری در چهره و چه از لحاظ فیزیک بدن،نشانه هایی از سوپراستار بودن و وجه جلوه گر و برون گرایانه بازی و بازیگری،در آن ها نیست و اتفاقا این عادی بودن،خاص ترین ویژگی آن هاست.
وی در سال 1325 در لنگرود متولد شد و در سال 1348 با داریوش فرهنگ،گروه تئاتر«پیاده»را تشکیل داد و چهار سال بعد از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مانی در یکشنبه سیزدهم بهمن 1392 و ساعت 12:12 |

قرار بود نقش صاحب پژوي 504 که در سريال "شاهگوش" به او مشکوک مي‌شوند را من بازي کنم. اين کاراکتر که شبيه آقاي احمدي‌نژاد بود، ابتدا رُلش به من پيشنهاد شد اما قبول نکردم. در دور دوم انتخابات احمدي‌نژاد هم مرا به جايي دعوت کردند و گفتند که مي‌خواهيم يک قرارداد با شما ببنديم. در همان موقع به من اعلام شد که در يکي از فيلم‌ها قرار است در مقابل محمدرضا شريفي‌نيا نقش دستيار کارگردان را بازي کنم، در همان حين که با عوامل صحبت مي‌کرديم يکي از افراد آنجا به من گفت آقاي بصيري کاپشن آقاي احمدي‌نژاد را ديده‌ايد؟ من در جواب گفتم: بله چطور؟ او به من گفت بايد برويم و يکي از اين همين کاپشن‌ها برايتان بخريم! که من همان‌ لحظه از جايم بلند شدم و گفتم که خيلي ممنون من حتي چاي شما را نمي‌خواهم ‏

وقتي سراغ از بازيگر ممنوع‌التصوير هشت ساله‌اي را مي‌گيريم و...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مانی در چهارشنبه نهم بهمن 1392 و ساعت 18:8 |

مازيار پرتو فيلمبردار فيلم هاي خاطره انگيز سينماي ايران، 2 بهمن ماه در آمريکا درگذشت و در کاليفرنيا به خاک سپرده مي‌شود. ويشکا آسايش (خواهرزاده مازيار پرتو) در گفت‌وگويي ايسنا با تاييد اين خبر، گفت: به دليل اين که بستگان درجه يک ايشان در آمريکا زندگي مي‌کنند، اين هنرمند در همان‌جا به خاک سپرده خواهد شد. آسايش ادامه داد: مازيار پرتو طي يک سال گذشته به دليل مشکلات قلبي در بستر بيماري بوده است.مازيار پرتو که بيش‌از شش سال است در آمريکا زندگي مي‌کرد آخرين‌بار چهار سال پيش به ايران سفر کرد تا فيلمي را جلوي دوربين ببرد اما آن فيلم به سرانجام نرسيد. مازيار پرتو 22 آبانماه سال 1311 در تهران به دنيا آمد. وي از سينماگران سرشناس و برجسته سينماي ايران است. اگر چه وي در کارنامه هنري خود کارگرداني چند فيلم، و همچنين مشاوره کارگردانان برجسته (به ويژه در کارهاي نخستين آنان) را در برنامه ريزي، دکوپاژ و صرفه‌جويي‌هاي زماني و اقتصادي داشته‌است، اما او را بيشتر با تصاويري که ساخته مي‌شناسند. مازيار پرتو آثار متعددي نيز در تدوين سينمايي دارد که در نوع خود تاثيرگذار و نشان دهنده تسلط ذاتي او در پرداخت ريتم و پيوستگي تصاوير هستند. سبک وي در فيلمبرداري روي دست مهارت دارد، و آثاري که از وي با اين سبک وجود دارند جزو يادمان ماندگار کلاس سينماي ايران هستند. فيلم کوتاه ندامتگاه زنان، هنوز به عنوان يک الگوي کلاسيک و درسي دوربين روي دست مورد استفاده قرار مي‌گيرد. نورپردازي او، بيشتر حسي و پيچيده‌است، تا ساده و آکادميک. به سختي مي‌توان منابع نورش را در پلانهاي وي يافت، و اگر سايه‌اي به چشم بخورد، جزئي از چشم نوازي‌هاي تصويري است که مي‌پردازد. هنر وي آنجا به اوج مي‌رسد که نورپردازي و حرکت روي دست را تلفيق مي‌کند. وي در طول دوره کاري خود سه فيلم گرگ بيزار (1352)، پخمه (1351) و مردان روزگار (1348) را کارگرداني کرد و مدير فيلمبرداري فيلمهاي بسياري بود که از آن جمله مي توان به اين فيلمها اشاراه کرد: فوتباليستها (1379)، سفر پرماجرا (1374)، قانون (1374)، آدم برفي (1373)، اوينار (1370)، بازگشت قهرمان (1369)، سفر جادويي (1369)، بازي تمام شد (1368)، جستجوگر (1368)، طغيان (1364)، کفش‌هاي ميرزا نوروز (1364)، سرباز (1356)، بابا گلي به جمالت (1355)، ستيز (1355)، دشمن (1352)، هاشم خان (1345)، تهران روزگار نو (1378)، حريف دل (1375)، روز شيطان (1373)، روز واقعه (1373)، محکومين (1366)، برزخي‌ها (1361)،گرگ بيزار (1352)، ناخدا (1352)، نامحرم (1352)، پخمه (1351)،هميشه قهرمان (1351)، بابا شمل (1350)، طوقي (1349)، قيصر (1348) و...

مديريت فيلمبرداري سريال بزرگ و تاريخي امام‌علي (ع)، سريال «هزار دستان » و مردان آنجلس نيز به عهده اين فيلمبردار باسابقه ايراني بود . مازيار پرتو چند سال قبل در آخرين روزهاي حضورش در ايران، مقابل دوربين مستند «قيصر 40 سال بعد»، ساخته مسعود نجفي رفت و درباره فيلم «قيصر» و خاطراتش سخن گفت.

پيام تسليت خانه سينما

متن پيام خانه سينما به شرح زير است:جامعه اصناف سينماي ايران مرتبه اي ديگر سوگوار از دست دادن يکي از عزيزانش است. مازيار پرتو مدير فيلمبرداري پيشکسوت و با تجربه سينماي ايران دار فاني را وداع گفت.خانه سينما ضمن عرض تسليت به جامعه سينمايي کشور و همکاران گرامي در انجمن فيلمبرداران سينماي ايران، فقدان اين هنرمند صاحب سبک و گرانقدر را به خانواده او و همچنين به ويشکا آسايش تسليت مي گويد.

+ نوشته شده توسط مانی در شنبه پنجم بهمن 1392 و ساعت 18:0 |

به گزارش (ایسنا)، در سال 1373 درست 19 سال پیش بود که علی سجادی حسینی کارگردان سینما درگذشت. این هنرمند در پشت صحنه‌ی فیلمش به دلیل اینکه فشنگ اسلحه‌ای که قرار بود در فیلم مورد استفاده قرار بگیرد جنگی بود به جای اینکه «مشقی» باشد، منجر به کشته شدنش شد.


حالا دوباره در سال 92 ، حادثه‌ای شبیه همان حادثه در سینمای ایران تکرار شد،این‌بار در هنگام حمل مواد منفجره در پشت صحنه‌ی فیلم «معراجی‌ها» مسعود ده‌نمکی این اتفاق افتاد و باعث کشته شدن 5 نفر و مجروح شدن 2 نفر شد.

 پس از این حادثه عباس شوقی عضو هیات مدیره‌ی انجمن جلوه‌های ویژه با اشاره به اینکه مواد منفجرشده در پشت صحنه جنگی بوده به ایسنا گفت: «دست ما به هیچ جایی بند نیست؛ چون مسوولان حفاظتی و حراستی اجازه نمی‌دهند موادی را که مخصوص استفاده در فیلم است، وارد کنیم؛ به همین دلیل مجبوریم از مواد منفجره جنگی (برای فیلم) استفاده کنیم.»


یادمان نمی‌رود، چند وقت پیش بود که گوهر خیراندیش سر صحنه فیلم بهروز افخمی در یک سانحه تصادف دچار حادثه شد و از ناحیه سر و مهره‌های گردن و کمر آسیب دید. آن زمان...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مانی در چهارشنبه هجدهم دی 1392 و ساعت 17:1 |

ناصر ملک‌مطیعی در گفت‌وگو با «شرق»:
از دو طرف تحت فشار بودم
فرانک آرتا . عکس:عباس کوثری، شرق
بررسی تاریخی یک رویداد در محدوده زمانی و مکانی در ارایه تحلیل درست راهگشاست. با این نگاه توجه به گذشته سینمای ایران و مولفه‌های آن ضروری به‌نظر می‌رسد. ناصر ملک‌مطیعی که این روزها زمزمه بازگشت او به صحنه سینما بر سر زبان‌هاست، یکی از ستارگان قابل‌بحث سینما در دوران پیش از انقلاب است. جدای اینکه شکل حضور این ستاره در چارچوب ارزش‌ها مورد بررسی قرار گیرد، باید موقعیت او تحلیل شود و از زوایای آن مورد بررسی قرار گیرد. اینکه چرا بعد از گذشت سال‌ها هنوز در ذهن مردم جای گرفته، اساسا در سیستم ستاره‌سالاری چگونه توانست...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مانی در چهارشنبه هجدهم دی 1392 و ساعت 11:33 |

پس از كش و قوس‌هاي فراوان و حرف و حديث‌هاي تمام نشدني بالاخره هيأت انتخاب فيلم‌هاي سي‌ودومين جشنواره فيلم فجر اسامي نهايي فيلم‌هاي بخش مسابقه سينماي ايران (سوداي سيمرغ) و بخش فيلم اولي‌ها (نگاه نو) را اعلام كردند. ابراهیم داروغه‌زاده، مجید رضابالا، داریوش فرهنگ، حسین کرمی، محمدحسین لطیفی، علی معلم و مازیار میری به‌عنوان اعضاي هيأت انتخاب پس از چندين هفته ديدن فيلم‌هاي مختلف و متنوع از كارگردانان صاحب نام و گمنام سينماي ايران ۲۱ فيلم را براي بخش مسابقه و ۱۵ فيلم را براي بخش فيلم اولي‌ها انتخاب كردند. نكته جالب توجه عدم حضور يكسري اسامي مهم در ميان فهرست فيلم‌هاي انتخابي است؛ اسامي مهمي كه هركدام به تنهايي می‌توانند اعتبار جشنواره... 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مانی در سه شنبه هفدهم دی 1392 و ساعت 10:1 |

این هنرمند یکشنبه هشتم دی ماه به دلیل ایست قلبی از دنیا رفت.

احتمالا مراسم خاکسپاری جهانگیر جهانگیری سه‌شنبه، دهم دی ماه برگزار می‌شود.

جهانگیری‌ در سال ۱۳۲۵ در بندر انزلی به دنیا آمد. وی فعالیت در سینما را در سال ۱۳۴۴ با عنوان دستیار کارگردان و مدیر تدارکات آغاز کرد.

این هنرمند سابق کارگردانی آثاری نظیر کنسرت روی آب (۱۳۸۹)، افراطی‌ها (۱۳۸۸)، غریبه‌ای در شهر (۱۳۸۸)، چشمک (۱۳۸۷)، ملودی (۱۳۸۶)، بی‌همتا (۱۳۸۰)، یاغی (۱۳۷۶)، حادثه در کندوان (۱۳۷۴)، مجازات (۱۳۷۳)، بدل (۱۳۷۲)، رابطه پنهانی (۱۳۷۱)، تبعیدی‌ها (۱۳۷۰)، رانده شده (۱۳۶۸)، طغیان (۱۳۶۴)، مرگ گرگ‌ها (۱۳۶۴)، مزدوران (۱۳۶۳)، عصیانگران (۱۳۶۰)، سرنوشت‌سازان (۱۳۵۶) را در کارنامه هنری خود دارد.
+ نوشته شده توسط مانی در دوشنبه نهم دی 1392 و ساعت 17:41 |
شبکه نمایش خانگی، چند سالی است که به رقابت با صدا و سیما برخاسته و در این راستا، از هیچ تلاشی دریغ نکرده است. استفاده از نام ستاره‌های محبوب سینما و تلويزیون، جذب کارگردانان نامی و کارکشته، تبلیغات گسترده شهری، افزایش کیفیت تصاویر، افزودن بخش‌هایی تحت عنوان ضمایم و... مسائلی بود که مسؤولین این عرصه سعی داشتند با بهره بردن از آنها، رقیبی سرسخت و کاربلد، برای صدا و سیمایی باشند که مدتی است روی به بازپخش سریال‌های قدیمی و افتتاح شبکه‌های موازی‌کار آورده است. با نگاهی به پرونده سریال‌سازی در شبکه نمایش خانگی، به 3 نام بزرگ در این عرصه فراخ برمی‌خوریم: مهران مدیری، محمدحسین لطیفی و داوود میرباقری. 

مهران مدیری؛ مردي بدون چهره 

مدیری که سریال‌سازی در صدا و سیما را با کارهای آیتمی و با گروهی با استعداد آغاز کرده بود، همواره به کیفیت بالا در آثارش و نگاهی جامع به مشکلات روز اجتماع، شهره...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مانی در یکشنبه دهم آذر 1392 و ساعت 17:54 |
 ژیلا مهرجویی «بانوی طراح سینمای ایران» از میان ما رفت. ظهر روز گذشته خبر درگذشت این طراح قدیمی و باسابقه لباس و صحنه که برای فیلم‌های «بوی‌کافور عطر یاس» و «خانه‌ای روی آب»، از هجدهمین و بیستمین جشنواره فیلم فجر جایزه دریافت کرده بود، در سایت‌ها و خبرگزاری‌ها منتشر شد. او خواهر داریوش مهرجویی، کارگردان شناخته‌شده سینمای ایران بود که در 68سالگی در یکی از بیمارستان‌های تهران  درگذشت. مهرجویی از مدتی قبل دچار مشکلات قلبی بود و به همین دلیل در بیمارستان بستری شد و ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مانی در شنبه نهم آذر 1392 و ساعت 9:42 |
یک زن به همراه شرکایش در مزایده فروش سه دانگ از مالکیت سینما جمهوری که توسط ستاد اجرایی فرمان امام (ره) برگزار شده بود، برنده شد.
آگهی مزایده فروش سه دانگ منافع سینما جمهوری آبان‌ماه در یکی از روزنامه‌های کشور منتشر شد این درحالی است که سینما جمهوری جزو بناهای تاریخی شهر تهران محسوب می‌شود.
در آگهی فروش این سینما آمده بود: سه دانگ مشاع از شش دانگ ملکیت و سه دانگ منافع سینما به صورت وکالتی واگذار می‌شود. ضمنا منافع سرقفلی واحدهای تجاری جزو مورد واگذاری نیست.
در این مزایده از میان سه برگزیده اول، یک زن به همراه شرکایش برنده شد.
سینما جمهوری که به نام «نیاگارا» مشهور بود، در سال 1337 با 960 صندلی ساخته شد و در دهه ۴۰ اولین سینمای ایران بود که به سیستم صندلی‌های متحرک مجهز شد. در آن زمان علی حاتمی و محمدعلی فردین مالکان این سینما بودند.
پیش از این علی مصفا، همسر لیلا حاتمی درباره وضعیت به وجودآمده برای سینما جمهوری و مزایده سه دانگ آن به مهر گفته بود: سه دانگ این سینما توسط ستاد اجرایی فرمان امام (ره) از محمدعلی فردین بازیگر سینما گرفته شده است و در حال حاضر صاحب این سه دانگ آن را به مزایده گذاشته تا آن بخش را بفروشد.
به گفته وی، آنها به عنوان مالک مابقی سهم سینما جمهوری هیچ نقشی در این مزایده نداشته‌اند و از سوی دیگر توان خریداری آن سه دانگ را هم در این مزایده نداریم به همین دلیل منتظریم تا تکلیف شریک جدید ما پس از برگزاری مزایده مشخص شود. البته خواست ما حفظ این ساختمان است که ارزش تاریخی دارد. به‌خصوص نمای آن که بسیار منحصربه‌فرد است و هم‌اکنون زیر تابلویی فلزی قرار دارد.
به گفته وی، چون کاربری این زمین فرهنگی است باید به همین شکل باقی بماند و نمی‌توان این کاربری را تغییر داد.
این کارگردان و بازیگر سینما از مراجعه چندباره‌اش در این سال‌ها به شهرداری تهران خبر داد و گفت: مراجعه من به این منظور بود تا بتوانم شهرداری را قانع کنم تا این سه دانگ را از ستاد اجرایی فرمان امام (ره) بخرد و با ما شریک شود تا این ساختمان را بازسازی کنیم که البته هیچ جوابی دریافت نکردم.
سرانجام روز گذشته ساختمان تاریخی سینما جمهوری در حد فاصل خیابان فلسطین و ابوریحان با مساحت 26/1293 متر و با قیمت پایه دو میلیارد و 550 میلیون تومان با عنوان ساختمان فرهنگی مذهبی به مزایده گذاشته و فروخته شد. پس از بازسازی سینما جمهوری (نیاگارای پیشین)، که در تقاطع خیابان جمهوری و ولیعصر تهران قرار دارد این کافه در طبقه دوم آن ساخته شد و دو بازیگر سینمایی ایران لیلا حاتمی و علی مصفا آن را مدیریت می‌کردند. از برنامه‌های ویژه این کافه، «منوی موسیقی» با همکاری رامین صدیقی از نشر هرمس، سانس‌های مخصوص پخش فیلم کوتاه و فیلم مستند و «باشگاه فیلم آنتراکت» بود.
این کافه که پاتوق افراد زیادی بود در آتش‌سوزی ۲۴ آبان‌ماه ۱۳۸۷ سینما جمهوری سوخت.
سینما جمهوری در ساعت 4 تا 8 صبح روز ۲۵ آبان‌ماه سال ۱۳۸۷ دچار آتش‌سوزی شد و سالن یک، سالن انتظار و کافه آنتراکت آن از بین رفتند.
همان زمان علی مصفا با رد احتمال سیاسی بودن آتش‌سوزی سینما جمهوری گفت که منتظر نتیجه کارشناسان آتش‌نشانی درباره علت وقوع این حادثه می‌ماند. وی در عین حال افزود که در صورتی که ثابت شود این حادثه عمدی و حامل پیام‌های سیاسی بوده باشد، براساس کاری که فکر می‌کند درست است، عمل می‌کند.
نتایج تحقیقات آتش‌نشانی تهران حاکی از عمدی بودن آتش سوزی بود و میزان خسارت‌های واردشده تا سه میلیارد ریال برآورد شد.

+ نوشته شده توسط مانی در یکشنبه نوزدهم آبان 1392 و ساعت 12:32 |
فاطمه معتمد آريا بازيگر فيلم”دختر شيريني فروش" تولد 52 سالگي خود را جشن مي‌گيرد.
فاطمه معتمد آريا (زاده 7آبان 1340 در تهران)که در ميان دوستان و آشنايانش و اهالي سينما به نام مستعار سيمين معتمد آريا هم شناخته مي‌شود، يکي ازبازيگران سينماي ايران است. او در فيلم‌هاي کارگردانان بزرگ سينماي ايران چون بهرام بيضايي، رخشان بني اعتماد و بهمن فرمان‌آرا بازي کرده و بازي او بارها موردتوجه و تحسين قرار گرفته‌است. معتمد آريا فارغ‌التحصيل بازيگري از دانشسراي هنر تهران است با شرکت در کلاس‌هاي موسيقي، نقاشي، فيلمسازي، تئاتر و تئاتر عروسکي کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان، به اجراي نمايش‌هاي عروسکي و تئاترهاي کودکان در سراسر کشور پرداخت. همکاري با گروه تئاتر دانشجويان دانشکده هنرهاي زيبا و با صدا و سيما در زمينه کارهاي کودکان و تئاتر زنده و عروسکي از سوابق هنري اوست. شروع فعاليت وي در تلويزيون با عروسک‌گرداني مجموعه مدرسه موش‌ها در سال 1360 آغاز شد. او از سال 64 بازيگري در سينما را با فيلم جدال آغاز کرد.از نقش آفريني‌هاي محبوب معتمد آريا بايد به بازي‌هايش در کنار ايرج طهماسب و حميد جبلي اشاره کرد. اين سه نفر با همکاري در چندين فيلم از جمله”کلاه قرمزي و پسرخاله"،”کلاه قرمزي و سروناز"،”دختر شيريني فروش" و”يکي بود و يکي نبود" و”زير درخت هلو" يکي از موفق‌ترين گروه‌هاي هنري در سينماي ايران هستند. وي از سال 64 با فيلم «جدال‌» به‌طور رسمي به جمع بازيگران سينماي ايران وارد شده و پله‌هاي ترقي را يكي يكي طي كرده است. او سينما را از نوجواني شناخته و به‌دليل آن استعداد ژنتيك كه دارد، توانسته سير تكاملي را به‌خوبي طي كند. او يك روزه هنرپيشه نشده است؛ از عروسك گرداني شروع كرد، به نقش‌هاي كوتاه رسيد و اين مراحل را يك به يك طي كرد و يك اساس و بنيان براي خود در بازيگري گذاشت. تفاوت معتمدآريا با ديگر بازيگران اين است كه هر لحظه حاضر است در هر نقش متفاوتي ظاهر شود؛ درنقش‌هاي كمدي، سالارانه و نقش‌هاي متفاوت ديگر. معتمد آريا اهل تكرار نيست. براي او هنر حرف اول را مي‌زند و هرگز به سينما به‌عنوان يك فعاليت صرفا تجاري نگاه نكرده است. او در يكي از مصاحبه‌هايش گفته بود: «من آدم قائم به ذاتى در كاركردن هستم و از اين‌كه نقش تكرارى را بازى كنم هميشه خوددارى كرده‌ام. در هر فيلمى كه بازى كردم بعد از آن اكثر سناريوهايى كه به من دادند تكرار همان نقشم در آن فيلم بوده، فقط يا رنگ و لعاب يا اسمش تغيير كرده و من هرگز در بدترين شرايط روحى، مالى و هر چيزى كه فكرش را بكنيد حاضر نشدم خودم را در يك بخش جزئى هم تكرار كنم. افتخارات معتمد آريا كم نيست. او را نبايد تنها يك هنرمند كار كشته بدانيم؛ معتمد آريا در كنار فعاليت‌هاي هنري‌اش، ‌دستي هم در امور خيريه دارد. او در سال 86 به‌عنوان «نخستين سفير مهرآفرين» معرفي شد.براي معتمدآريا همه چيز در قالب تيمش تعريف مي‌شود. او به‌دنبال اثبات برتري‌اش نيست و سعي مي‌كند با هم‌تيمي‌هايش همراه شود و به جاي اثبات بالاتر بودنش كار تيم را بالاتر ببرد. او كه 30 سال با سينماي ايران زندگي كرده و هرگز خودش را از اين مسير جدا ندانسته است، انتقادهايي هم به نسل جديد سينما وارد مي‌كند.

+ نوشته شده توسط مانی در چهارشنبه هشتم آبان 1392 و ساعت 10:54 |

منافقین، فاسدین، چاله‌میدانی‌ها و... اینها الفاظی است که در مناظره روز جمعه برنامه هفت میان دو طرف دعوای ماجراهای خانه سینما به میان آمد. وقتی که سینماگرانی در رسانه ملی همکارانش را به شعبان بی‌مخ‌ها تشبیه می‌کند دیگر نمی‌شود انتظار پوشانیدن این دعوا‌ها را داشت. کافی است صحبت‌های محمدحسین فرحبخش، تهیه‌کننده و کارگردان سینما را در ابتدای برنامه با هم مرور کنیم. در بخش ابتدایی مناظره، فرحبخش یاد عملیات مرصاد و رشادت‌های رزمندگان و رذالت‌های منافقین را به یاد آورد و تلویحا این عملیات و اقدامات منافقین را با اقدامات جمعی از سینماگران معترض مقایسه و تشبیه کرد. او همچنین به تجمع پنجشنبه 27 تیرماه روبه‌روی ساختمان خانه سینما اشاره کرد و در سخنانش گفت: پدران ما درباره شعبان بی‌مخ برایمان تعریف کرده بودند اما آن را با چشم ندیده بودیم. در این تجمع پنجشنبه دیدیم که یک نفر با لگد به در می‌زد (او سپس نام «برزیده» کارگردان سینما را به زبان آورد) و این کار شعبان بی‌مخ است! این آقایی که الان مدیرعامل است، در تمام نهادهای دولتی بوده است. یعنی پشت خانه سینما 30،40 نفر هستند که از رانت‌های دولتی استفاده می‌کنند و فیلم 300 میلیونی را یک میلیارد می‌گیرند و می‌سازند...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مانی در یکشنبه سی ام تیر 1392 و ساعت 14:11 |
عنوان «ستاره» در دو دهه اخير بارها به اشتباه به برخي بازيگران جوان سينما داده شده، بي آنكه فرد مذكور واجد چنين ويژگي باشد. مهم‌ترين خصوصيت يك ستاره سينما، كشاندن مردم به سالن‌ها فقط به واسطه نام و فارغ از ديگر عناصر سازنده فيلم است كه با اين متر و معيار، مي‌توان «هديه تهراني» را بطور قطع يكي از ستارگان زن سينماي ايران از نيمه دهه هفتاد تا اوايل دهه هشتاد توصيف كرد. به گزارش ایرنا هديه تهراني چهارم تير سال ۱۳۵۰ در تهران متولد شد و با وجود آنكه تحصيلات آكادميك...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مانی در چهارشنبه پنجم تیر 1392 و ساعت 16:15 |
مسعود کیمیایی قصد دارد بیست و نهمین فیلم سینمایی‌اش را کلید بزند. او قرار است از بین یک فیلمنامه که هنوز نام آن را رسانه‌ای نکرده و فیلمنامه دیگری با نام «تبعید سایه‌ها» یکی را به زودی جلوی دوربین ببرد. 
کیمیایی سال گذشته تصمیم داشت ساخت فیلم سینمایی «دست تنها» با بازی اکبر زنجانپور و سعید راد را کلید بزند اما به دلیل آنکه پروانه ساخت این فیلم سینمایی صادر نشد از ساخت آن منصرف شد. وی در همان زمان تصمیم به ساخت فیلمنامه‌ای دیگر با نام «تبعید سایه‌ها» گرفت که بعد از دریافت پروانه ساخت، مقدمات تولید این فیلم سینمایی را آغاز کرد. 
هرچند قرار بود این فیلم سینمایی نیمه دوم سال گذشته جلوی دوربین برود اما به گزارش مهر، به دلیل آنکه فیلمنامه «تبعید سایه‌ها» جزو پروژه‌های سنگین و برای ساخت نیازمند سرمایه‌گذاری بالایی بود فیلمبرداری آن به تعویق افتاد. 
پیش از این قرار بود فیلم «تبعید سایه‌ها» به تهیه‌کنندگی بنیاد سینمایی فارابی ساخته شود. این اولین فیلمی است که کیمیایی با یک نهاد دولتی برای ساخت آن همکاری می‌کند. داستان فیلم «تبعید سایه‌ها» در مقطع زمانی دهه‌های 30 تا 40 هجری شمسی بوده و به شکل‌گیری جریان‌های سیاسی چپ در ایران می‌پردازد. شنیده‌ها حاکی از آن است که در کنار تلاش وی برای ساخت فیلم سینمایی «تبعید سایه‌ها» که برگرفته از رمانی دو جلدی با نام «جسدهای شیشه‌ای» به نگارش کیمیایی است، این روزها پروژه دیگری نیز در دست دارد که جزییات آن همچنان مشخص نیست. البته آن طور که به نظر می‌رسد کیمیایی پیش‌تولید یکی از دو فیلم «تبعید سایه‌ها» و پروژه‌ای که نام آن هنوز اعلام نشده است را به زودی و تا اوایل خردادماه آغاز خواهد کرد. آخرین فیلمی که از کیمیایی روی پرده رفته است «جرم» با بازی جمشید مشایخی، مسعود رایگان، داریوش ارجمند، پولاد کیمیایی، حامد بهداد، نیکی کریمی، لعیا زنگنه، داریوش ارجمند و ... است. این فیلم سینمایی توانست جایزه سیمرغ بلورین بهترین فیلم را در جشنواره فیلم فجر سال 89 به دست آورد همچنان که جایزه بهترین کارگردانی را برای نخستین فیلمی که او را در سینمای ایران مطرح کرد و با آن به عنوان کارگردانی صاحب سبک معرفی یعنی قیصر، جایزه بهترین کارگردانی را ربود. نگاهی به کارنامه سینمایی کیمیایی نشان می‌دهد فیلمسازی او این روز‌ها 45 ساله می‌شود. فهرست فیلم‌هایی که او در این 45 سال ساخته است را در زیر می‌بینید: 
بیگانه بیا (۱۳۴۷)، قیصر (۱۳۴۸)، رضا موتوری (۱۳۴۹)، داش‌آکل (۱۳۵۰)، بلوچ (۱۳۵۱)، خاک (۱۳۵۲)، گوزن‌ها (۱۳۵۴)، پسر شرقی (کوتاه، ۱۳۵۴)، غزل (۱۳۵۵)، اسب (کوتاه، ۱۳۵۵)، سفر سنگ (۱۳۵۶)، خط قرمز (۱۳۶۱)، تیغ و ابریشم (۱۳۶۴)، سرب (۱۳۶۷)، دندان مار (۱۳۶۸)، گروهبان (۱۳۶۹)، ردپای گرگ (71-1370)، تجارت (۱۳۷۳)، ضیافت (۱۳۷۴)، سلطان (۱۳۷۵)، مرسدس (۱۳۷۶)، فریاد (۱۳۷۷)، اعتراض (۱۳۷۸)، سربازهای جمعه (۱۳۸۲)، حکم (۱۳۸۳)، رییس (۱۳۸۵)، محاکمه در خیابان (۱۳۸۷) و جرم (1389)

+ نوشته شده توسط مانی در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1392 و ساعت 13:59 |

حمید فرخ‌نژاد بازیگر، نویسنده و کارگردان سینمایی ایران 44 ساله شد. این بازیگر که این روزها در غم از دست دادن پدرش عزادار است، 28 فروردین 1348 در آبادان متولد شده وفارغ التحصیل تئاتر از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران است. وی فعالیت سینمایی را سال 1369 با بازی در فیلم «در کوچه‌های عشق» به کارگردانی خسرو سینایی آغاز کرد. ایسنا نوشت: «عروس آتش»، «ارتفاع پست»، «طبل بزرگ زیر پای چپ»، «صحنه جرم، ورود ممنوع!»، «به رنگ ارغوان»، «چهارشنبه سوری»، «حقیقت گمشده»، «آتشکار»، «حریم»، «پوسته»، «شب واقعه»، «همبازی»، «دموکراسی تو روز روشن»، «در انتظار معجزه»، «بیداری رویاها»، «گشت ارشاد»، «زندگی خصوصی آقا و خانم میم» ، «روزهای زندگی»، «زندگی مشترک آقای محمودی و بانو» و «استرداد» از جمله آثار سینمایی این بازیگر هستند. فرخ‌نژاد که سالها بازیگر پرکار جشنواره فیلم فجر بوده و نامش به عنوان کاندید ای دریافت سیمرغ مطرح شده است در دوره گذشته جشنواره با «استرداد» موفق به دریافت این جایزه شد.او پیش از این 9 بار کاندیدای بازیگری شده بود که این جایزه را یکبار در اولین نقش‌آفرینی‌اش، فیلم «عروس آتش» به عنوان بازیگر مکمل دریافت کرد. این بازیگر پس از دریافت سیمرغ بلورین‌اش از جشنواره 31 فجر به ایسنا گفت: سیمرغ یک هنرمند مهر مردمش است و گرنه این یک یادگاری است. بارها گفته‌ام از تشویق شدن بدم نمی‌آید اما مدت‌ها است به جایزه و جشنواره فکر نمی‌کنم ولی در عین حال برای اتفاقی که افتاد، خوشحالم. وی همچنین دو سیمرغ دیگر نیز برای فیلمنامه «عروس آتش» و ساخت «سفرسرخ» دریافت کرده و یک دیپلم کارگردانی نیز برای این فیلم دارد، فیلمی که به عنوان اولین تجربه کارگردانی مقابل دوربین برد و پس از گذراندن حواشی بسیار سرانجام پس از 10 سال در جشنواره 29 فجر به نمایش درآمد اما با گذشت 3 سال هنوز موفق به اکران عمومی نشده است. از جوایز خارجی این بازیگر می‌توان به جایزه جشنواره کارلوویواری برای فیلم «عروس آتش»،‌جشنواره مسکو برای «طبل بزرگ زیر پای چپ» و آسیا پاسفیک برای «شب واقعه» اشاره کرد. حمید فرخ‌نژاد چندی پیش به عنوان سفیر حُسن‌نیت بنیاد بیماری‌های نادر مشغول به فعالیت شد.

+ نوشته شده توسط مانی در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392 و ساعت 17:35 |
«حالا انرژی خفته‌ای دارم برای رسیدن به زندگی. امسال تمام توانم بر این است که شگفتی بیافرینم. می‌دانم امسال سال من است.»عسل بدیعی، بازیگر 36ساله سینما و تلویزیون اولین روز فروردین امسال را با این جملات آغاز کرد و 19 روز بعد همین جملات در میان جمعیت زیادی که برای تشییع پیکرش در تالار وحدت و خیابان‌های اطراف آن آمده بودند، خوانده شد. نوروز امسال با درگذشت هفت هنرمند همراه بود اما آخرین آن حکایت دیگری داشت. 12 فروردین خبر درگذشت عسل بدیعی به دلیل مسمومیت دارویی منتشر و در روزهای بعد با حواشی زیادی همراه شد. او که سال 77 در فیلم «بودن یا نبودن»، ساخته کیانوش عیاری نقش یک بیمار نیازمند قلب را بازی می‌کرد، آخرین بازی زندگی‌اش را هم با اهدای هفت عضو به اتمام رساند. روز گذشته، 18 فروردین مراسم تشییع پیکر او که قرار بود از ساعت9:30 صبح از مقابل تالار وحدت آغاز شود، با حضور مردمی همراه شد که از یک ساعت زودتر مقابل تالار وحدت جمع شده بودند، البته جامعه هنری نیز حضور گسترده‌ای در این مراسم داشت و هنرمندانی همچون کیانوش عیاری، ابوالفضل پورعرب، مریلا زارعی، هانیه توسلی، مهتاب کرامتی، پگاه آهنگرانی، ماهایا پطروسیان، هنگامه قاضیانی، علی دهکردی، الهام پاوه‌نژاد، حمیرا ریاضی، علی اوسیوند، هومن سیدی و... حضور داشتند. شرکت مردم هم به قدری چشمگیر بود که خبرنگاران و عکاسان برای پوشش خبری این مراسم مجبور شدند در قسمت بالایی ورودی تالار وحدت مستقر شوند. ستاره اسکندری، بازیگر و از دوستان عسل بدیعی اولین سخنران مراسم بود که از این اتفاق اظهار تاسف و عنوان کرد که جای او بین ما همیشه خالی است. در ادامه رضا داوودنژاد شوهرخواهر عسل بدیعی درحالی که گریه می‌کرد، از پیداکردن برخی از یادداشت‌های عسل بدیعی خبر داد: «او یک دفترچه یادداشت داشت که روز اول فروردین در آن مطلبی نوشته بود و من و غزل تصمیم گرفتیم آن را برای شما بخوانیم.» او سپس از غزل بدیعی، خواهر عسل خواست تا این متن را بخواند: «امروز آغاز سال 92 و من 36 ساله شده‌ام. دهه 30 نیز به سرعت گذشت. شش سال است در رکود و در خوابی هستم که عموم زنان جامعه را دربرگرفته، زنانی که در خواب هستند اما سرخوشند. امروز برای خیلی‌ها شروع و پایان است. حالا می‌توانم مسلط باشم. ضعف درونی‌ام رنگ باخته است. اشتباه زیاد کرده‌ام. اشتباه زیاد دیده‌ام و اشتباه بی‌ارزش کردم اما مهر خدا خواست که هنوز سالمم، توانمندم، ریشه دارم، جوانم، زیبایم، پسری دارم، عشق و مهر، خانواده‌ای مثل گوهر ناب و دوستانی مثل برگ گل و دنیایی که هر روزش واقعه است.» چند نفری که نزدیک جمعیت خبرنگاران ایستاده‌اند، لابه‌لای سخنرانی‌ها، درباره زندگی بدیعی می‌پرسیدند. یکی از آنها اظهار می‌کند که از اقوام دور بدیعی است اما هنوز نتوانسته به جلوی جمعیت راه پیدا کند. اطرافیانش با شنیدن این حرف به او نزدیک می‌شوند و با پچ‌پچ درباره حواشی این چند روز می‌پرسند. او در این هیاهو خطاب به اطرافیانش می‌گوید پدر عسل بدیعی قصد صحبت دارد. شاهرخ بدیعی همچون دیگر اعضای خانواده‌اش در میان سیل اشک‌هایش این طور گفت: «اجزای بدن او امروز در وجود هفت بیمار نیازمند جای گرفته است و من حالا هفت فرزند دیگر دارم.»
همچنین جانیار عرب‌نیا، فرزند عسل بدیعی در ادامه درحالی که به شدت گریه می‌کرد و پدرش در پشت او قرار گرفته بود تا مراقب احوالش باشد، از دلتنگی برای مادر گفت: «من از مادرم تشکر می‌کنم برای همه مسایل و کارهایی که برایم کرد. او به خاطر من همه کار کرد و دلم برایش خیلی تنگ می‌شود. قول می‌دهم کاری کنم که همیشه از من راضی باشد.» پس از آن نوبت به فریبرز عرب‌نیا رسید که حال و هوای دیگری داشت: «حرف زیادی ندارم جز اینکه از همه تشکر و خواهش کنم در مشکلاتی که امروز و فشارهایی که امروز شما در این مراسم تحمل می‌کنید کمی کوچکتر‌ها و خانم‌ها را درنظر بگیرید.» رفته‌رفته به میزان جمعیت افزوده می‌شود. با توجه به حضور چهره‌های سینمایی، مردم برای دیدن آنها اظهار تمایل می‌کنند. یکی از زنانی که چند ردیف جلوتر ایستاده خطاب به یکی از عکاسانی که در تلاش برای گرفتن تصویر از مراسم بود، گفت: «بیشتر جمعیت برای دیدن هنرپیشه‌ها آمده‌اند.» هنوز چند دقیقه از این حرف نگذشته که از همان عکاس می‌پرسد: «مهران مدیری نیامده است؟» مراسم با سخنان سیروس الوند، کارگردان ادامه پیدا کرد: «بدیعی سرشار از زندگی و اهل خانواده بود. افسوس که عمر زیادی در سینما نکرد و تلویزیون او را ربود؛ اما کارهای وی خاطره‌های زیادی بر جای گذاشته است.» در پایان احمد میرعلایی، مدیر بنیاد سینمایی فارابی از روحیه حرفه‌ای بدیعی در آثارش یاد کرد و شاهرخ طاهریان که اجرای مراسم را برعهده داشت، یادداشت عزت‌الله ضرغامی، رییس سازمان صدا و سیما را خواند. پس از آن هم جمعیت، پیکر بدیعی را به سمت قطعه هنرمندان بدرقه کردند.
+ نوشته شده توسط مانی در دوشنبه نوزدهم فروردین 1392 و ساعت 11:13 |
«فیلم «محمد(ص)» نگاهیست به زندگی پیامبر مکرم اسلام از زاویه دید جهان اسلام. و هدفم از ساخت فیلم این است که«محمد(ص)» منجر به تقریب مذاهب در جهان اسلام شود.»
جمله فوق واکنش مجید مجیدی، کارگردان فیلم«محمد(ص)» به گزارش چاپ شده در نشریه هالیوود ریپورتر بود که در گفت‌وگوی کوتاه اختصاصی به خبرنگار «شرق» بیان کرد.
نشریه سینمایی هالیوود ریپورتر در گزارشی نوشت که ایران و قطر با صرف هزینه‌های هنگفت، در تلاش برای ساخت فیلمی درباره زندگی پیامبر اسلام(ص) هستند. درادامه این گزارش آمده است: «در حالی‌که قطر «بری اوسبورن»، تهیه‌کننده سه‌گانه «ارباب حلقه‌ها» را برای اجرای پروژه فیلم زندگی پیامبر اسلام(ص) به خدمت گرفته است، ایران نیز در پروژه‌ای جداگانه به کارگردانی «مجید مجیدی» در حال ساخت فیلمی با همین موضوع است. هالیوود ریپورتر همچنین مدعی شده بودجه ساخت پروژه فیلم «مجیدی» حدود 30‌میلیون‌دلار (معادل 100‌میلیارد‌تومان) است و قطری‌ها برای ساخت فیلمی مشابه این، حدود یک‌میلیارد‌دلار کنار گذاشته‌اند.»
مجید مجیدی، کارگردان مشهور سینمای ایران که فیلم «بچه‌های آسمان» او چند سال پیش نامزد جایزه اسکارشده بود، چند سالی‌است که با یک گروه حرفه‌ای ایرانی و بین‌المللی فیلم «محمد(ص)» را می‌سازد.
مجید مجیدی درباره این پرسش خبرنگار «شرق» که دقیقا بودجه‌ای که برای ساخت فیلم «محمد(ص)» هزینه شده، چقدر است، گفت: «من درباره هزینه فیلم به طور دقیق نمی‌توانم اظهار نظر کنم چون تهیه‌کننده فیلم نیستم. ولی درمورد اینکه نشریه هالیوود ریپورتر ادعا کرده که حدود 30‌میلیون‌دلار هزینه فیلم شده چند سوال برایم مطرح شد. اول اینکه فیلم الان ساخته نشده و مراحل پیش تولید و تولیدش چند سال طول کشیده است. پس مبنای مقیاس شان چیست؟ ضمنا این نشریه میزان دلارهای خرج شده را بر مبنای کدام نرخ ارزیابی کرده است. یعنی ارز مبادلاتی را چه قیمتی درنظر گرفته است؟ به قیمت دلار امروز یا سال گذشته و کلا چه سالی؟! ضمنا خودشان به طور ضمنی اعتراف کرده‌اند که هزینه فیلم ما چقدر است و هزینه فیلم قطری‌ها چقدر.»
او در ادامه درپاسخ به این سوال که آیا زندگی پیامبر اسلام را برمبنای نگاه شیعه به تصویر کشیده‌اید، پاسخ داد: «فیلم من از نگاه شیعه نیست بلکه دوست داشتم از زاویه دید جهان اسلام باشد و موجبات نزدیکی و تقریب مذاهب جهان را فراهم آورد. تمام تلاش ما در فیلم «محمد(ص)» این بود که قرائت حقیقی از دین مبین اسلام برای دنیا نشان دهیم. دینی که براساس کرامت انسانی بنا شده است و مهم‌ترین رسالت پیامبر زنده کردن اخلاق بوده‌، چیزی که در دنیای امروز کمتر دیده می‌شود.»
مجید مجیدی با این حال افزود:«از هرفیلمی که درباره تاریخ اسلام ناب محمدی ساخته شود، استقبال می‌کنیم، اما مهم آن است که اثر مورد نظر مبتنی بر نگاه رسول خدا(ص) باشد. به همین دلیل هالیوود نسخه خوبی برای ساخت فیلمی درباره پیامبر(ص) نمی‌تواند باشد و این راه از همین ابتدا یک بن‌بست است. متاسفانه کسانی اسلام را متحجرانه و همراه با خشونت نشان می‌دهند، چیزی که هیچ قرابتی با اسلام ندارد و نگران آن هستیم دید جدیدی نشان داده شود.»
این کارگردان ادامه داد: «هالیوود الگوی خوبی برای ساخت فیلم پیامبر(ص) نیست و ‌ای‌کاش قطری‌ها برای ساخت این فیلم از جهان اسلام کمک می‌گرفتند و سینمای ایران هم حاضر بود در حوزه‌های تخصصی فیلمنامه و کارگردانی تجارب خودش را در اختیار آنها بگذارد.»
البته باید افزود که فیلم «محمد(ص)» از همان روز‌های نخست مورد حمله وهابیون و برخی کشورهای عرب خلیج‌فارس به این بهانه که ایران ترویج شیعه‌گری می‌کند قرار گرفت.
«محمود عزب» مشاور شیخ الازهر درباره ساخت این فیلم گفته است:هر چند ساخت فیلمی درباره حضرت محمد(ص) مجاز است اما این امر باید بدون به تصویر کشیدن آن حضرت باشد که اگر ایران چنین اقدامی بکند هیچ مسلمانی آن را قبول نمی‌کند و موجب شکل‌گیری یک فاجعه و بحران می‌شود.
عباس شومان استاد و رییس بخش شریعت اسلامی الازهر نیز با اشاره به رد صریح و قاطع به تصویر کشیدن پیامبر اکرم(ص) در کارهای نمایشی، گفت: «علمای شیعه در این زمینه اختلاف نظر دارند اما ساخت چنین فیلمی موجب خشم جهانی مسلمانان می‌شود که باید ایران جلوی این کار را بگیرد.»
پس از فروکش کردن چند ماهه اتهام‌پراکنی رسانه‌های عربی ضدایرانی علیه فیلم «محمد(ص)» مجید مجیدی، روزنامه وهابی «المدینه» که در مدینه منوره به چاپ می‌رسد دور جدیدی از این فعالیت‌ها را کلید زد.
بنابر این گزارش، این روزنامه مدعی شده است که مجید مجیدی اخیرا با اعلام پایان تصویربرداری این فیلم، به صراحت از بازی یکی از بازیگرانش در نقش حضرت محمد(ص) سخن گفته است. در همین حال این روزنامه وهابی با اشاره به مباحث متعدد در محافل دینی و هنری درباره به تصویرکشیدن انبیا و اولیا و صحابه، نوشت: «این در حالی است که سینمای ایران بر خلاف همه جریان‌های سینمایی و تلویزیونی در جهان اسلام حرکت می‌کند.»
بنابر این گزارش، این روزنامه وهابی همچنین در دروغی آشکار، به‌رغم موضع الازهر که پیش از این درباره این فیلم سینمایی ابراز کرده است، مدعی شد برخی علمای الازهر با ارسال شکواییه‌هایی خواستار ممانعت از پخش این فیلم شدند.
همچنین این روزنامه در حالی ایران را به حرکت بر‌خلاف همه جریان‌های سینمایی و تلویزیونی در جهان اسلام متهم کرده است که سال گذشته سریال «الحسن و الحسین» با به تصویرکشیدن این دو امام همام(ع) در شبکه‌های تلویزیونی عربی به نمایش گذاشته شد و هم‌اکنون نیز سریال «فاروق عمر» با به تصویر کشیدن خلفای راشدین از جمله امام علی(ع) در حال ساخت است. برپایه این گزارش، الازهر نیز پیش از این درباره فیلم «محمد(ص)» مجید مجیدی اعلام کرده بود، تا پایان تصویربرداری و چگونگی به تصویر کشیده‌شدن پیامبر اسلام(ص) در این فیلم نمی‌توان درباره آن سخن و ادعایی داشت.

+ نوشته شده توسط مانی در شنبه بیست و ششم اسفند 1391 و ساعت 10:25 |
اظهارات فرج‌الله سلحشور درمورد بازیگران زن به شکایت 13 بازیگر زن از این کارگردان انجامید. بنا بر این گزارش، روز گذشته قاضی شعبه 9 دادسرای فرهنگ و رسانه از شکایت 13 بازیگر زن از فرج‌الله سلحشور خبر داد. آن طور که خبرگزاری مهر، دیروز گزارش داد؛ حجت‌الاسلام منصوری، قاضی شعبه 9 دادسرای فرهنگ و رسانه اعلام کرد: «13 نفر از بازیگران زن سینمای ایران در رابطه با گفته‌های فرج‌الله سلحشور از وی در دادسرای فرهنگ و رسانه شکایت کرده‌اند. همچنین یک نویسنده مشهدی هم در مورد فیلمنامه یوسف پیامبر از فرج‌الله سلحشور شکایت کرده و گفته سلحشور فیلمنامه‌اش را از وی سرقت کرده که پرونده آن در حال بررسی است.» مهرماه سال گذشته فرج‌الله سلحشور با اشاره به برخی اخبار درباره حضور آنجلینا جولی هنرپیشه هالیوودی در ایران و بازی در یک فیلم سینمایی گفت: «هنرپیشه‌های زن ایران خودشان یک‌پا آنجلینا جولی هستند و سینمای ایران باید هم برای ادامه فعالیت خود فاحشه بین‌المللی بیاورد.» این اظهارات با واکنش و اعتراض برخی بازیگران همراه شد و حتی همان زمان لادن طباطبایی بازیگر سینما و تلویزیون در برنامه «هفت» از اظهارات سلحشور به‌شدت انتقاد کرد. وی با اشاره به این اظهارات، گفت: «از سال گذشته برخی مسایل پیش آمد که حواشی زیادی به همراه داشت. از جمله دستمزد بازیگران و بعد از آن اظهار‌نظر یک کارگردان دینی که تمام حرمت زنان بازیگر را زیر سوال برد. تعجب می‌کنم این کارگردان چرا این اظهار نظر را کرد که هنوز هم صدمات آن در سینمای ایران باقی مانده است. من نسل بعد از انقلاب هستم که رشد کردم و دیگر این تضادها از تحمل من خارج شده است.» حالا با گذشت نزدیک به شش ماه از آن اظهارات جنجالی، بازیگران معترض، دست به کار شده و اقامه دعوا کرده‌اند. 

+ نوشته شده توسط مانی در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1391 و ساعت 14:11 |

40 روز پس از گفت‌و‌گوی پرویز پرستویی با خبر آنلاین، مهدی کریمی، تهیه‌کننده فیلم «آژانس شیشه‌ای» به صحبت‌های این بازیگر واکنش نشان داد. پس از انتشار صحبت‌های پرستویی با تاکید بر این مطلب که اگر در مورد نقش‌هایم صحبتی به میان نمی‌آمد، هیچ پاسخی به حرف‌های این تهیه‌کننده نمی‌دادم، گفت: «پس از این نیز هیچ جوابی به صحبت‌های بعدی ایشان نخواهم داد.»

متن کامل صحبت‌های پرستویی به این شرح است:
«امیدوارم که خداوند مرا ببخشد، چون قصدم تخریب شخصیت و اهانت نیست و در این مقطع از زمان که تن سینمای مظلوم ما از ترکش‌های ریز و درشت و جورواجور زخمی است، نمی‌خواهم بیش از این مورد شماتت مخاطبان قرار بگیرم، ولی ناچارم که بگویم، همچنان پای حرف‌هایی که در 9 بهمن‌ماه سال 91 در خبرآنلاین بر علیه این تهیه‌کننده زدم، هستم و بعد از این هم دیگر هیچ جوابی نخواهم داد و امیدوارم همه کسانی که این مطالب را می‌خوانند، مرا ببخشند چون قصدم جوابیه نبود.
اما ناگزیرم از نقش‌هایم دفاع کنم. نمی‌گویم برادر عزیز آقای مهدی کریمی چون شما برادر من نیستید، نمی‌گویم همکار محترم، چون همکار خوبی نبودید اما قابل توجه شما به اصطلاح تهیه‌کننده سینما، بگویم من برای تمام نقش‌هایم احترام قائلم چراکه معرفت و گذشت را از حاج کاظم‌ها و جواد کولی‌ها و رضا فتحعلی‌ها و رضا مارمولک‌ها یاد گرفتم.
1- حاج کاظم به من یاد داد که حق گرفتنی است و حق مظلومان را باید گرفت و من تا آخر فیلمبرداری «آژانس شیشه‌ای» از شما پول نگرفتم.
‌2- جواد کولی و رضا فتحعلی به من معرفت و گذشت را یاد دادند چراکه در فیلم «روبان قرمز» به توصیه آقای حاتمی‌کیا به شما اولتیماتوم دادم که چون قراردادم تمام شده و 45 روز هم اضافه بر قراردادم، پای کار ایستاده‌ام و چون قرار است به فیلم «شوخی» همایون اسعدیان ملحق شوم، اگر پول مرا ندهید به تهران باز خواهم گشت و شما به قشم آمدید و پول بنده را دادید اما فردای‌‌ همان روز وقتی از «سربیلی» به قشم- در محل اسکان خود- برگشتم، دیدم تمام گروه در لابی 22 واحده قشم نشسته‌اند و مسوول مهمانسرا به آنها به خاطر چک برگشتی شما کلید نمی‌دهد، دوباره به شما زنگ زدم بیایید چکی که به من داده‌اید را بگیرید و با مهمانسرا تسویه حساب کنید تا کلید بچه‌ها را بدهند و این کار انجام شد.
3- رضا مارمولکی که از دیوار راست‌بالا می‌رفت با ملبس شدن به لباس روحانیت، آن منبر و لباس را درک کرده، متنبه شده و به کمک مردم شتافت و مسیر زندگی خود را عوض کرد.
النهایه تمامی نقش‌هایی که تا به حال بازی کرده‌ام به من یاد داده‌اند که مسیر انسانی را طی کنم و هنوز هم به انتهای مسیر نرسیده‌ام و در تلاشم ولی ظاهرا این فیلم‌ها که شما ساخته‌اید، فقط برایتان فیلم بوده و هیچ تاثیری در زندگی شما نگذاشته، پس قضاوت را به اهلش می‌سپارم.»

+ نوشته شده توسط مانی در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1391 و ساعت 15:1 |

دنیای شهرت در کنار مشکلات و سختی‌های شناخته شدن و کمی دور شدن از زندگی عادی امتیازهایی هم دارد؛ برای مثال اگر صاحب‌نام و مشهور باشید و به ویژه اگر سوپر استار یا هنرمند باشید و بعد تصمیم به شروع تجارت یا کار در هر رشته‌ای بگیرید، شهرت حتما در پیشبرد بهتر کار و البته رونق گرفتن آن تاثیر چشمگیری دارد و حتی می‌توان گفت شهرت پله‌ای است برای موفقیت در هر رشته تجاری؛ از ساخت صنایع دستی تا افتتاح شرکت ساختمانی و پرداختن به کارهای دیگر، بازیگران را از نظر مالی کمی بی‌نیاز می‌کند و می‌تواند به آنها این اطمینان را بدهد که در آینده و پس از پایان عصر طلایی خود پشتوانه مالی و درآمد قابل اتکایی داشته باشند. این امر در تمام دنیا رواج دارد و خیلی از سوپراستارهای هالیوودی و بالیوودی هم در کنار بازیگری به شغل‌های دیگری هم می‌پردازند. خبرگزاري ايسنا به نقل از سايت فردا نیوز به کسب‌وکار تعدادی از بازیگران و هنرمندان ایرانی و شغل دومی که دارند، پرداخته‌است. 
1 محمدرضا گلزار 
محمدرضا گلزار، سوپراستاری است که هر خبری در مورد او جنجالی می‌شود و همه تصویر او را به‌عنوان مدل روی بیلبورد‌ها دیده‌اند. این بازیگر تنها به مدل بودن اکتفا نکرده است؛ او کلوپ زیبایی ویژه مردان تاسیس کرده و البته ظاهرا به کار تولید پوشاک هم مشغول است و برندی اختصاصی برای خود دارد. او قبل از اینکه ایران را ترک کند، مربی اسکی بود و سرپرست گروه موسیقی «ریزار» هم هست. او به تازگی یک سالن سولار هم افتتاح کرده است. 
2 بهرام رادان 
بهرام رادان، پسر چشم آبی سینمای ایران، بازیگری که روزی شاگرد گمنام یکی از آموزشگاه‌های بازیگری بود و با پیمان معادی کارشان را با هم آغاز کردند، این روز‌ها موقعیت خود را در سینما اثبات کرده است. او صاحب کافی شاپی به نام «ویونا» هم بود که البته اخیرا امتیازش را واگذار کرد. این کافه دو شعبه در دو خیابان معروف شمال تهران داشت که شعبی هم در نقاطی از شهرهای شمالی دارد. در این کافه‌ها روی هیچ میزی جاسیگاری نیست و بزرگ نوشته شده است: «کشیدن سیگار در این مکان ممنوع است.»


3 رضا کیانیان 
رضا کیانیان، علاوه بر بازیگری، نویسندگی، عکاسی و مجسمه‎سازی هم می‌کند. مجسمه‌های چوبی و عکس‌هایش در نمایشگاه‌های متعددی به نمایش درآمده‌اند. 
4 مهتاب کرامتی 
مهتاب کرامتی، بازیگر و سفیر حسن نیت یونیسف در ایران هم صاحب مزونی در شهرکی در غرب تهران است. او ۱۲ سال است در این مزون به کار تولید انبوه لباس مشغول است و برای یکی از برندهای معروف، لباس طراحی و تولید می‌کند. 
5 امین تارخ 
امین تارخ، بازیگر صاحبنام ایرانی، صاحب آموزشگاه بازیگری است. این آموزشگاه با توجه به سروصدایی که میان جوانان علاقه‌مند به بازیگری به پا کرده، درآمد سرشاری را نصیب تارخ می‌کند. 
6 رضا عطاران 
رضا عطاران، بازیگر و کارگردان طنز مطرح و کاربلد ایرانی، یک آتلیه عکاسی با نام خانوادگی‌اش در خیابانی در شمال تهران دارد. 
7 نگار جواهریان 
نگار جواهریان، بازیگر جوان و سرشار از استعداد این روزهای سینمای ایران، سابقه روزنامه‎نگاری هم دارد. او مدتی در یکی از مجلات، تحلیل بازیگری می‌نوشت و نمایشنامه «خیانت» با ترجمه او و تینوش نظم جو را نشرنی در قالب مجموعه «دور تا دور دنیا» منتشر کرده است. 
8 پوریا پورسرخ 
پوریا پورسرخ، بازیگر سینما و تلویزیون، دکترای فیزیولوژی گیاهی دارد و در کنار بازیگری به کار طراحی فضای سبز و ترجمه مقاله برای مجله‌های علمی نیز مشغول است. 
9 لاله اسکندری 
لاله اسکندری که نقاشی دیواری و کاشی کاری وی را در تقاطع بزرگراه شهید همت و ستاری همه دیده‌ایم، به کارهای هنری و صنایع دستی مشغول است. روزبه اسکندری، برادر لاله اسکندری و مدیرعامل شرکت اجراکننده طرح‌ها است. نقاشی دیواری لاله اسکندری در دو فاز در بزرگراه شهید همت، تقاطع بزرگراه شهید ستاری قرار دارد. 
10 نیوشا ضیغمی 
نیوشا ضیغمی، بازیگر سینما هم دارای موسسه زیبایی است. او در این مرکز با همکاری پزشکان به بانوان خدمات زیبایی ارائه می‌دهد. موسسه او در یکی از گران‌ترین خیابان‌های تهران است. 

+ نوشته شده توسط مانی در شنبه نوزدهم اسفند 1391 و ساعت 15:51 |
پرستو صالحي: در اواسط فروردين ماه امسال، يادداشتي در رابطه با فساد در سينما در صفحه‌اش در يكي از شبكه‌هاي اجتماعي منتشر كرد كه باعث بازتاب گسترده‌اي شد. تا جايي‌كه حتي بهرام رادان در جواب آن، يادداشتي منتشر كرد و گفت صالحي مي‌خواسته با اين حرف‌ها خودش را مطرح كند. صالحي در مصاحبه‌اي كه انجام داده، گفته بود ۴۰ درصد از افراد سينمايي پشت دوربين فاسد هستند. 

مسعود بخشي: با ساخت اولين فيلم بلند سينمايي خود درباره خرمشهر، حسابي جنجال به پا كرد. اين فيلم كه به تهيه‌كنندگي ايران و فرانسه با نام يك خانواده محترم ساخته شد، تنها نماينده ايران در جشنواره شصت و پنجم فيلم كن(خرداد ماه ۹۱) بود كه نظر منتقدان را به خود جلب كرد. اين فيلم حتي جايزه بهترين فيلم در بخش افق‌هاي تازه را در جشنواره بين‌المللي فيلم ابوظبي گرفت و از همانجا جنجال‌ها به وجود آمد. داستان فيلم درباره يكي از رزمندگان ايراني است كه در جبهه بوده و بعد از پايان جنگ دچار تغييراتي مي‌شود. اما اين فيلم به خاطر مضمونش و آنچه كه آن را سياه‌نمايي مي‌خوانند، بازتاب‌هاي خوبي در ايران نداشت. آنقدر كه سيد محمد حسيني، وزير فرهنگ و ارشاد درباره‌اش گفت: «تهيه‌كنندگان و كارگرداناني كه بدون مجوز فيلم مي‌سازند و در جشنواره‌هايي كه سياه‌نمايي مي‌كنند حضور مي‌يابند، تاوان آن را خواهند پرداخت.» 

لادن طباطبايي: اوايل شهريور ماه امسال براي هميشه از دنياي بازيگري خداحافظي كرد. انتشار نوشته‌اي درباره بخش هفتم مجموعه «شام ايراني» ساخته بيژن بيرنگ با ميزباني لادن طباطبايي در شبكه ايران، واكنش شديد اين بازيگر را به دنبال داشت. در اين نوشته آمده بود كه طباطبايي آنقدر ثروتمند است كه در خانه‌اش كلفت(!) دارد و درباره زندگي او اظهارنظر شده بود. طباطبايي هم در يك روزنامه صبح كشور با چاپ جوابيه شديداللحني به اين نوشته، به دليل اين شرايط و رنجش‌هايش از بازيگري خداحافظي كرد. 

سيدمحمد حسيني: بعد از اينكه اواخر شهريور ماه، فيلم يه حبه قند به كارگرداني رضا ميركريمي به عنوان نماينده ايران براي شركت در اسكار معرفي شد، وزير فرهنگ و ارشاد به نشانه اعتراض به فيلمي موهن كه درباره پيامبر اعظم(ص) ساخته شده بود، اسكار را تحريم كرد. حسيني، اوايل مهرماه درباره اين اتفاق گفت: «چندي پيش خبر اهانت يك فيلم‌ساز آمريكايي به ساحت مقدس پيامبر(ص) را شنيديم كه متاسفانه ساخت اين فيلم اهانت آميز خشم همه مسلمانان را برانگيخت. با توافق حوزه هنري به عنوان تهيه‌كننده اين اثر سينمايي و جناب ميركريمي، تصميم گرفته شد با عدم حضور اين فيلم در اسكار، دنيا را از اعتراض سينماگران مسلمان ايران آگاه كنيم.» 

عليرضا سجادپور: اواسط دي ماه، از سمت خود در معاونت آثار سينمايي استعفا داد و استعفايش توسط جواد شمقدري، رئيس سازمان سينمايي پذيرفته شد. در ابتدا گفته مي‌شد اين استعفا به خاطر توافقي است كه بين سازمان سينمايي و حوزه هنري بر سر سينما آزادي پيش آمده. اما بعدا سجادپور اعلام كرد اينها شايعه است و براي بازگشت به دنياي فيلم‌سازي استعفا داد‌ه است. 

جواد شمقدري: اوايل اسفند ماه، طي مصاحبه‌اي گفت سازمان سينمايي به سفارش رئيس‌جمهور، سال گذشته در فرآيند اسكار به شكلي لابي‌گري كرد كه «جدايي نادر از سيمين» اصغر فرهادي جايزه اسكار بهترين فيلم خارجي‌زبان را دريافت كند. اين در حالي است كه او سال گذشته درباره اسكار گفته بود: «اسكار يك اتفاق سينمايي است كه در كشور آمريكا اتفاق مي‌افتد و جنس آن شبيه به جشن سينماي گچساران است.» 

مسعود فراستي: اواسط اسفند ماه امسال به ناگاه خبر كناره‌گيري فراستي از برنامه هفت در رسانه‌ها منتشر شد. او درباره اين جدايي‌ گفت: «در زمان برگزاري جشنواره فيلم فجر، محمود گبرلو، مجري و تهيه‌كننده برنامه هفت اعلام كرد كه تصميم دارد بعد از اين در برنامه از نقد‌هاي نرم استفاده كند، به همين دليل من ديگر با اين برنامه همكاري نمي‌كنم.» او از هفت جدا شد و گفت اعتماد به گبرلو ساده‌لوحي بوده است. 

اسدالله نيك‌نژاد: كارگردان ايراني ساكن هاليوود كه چند وقتي است نامش براي ساخت پروژه لاله بر سر زبان‌ها افتاده است. پروژه لاله كه درباره لاله صديق، قهرمان ايراني اتومبيلراني است يكي از گران‌ترين پروژه‌هاي پيش روست. ساخت اين فيلم با چون و چراي زيادي همراه بود و يكي از مخالفان سرسخت بر سر راهش، كميسيون فرهنگي مجلس است. اما اين فيلم به تازگي و در اواسط اسفند، پروانه ساخت گرفته است. جديدترين خبر درباره اين پروژه جنجالي، جدا شدن عليرضا زرين‌دست، مدير فيلم‌برداري كار از پروژه است. 

+ نوشته شده توسط مانی در شنبه نوزدهم اسفند 1391 و ساعت 14:10 |
یک هفته پس از انتشار خبر اکران ويژه فيلم سينمايي”رسوايي" براي ائمه جمعه، برخي شنيده‌ها حکايت از مواجهه اين فيلم با دست‌اندازهايي براي اکران عمومي دارد.
نام مسعود ده‌نمکي در جغرافياي سينماي ايران همواره با حاشيه گره خورده است؛ چه آن روزها که قلم در دست داشت و در فضاي رسانه توليدات سينمايي را به نقد مي‌کشيد و چه اين روزها که دوربين در دست گرفته و فيلم‌هايش هدف نقد قرار مي‌گيرد.اولين ساخته اين کارگردان پس از سه‌گانه خبرساز”اخراجي‌ها" اگر چه در بازه توليد و حتي حضور در جشنواره به نسبت فيلم‌هاي قبلي تقريباً با هيچ حاشيه‌اي مواجه نشد، اما در آستانه اکران عمومي گويا با دست‌اندازهايي مواجه شده‌است.به گزارش مهر,روز دوشنبه علي سرتيپي مديرعامل موسسه فيلميران که پخش فيلم”رسوايي” را برعهده دارد خبر از بروز برخي حواشي در مسير اکران عمومي اين فيلم داد و اکران ويژه آن براي ائمه جمعه را هم تلويحاً در راستاي همين حواشي دانست.سرتيپي البته بلافاصله پس از انتشار اين اظهارت هرگونه مشکل در مسير اکران نوروزي فيلم”رسوايي” را رد کرد. واقعيت اما تأخير در صدور پروانه نمايش فيلم به نسبت ديگر فيلم‌هاي نوروزي است که اين خود شائبه‌هايي را به همراه دارد. اما تازه‌ترين ساخته ده‌نمکي چه ويژگي‌هايي دارد که احتمال مي‌رود براي اکران عمومي دچار دست‌انداز شود؟
"رسوايي" درباره چيست؟
اينکه مسعود ده‌نمکي پس از ساخت سومين قسمت از”اخراجي‌ها" در قالب يک نظرخواهي، از مخاطبان وبلاگش خواسته بود موافقت يا مخالفت خود با ساخت”اخراجي‌ها 4" را اعلام کنند، نشان مي‌داد که خود او نيز تاحدودي متوجه لزوم تغيير مسير در کارنامه فيلمسازي‌اش شده بود.نظرخواهي همانطور که انتظار مي‌رفت با رأي منفي همراهان وبلاگي ده‌نمکي مواجه شد تا پرونده”اخراجي‌ها" براي هميشه بسته شود و مسعود ده‌نمکي فيلمنامه‌اي ديگر در دست بگيرد.”رسوايي" در چنين شرايطي در دستور کار قرار گرفت و طبيعتاً از همان آغاز هم مي‌شد حدس زد که فاصله قابل توجهي از حال و هواي”اخراجي‌ها" خواهد داشت.فيلم بدون حاشيه خاصي با دعوت از الناز شاکردوست و اکبر عبدي براي ايفاي دو نقش اصلي، مقابل دوربين رفت. ده‌نمکي البته طبق عادت در حين توليد نيم‌نگاهي هم به فضاي رسانه‌اي داشت.انتشار عنوان طراحي شده فيلم در فضاي مجازي که اصلي‌ترين نماد به کار رفته در آن”کفش پاشنه بلند قرمز" بود، يکي از ابتکارهايي بود که در همان مقطع بسياري را نسبت به محتواي فيلم کنجکاو کرد. به خصوص که هم‌زمان تصاوير گريم متفاوت اکبر عبدي و الناز شاکردوست هم منتشر شده بود و همه چيز براي حدس و گمان درباره داستان جنجالي فيلم مهيا شد. گمانه‌زني‌هايي که دامنه آن‌ها از”حکايت شيخ صنعان" تا داستان”رابطه يک روحاني با يک دختر هرزه" را شامل مي‌شد. ده‌نمکي اما خود بهتر از هرکس مي‌دانست که داستان فيلم تازه‌اش هيچ نسبتي با اين سوژه‌هاي ملتهب ندارد. مصلحت اما بهره‌گيري از کنجکاوي رسانه‌اي بود!بعدها خلاصه داستان رسمي”رسوايي" اينگونه منتشر شد: افسانه دختر بدنام محل که مورد توجه همسايه‌اي از است به علت بدهي‌هاي خود و پدرش تحت فشار و در آستانه فروپاشي کامل اخلاقي است. او پس از ربودن سفته‌هاي پدرش به هنگام فرار با حاج يوسف روحاني زاهد محل برخورد مي‌کند. حاج يوسف در مسير کمک به افسانه دچار مشکلاتي مي‌شود.
جاي خالي”رسوايي" در آراء مردمي جشنواره
"رسوايي" بدون حاشيه خاصي در پروسه انتخاب آثار براي جشنواره سي‌ويکم فيلم فجر در فهرست بخش اصلي جشنواره قرار گرفت و از همان اولين روز جشنواره به يکي از فيلم‌هاي پرمخاطب تبديل شد؛ مخاطباني که به‌واسطه کنجکاوي رسانه‌اي به‌وجود آمده عطش تماشاي فيلم را داشتند. با گذشت چند روز از آغاز جشنواره و انتشار نتايج آراء مردمي اما ورق اندکي برگشت چراکه گويي علاقمندان تماشاي فيلم تازه کارگردان”اخراجي‌ها" چندان از حاصل کار رضايت نداشتند و بر خلاف انتظار صدرنشيني فهرست بهترين فيلم‌هاي جشنواره از نگاه مردم هيچ گاه به رسوايي نرسيد.ده‌نمکي البته نسبت به صحت آراء مردمي انتقاد کرد تا نشان دهد که خود نسبت به اقبال مردم به فيلم تازه‌اش ايمان دارد. اما هم‌زمان با سينماهاي مردمي نمايش”رسوايي" در سالن رسانه‌ها و نيز نمايش هم‌زمان آن در سينماي قلهک (سينماي متعلق به جبهه فکري انقلاب اسلامي) با واکنش‌هاي متفاوتي مواجه شد.طيفي از منتقدان که طبيعتاً نسبتي با فضاي فکري مسعود ده‌نمکي نداشتند ترجيح دادند در برابر فيلم تازه او هم سکوت کنند اما طيف ديگري از کارشناسان به‌ويژه آنها که در سينما قلهک به تماشاي فيلم نشسته بودند مواضع تند و تيزي عليه فيلم گرفتند؛ مواضعي که پربيراه نيست اگر بگوييم خود ده‌نمکي هم انتظار آن را نداشت.
از هم گسستن زنجيره توفيقات نوروزي آقاي کارگردان؟
احتمالاً همين انتقادهاي تند کارشناسان سينمايي منتسب به جبهه فکري انقلاب، نقطه آغاز حاشيه‌هايي بود که امروز”رسوايي" را در آستانه توقيف قرار داده است. فيلم تازه‌ ده‌نمکي در کنار”قاعده تصادف" ساخته بهنام بهزادي دو فيلمي هستند که از ميان 5 فيلم معرفي شده براي اکران نوروز92 هنوز پروانه نمايش نگرفته‌اند و همين نکته با توجه به حاشيه‌هايي که علي سرتيپي به آن اشاره کرده‌است احتمال عدم صدور اين پروانه را قوت بخشيده‌است.نکته جالب اينکه يکي از کارشناسان سينمايي که هم‌زمان با جشنواره سال گذشته پرچم انتقاد عليه فيلم”گشت ارشاد" و”خصوصي" را علم کرده بود و حتي تا آخرين لحظات پايين کشيدن اين دو فيلم از پرده سينماها از موضع انتقادي خود کوتاه نيامد اين‌بار موضعي شديد‌تر عليه فيلم ده‌نمکي اتخاذ کرده‌است. صادق کوشکي در حاشيه نمايش”رسوايي" در پرديس سينماي قلهک با تأکيد بر اينکه”رسوايي ضعف شديد ساختار و محتوا دارد" خطاب به ده‌نمکي گفت:”روي‌تان مي‌شود اين فيلم را به امام زمان(ع) نشان دهيد؟"اين ديدگاه انتقادي نسبت به فيلم ده‌‌نمکي که بعدها از سوي برخي ديگر از کارشناسان مذهبي هم طرح شد چالش‌هاي محتوايي”رسوايي" را جدي‌تر کرد و احتمالاً به همين دليل پخش‌کننده فيلم تصميم به اکران ويژه آن براي گروه‌هاي مرجع همچون ائمه جمعه و نمايندگان حوزه علميه قم گرفته است. بايد منتظر ماند و ديد اين تمهيد گره از کار”رسوايي" خواهد گشود؟ آيا زنجيره توفيقات نوروزي ده‌نمکي (تنها کارگرداني که تمام ساخته‌هايش تا به امروز در ايام نوروز روانه پرده سينماها شده‌است) با”رسوايي" از هم گسسته مي‌شود؟

+ نوشته شده توسط مانی در چهارشنبه نهم اسفند 1391 و ساعت 12:31 |
«جیمز دین»، از بزرگ‌ترین بازیگران تاریخ سینمای جهان است. «جیمز دین»، متولد هشتم فوریه 1931، بازیگر خوش‌چهره و نامدار هالیوود است که روز 30 سپتامبر 1955 بر اثر سانحه‌ رانندگی در سن 24 سالگی درگذشت. وی در حال راندن یک پورشه 550 اسپایدر بود. ایسنا نوشت: وی با وجود تعداد کم نقش‌آفرینی‌هایش، شهرت فراوانی به‌دست آورد و تنها به واسطه‌ ایفای نقش در سه فیلم «شورش بی‌دلیل» (1955)، «شرق بهشت» (1955) و «غول» (1956) به محبوبیت فراوان دست یافت و مرگ ناگهانی وی بر اثر سانحه‌ رانندگی موجب جاودانه‌شدن شخصیت وی شد. «جیمز دین» اولین بازیگر سینما نام گرفت که بعد از مرگ، نامزد جایزه‌ اسکار شد و تاکنون تنها بازیگری است که دو نامزدی جایزه‌ اسکار بهترین بازیگری را پس از مرگ تجربه کرده است. این بازیگر سرشناس که در سال 1999 ازسوی انجمن فیلم آمریکا به‌عنوان هجدهمین بازیگر برتر تاریخ هالیوود انتخاب شد، روز هشتم فوریه 1931 در ایندیانا متولد شد و در شش سالگی به‌همراه خانواده‌اش به کالیفرنیا منتقل شد. وی هنگام تحصیل در دانشگاه UCLA با کنارزدن 350 بازیگر توانست برای نقش مالکولم در نمایشنامه مکبث انتخاب شود. جیمز دین در سال 1951 با کناره‌گیری از دانشگاه، به‌طور تمام وقت به بازیگری روآورد. وی ابتدا به‌عنوان هنرپیشه‌ تلویزیون مقابل دوربین قرار گرفت و همزمان به‌عنوان مجری مسابقات تلویزیونی و بازیگر تئاتر مشغول به فعالیت شد. بازی بی‌نظیر او در تئاتر «ضد اخلاق» که اقتباس از کتاب آندره ژید بود، مورد استقبال هالیوودی‌ها قرار گرفت و از سال 1953 بود که به دنیای سینما وارد شد. «الیا کازان»، کارگردان نامدار هالیوود در همان سال برای نقش اصلی فیلم جدیدش که اقتباس از رمان معروف «شرق بهشت» جان اشتاین بک بود، به دنبال بازیگر توانمندی می‌گشت که سرانجام جیمز دین را پسندید. بازی فوق‌العاده او در این فیلم حتی نقش او در «شورش بی‌دلیل» را در سایه قرار داد. این درحالی بود که جیمز دین در فیلم «شرق بهشت» چندان به فیلمنامه پایبند نبود و در بیشتر سکانس‌ها و دیالوگ‌ها واکنش‌های غیرمنتظره‌ای را از خود نشان می‌داد. وی در سال 1955 برای بازی در این فیلم نامزد جایزه‌ اسکار بهترین بازیگر مرد شد که همان‌طور که گفته شد اولین‌بار بود یک بازیگر پس از فوت، نامزد جایزه‌ اسکار می‌شد. جیمز دین پس از درخشش در این فیلم، به پروژه‌ «شورش بی‌دلیل» به کارگردانی «نیکولاس ری» پیوست و نقش مقابل «دنیس هوپر» و «ناتالی وود» را بازی کرد. جیمز دین در سال 1956 پیش از مرگ در فیلم «غول» نقش مکمل را بازی کرد. این فیلم آخرین نقش‌آفرینی این بازیگر نامدار بود. وی برای این فیلم برای دومین بار نامزد جایزه‌ اسکار بهترین بازیگر مرد شد. وی در سال 1957 جایزه‌ گلدن گلوب بهترین بازیگر مرد و در سال 1956 جایزه‌
یک عمر دستاورد سینمایی را کسب کرد. ستاره‌ شهرت وی در تالار مشاهیر هالیوود نقش بسته است. «ملوان برحذر»، «کسی دختر مرا ندیده» و «سرنیزه‌های استوار» از دیگر فیلم‌های جیمز دین هستند.

+ نوشته شده توسط مانی در پنجشنبه نوزدهم بهمن 1391 و ساعت 13:2 |